فراخوان مسابقه رسانه‌ای و شهروندی\r\n با موضوع انعکاس خدمت تلاشگران عرصه مقابله با کرونا و تقویت امید و همدلی \r\n جانِ من؛ ایرانِ من\r\nمقدمه:\r\nمسئله اول این روزهای کشور و حتی همه دنیا کروناست. ویروسی که با همه کوچکی دنیا را کاملاً به خود مشغول کرده است. این بیماری پا را از مرزهای پزشکی نیز فراتر گذاشته و تبعات اجتماعی و سیاسی نیز یافته است. به گونه‌ای که راه‌های پیشگیری از آن نیز فراتر از علم پزشکی، در امید و اتحاد و هم بستگی ملی تجلی می‌یابد.\r\nاین موقعیت خطیر ما را برآن‌داشت تا سهمی اندک در ثبت، بازآفرینی و گسترش این امید و اتحاد داشته باشیم.\r\nدرباره مسابقه: \r\nمسابقه رسانه‌ای «جانِ من؛ ایرانِ من» در ۲ بخش کلی «نوشتار رسانه‌ای» و «تصاویر رسانه‌ای» برای ۲ گروه «اهالی رسانه» و «شهروندان» در ۷ محور کلی طراحی شده است. \r\nمحورهای مسابقه: \r\n\r\n زحمات شبانه‌روزی پزشکان، پرستاران و کادر درمانی بیمارستان ها و ساير دستگاه هاي امدادرسان برای مقابله با ویروس کرونا.\r\n تلاش‌های شبانه‌روزی دستگاه‌های خدمت رسان، صنايع و بخش‌هاي عمومي كه در شرايط اپيدمي كرونا كماكان به مردم خدمت مي‌كنند. \r\n نوروز باستانی ایرانیان و کرونا.\r\n فعالیت داوطلبانه و جهادی گروه‌هاي جهادي و نیروهای مسلح اعم از سپاه، ارتش، بسیج و نیروی انتظامی برای خدمت‌رسانی به مردم و آسيب ديدگان.\r\n همدلی و اتحاد مردم در پخش وسایل ضروری بهداشتی به صورت خودجوش.\r\n بهبودیافتگان کرونا و ادامه مسیر زندگی\r\n تلاش براي آگاهي بخشي صحيح و تشخیص اخبار غلط و شایعات\r\n\r\nقوانین و مقررات بخش تصاویر رسانه‌ای:\r\nاین بخش در سه محور کلی «عکس»، «گزارش‌های ویدیویی (vlog)» و «فیلم یک دقیقه‌ای» برگزار می‌شود.\r\nالف) بخش فیلم یک دقیقه‌ای:\r\n\r\n فیلم‌ها با کیفیت حداقل ۷۲۰ در قالب MP4 ارسال شود.\r\n فیلم‌ها حتما باید به صورت افقی ضبط شود.\r\n هر فیلمساز می‌تواند با ۲ اثر در این مسابقه شرکت کند.\r\n کارگردان اثر به عنوان صاحب اثر شناخته می‌شود.\r\n ذکر مشخصات اثر و عنوان در ابتدای فیلم الزامی است.\r\n مسئولیت صحت اطلاعات ارسالی بر عهده شرکت کننده است.\r\n استفاده از آثار راه یافته به بخش مسابقه برای تبلیغات، انتشارات، و اکران با ذکر نام صاحب اثر برای برگزارکننده مجاز است.\r\n رعایت نکردن قوانین و مقررات، منجر به حذف فیلم‌ها از مرحله داوری می‌شود.\r\n تصمیم‌گیری در مورد موارد پیش‌بینی نشده بر عهده دبیرخانه است.\r\n ارسال فیلم و شرکت در مسابقه به منزله پذیرش مقررات مسابقه است.\r\n مشخصات کامل هر فرد در یک فایل PDF یا WORD شامل نام، نام خانوادگی، شماره تماس و کدملی همراه با عکس‌ از پشت صحنه فیلم ارسال شود\r\n\r\nب) بخش گزارش ویدیویی\r\n\r\n فیلم‌ها با کیفیت حداقل ۷۲۰ در قالب MP4 ارسال شود.\r\n فیلم‌ها حتما باید به صورت افقی ضبط شود.\r\n هر گزارشگر می‌تواند با ۲ اثر در این مسابقه شرکت کند.\r\n مسئولیت صحت اطلاعات ارسالی بر عهده شرکت کننده است.\r\n استفاده از آثار راه یافته به بخش مسابقه برای تبلیغات، انتشارات، و اکران با ذکر نام صاحب اثر برای برگزارکننده مجاز است.\r\n رعایت نکردن قوانین و مقررات، منجر به حذف فیلم‌ها از مرحله داوری می‌شود.\r\n تصمیم‌گیری در مورد موارد پیش‌بینی نشده بر عهده دبیرخانه است.\r\n ارسال فیلم و شرکت در مسابقه به منزله پذیرش مقررات مسابقه است.\r\n مشخصات کامل هر فرد در یک فایل PDF یا WORD شامل نام، نام خانوادگی، شماره تماس و کدملی همراه با عکس‌ از پشت صحنه فیلم ارسال شود.\r\n\r\nج) بخش عکس:\r\n\r\n این مسابقه در دو بخش حرفه‌ای (آثار منتشر شده در رسانه‌های معتبر) و شهروندی برگزار می‌شود.\r\n برای شرکت در بخش حرفه‌ای باید نام، لینک یا تصویری از عکس کار شده در رسانه‌ معتبر ارسال شود.\r\n ویرایش عکس‌ها نباید جنبه استنادی عکس را مخدوش کند.\r\n هر عکاس می‌تواند با ۱۰ تک عکس در این مسابقه شرکت کند.\r\n عکس‌های ارسالی می‌توانند رنگی، مونوکروم یا سیاه و سفید باشد.\r\n عکس‌ها باید دارای عنوان باشد.\r\n مکان و زمان عکس باید ذکر شود.\r\n اندازه عکس‌ها حداقل ۱۵۰۰پیکسل و حداکثر ۲۰۰۰ پیکسل باشد.\r\n DPI عکس‌ها باید ۳۰۰ پیکسل و حجم هر فریم عکس ارسالی ۲ تا ۳ مگابایت با پسوند JPG باشد.\r\n مسئولیت صحت اطلاعات ارسالی بر عهده شرکت کننده است.\r\n شرکت کننده در مسابقه و صاحب فایل اصلی عکس، به عنوان عکاس و مالک اثر شناخته می‌شود و مسئولیت هرگونه دعوی در باب مالکیت اثر از عهده مسابقه خارج است.\r\n استفاده از آثار راه یافته به بخش مسابقه برای تبلیغات، انتشارات، چاپ کتاب و برگزاری نمایشگاه با ذکر نام صاحب اثر برای برگزارکننده مجاز است.\r\n رعایت نکردن قوانین و مقررات، منجر به حذف عکس‌ها از مرحله داوری می‌شود.\r\n تصمیم‌گیری در مورد موارد پیش‌بینی نشده بر عهده دبیرخانه است.\r\n ارسال عکس و شرکت در مسابقه به منزله پذیرش مقررات مسابقه است.\r\n عکسهای ارسالی باید به صورت زیر با حروف انگلیسی نامگذاری شوند. مثال(01_JABARI Ali: (\r\n مشخصات کامل هر فرد در یک فایل PDF یا WORD شامل نام، نام خانوادگی، شماره تماس و کدملی همراه با عکس‌ها ارسال شود.\r\n\r\nقوانین و مقررات بخش نوشتار رسانه‌ای:\r\n\r\n این بخش در محورهای «گزارش»، «مصاحبه»، «یادداشت»، «مقاله»  و «تولیدات محتوایی برجسته و اثرگذار در فضایی مجازی (شامل توییت، پست اینستاگرام و ..» در دو بخش حرفه‌ای (آثار منتشر شده در رسانه‌های معتبر) و شهروندی برگزار می‌شود.\r\n در بخش حرفه‌ای باید نام، لینک یا تصویری از نوشتار کار شده در رسانه ارسال شود.\r\n هر نویسنده می‌تواند در حداکثر ۲ بخش شرکت کند.\r\n اثر ارسالی باید دارای عنوان باشد.\r\n مسئولیت صحت اطلاعات ارسالی بر عهده شرکت کننده است.\r\n استفاده از آثار راه یافته به بخش مسابقه برای تبلیغات، انتشارات، چاپ کتاب و ... با ذکر نام صاحب اثر برای برگزارکننده مجاز است.\r\n رعایت نکردن قوانین و مقررات، منجر به حذف آثار از مرحله داوری می‌شود.\r\n تصمیم‌گیری در مورد موارد پیش‌بینی نشده بر عهده دبیرخانه است.\r\n ارسال اثر به منزله پذیرش مقررات مسابقه است.\r\n مشخصات کامل هر فرد در یک فایل PDF یا WORD شامل نام، نام خانوادگی، شماره تماس و کدملی همراه با آثار ارسال شود.\r\n\r\nبخش ویژه\r\n این بخش در ۲ محور «شخصیت موثر در اطلاع رسانی و امید بخشی در حوزه رسانه»، «برجسته‌ترین رسانه در اطلاع رسانی و امید بخشی در حوزه رسانه» برگزار می‌شود.\r\nارکان و داوران مسابقه:\r\nرییس مسابقه: محمد خدادی معاون مطبوعاتی و اطلاع رسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی\r\nدبیر : مهدی محمدی رییس فرهنگ‌سرای رسانه\r\nداوران بخش تصاویر رسانه‌ای: سیف‌الله صمدیان، محمد نوروزی، محمد حمیدی‌مقدم، سید صادق موسوی، ساتیار امامی و احسان رفعتی\r\nداوران بخش نوشتار رسانه‌ای: یونس شکرخواه، حسن نمکدوست، فریدون صدیقی، گیتا علی‌آبادی و علی‌اصغر محکی\r\nجوایز مسابقه:\r\nبه نفرات اول تا سوم هر یک از بخش‌های برنامه، (با تفکیک بخش حرفه‌ای و شهروندی) تندیس و جایزه نقدی اهدا می‌شود.\r\nتقویم اجرایی مسابقه:\r\nآغاز فراخوان: ۲۶اسفند ۱۳۹۸\r\nمهلت ارسال آثار: پایان فروردین ۱۳۹۹\r\nاعلام نتایج داوری: نیمه اول اردیبهشت ۱۳۹۹\r\nبرگزاری نمایشگاه اصلی و نمایشگاه‌های مجازی و اکران مجازی: نیمه دوم اردیبهشت ۱۳۹۹\r\nآیین اختتامیه و اعطای جوایز: خردادماه ۱۳۹۹\r\nنشانی و اطلاعات دبیرخانه:\r\nدبیرخانه این مسابقه در فرهنگ‌سرای رسانه واقع شده است. علاقه‌مندان برای ارسال آثار می‌توانند تا پایان مهلت شرکت در مسابقه، آثار خود را به ایمیل فرهنگ‌سرای رسانه به نشانی Resanehfarhangsara@gmail.com ارسال کنند و یا به صورت فیزیکی و روی لوح فشرده به دبیرخانه مسابقه تحویل دهند.\r\nبرای اطلاعات بیشتر با شماره تلفن 02126701482 تماس بگیرید....
به گزارش روابط عمومی فرهنگ‌سرای رسانه، پویش ملی قدردانی از جهادگران سلامت با عنوان «به تو افتخار می‌کنم...» ویژه برنامه فرهنگ‌سرای رسانه در راستای تجلیل از مدافعان سلامت است.\r\nعلاقه‌مندان برای شرکت در این برنامه می‌توانند رو به دوربین‌ تلفن‌های همراه خود، در کمتر از یک دقیقه و با جمله «به تو افتخار می‌کنم...» از تلاشگران صفِ اول مبارزه با کرونا تقدیر کنند و با هشتگ #به_تو_افتخار_میکنم در صفحه اینستاگرام خود به اشتراک بگذارند.\r\nعلاقه‌مندان برای شرکت در این مسابقه تا پایان فروردین‌ماه مهلت دارند.\r\nتوجه به این نکته الزامی است که اگر صفحه شخصی شرکت‌کنندگان خصوصی است، لازم است آثار خود را به دایرکت صفحه رسمی فرهنگ‌سرای رسانه به نشانی @farhangsararesaneh ارسال کنند....
 به گزارش روابط عمومی فرهنگ‌سرای رسانه، مسابقه بزرگ نقاشی کودکان با عنوان «رنگ، رنگ تا پیروزی» با رویکرد بازتاب مبارزه با بیماری کرونا و تلاش جهادی پزشکان و کادر درمانی در نقاشی‌های کودکانه به همت فرهنگ‌سرای رسانه برگزار می‌شود.\r\nاین برنامه ویژه گروه سنی ۳ تا ۱۲ سال برگزار می‌شود. برای شرکت در این مسابقه، خانواده کودکان علاقه‌مند باید عکسی از نقاشی کودکانشان با هشتگ #رنگ_رنگ_تا_پیروزی در صفحه اینستاگرام خود منتشر کنند.\r\nعلاقه‌مندان برای شرکت در این مسابقه تا پایان فروردین‌ماه مهلت دارند.\r\nذکر این نکته هم الزامی است که اگر صفحه شخصی شرکت‌کنندگان خصوصی است، لازم است آثار خود را به دایرکت صفحه رسمی فرهنگ‌سرای رسانه به نشانی @farhangsararesaneh ارسال کنند....
به گزارش روابط عمومی فرهنگ‌سرای رسانه، مهدی محمدی رییس فرهنگ‌سرای رسانه از برگزاری ویژه برنامه‌های فصل بهار فرهنگ‌سرای رسانه، با رویکرد تجلیل از مدافعان سلامت خبر داد.\r\nوی افزود: با توجه به اینکه به دلیل شیوع بیماری کرونا و تا اطلاع ثانوی و بازگشت شرایط به حالت عادی، مجموعه برنامه‌های فرهنگ‌سرای رسانه صورت به صورت مجازی برگزار می‌شود؛ برآن شدیم تا علاوه بر برگزاری کلاس‌های آموزشی به صورت مجازی، با طراحی ۳ ویژه‌برنامه، از نگاه فرهنگ، هنر و رسانه نگاهی متفاوت به مسئله اول امروز جهان بیاندازیم.\r\nرییس فرهنگ‌سرای رسانه اضافه کرد: مهم‌ترین نکته‌ای که ما در طراحی ویژه برنامه‌ها در نظر گرفتیم تجلیل از مدافعان سلامت بود، کسانی که این روزها مبارزان صف اول مقابله با کرونا هستند و کمترین وظیفه ما در قبال آنها مراقبت بیشتر از سلامتی خود و دیگران و تجلیل کوتاهی برای ثبت جانفشانی‌های این عزیزان در تاریخ است.\r\nوی در تشریح این ویژه برنامه‌ها گفت: مسابقه بزرگ نقاشی کودکان با عنوان «رنگ، رنگ تا پیروزی» با رویکرد بازتاب مبارزه با بیماری کرونا و تلاش جهادی پزشکان و کادر درمانی در نقاشی‌های کودکانه، ویژه گروه سنی ۳ تا ۱۲ سال برگزار می‌شود. برای شرکت در این مسابقه، خانواده کودکان علاقه‌مند باید عکسی از نقاشی کودکانشان با هشتگ #رنگ_رنگ_تا_پیروزی در صفحه اینستاگرام خود منتشر کنند.\r\nمحمدی اضافه کرد: پویش ملی قدردانی از جهادگران سلامت با عنوان «به تو افتخار می‌کنم...» دیگر ویژه برنامه فرهنگ‌سرای رسانه است. در این برنامه رو به دوربین‌ تلفن‌های همراهمان، در کمتر از یک دقیقه و با جمله «به تو افتخار می‌کنم...» از تلاشگران صفِ اول مبارزه با کرونا تقدیر می‌کنیم و با هشتگ #به_تو_افتخار_میکنم در صفحه اینستاگرام خود آن را به اشتراک می‌گذاریم.\r\nرییس فرهنگ‌سرای رسانه در تشریح دیگر ویژه برنامه این فرهنگ‌سرا گفت: مسابقه رسانه‌ای و شهروندی «جانِ من، ایرانِ من» در ۲ بخش کلی «نوشتار رسانه‌ای» شامل گزارش، مصاحبه، یادداشت، مقاله و تولیدات محتوایی برجسته و اثرگذار در فضایی مجازی (شامل توییت، پست اینستاگرام و ...) و «تصاویر رسانه‌ای» شامل عکس، گزارش‌های ویدیویی (vlog) و فیلم یک دقیقه‌ای برای ۲ گروه اهالی رسانه و شهروندان در ۷ محور کلی طراحی شده است.\r\nوی افزود: زحمات شبانه‌روزی پزشکان، پرستاران و کادر درمانی بیمارستان ها و سایر دستگاه های امدادرسان برای مقابله با ویروس کرونا؛ تلاش‌های شبانه‌روزی دستگاه‌های خدمت رسان، صنایع و بخش‌های عمومی که در شرایط اپیدمی کرونا کماکان به مردم خدمت می‌کنند؛ نوروز باستانی ایرانیان و کرونا؛ فعالیت داوطلبانه و جهادی گروه‌های جهادی و نیروهای مسلح اعم از سپاه، ارتش، بسیج و نیروی انتظامی برای خدمت‌رسانی به مردم و آسیب دیدگان؛ همدلی و اتحاد مردم در پخش وسایل ضروری بهداشتی به صورت خودجوش؛ بهبودیافتگان کرونا و ادامه مسیر زندگی و تلاش برای آگاهی بخشی صحیح و تشخیص اخبار غلط و شایعات، ۷ محور اصلی این مسابقه است.\r\nمحمدی یادآور شد: علاقه‌مندان برای شرکت در هر یک از این پویش‌ها و مسابقات تا پایان فروردین‌ماه مهلت دارند. ذکر این نکته هم الزامی است که اگر صفحه شخصی شرکت‌کنندگان خصوصی است، لازم است آثار خود را به دایرکت صفحه رسمی فرهنگ‌سرای رسانه به نشانی @farhangsararesaneh ارسال کنند.\r\nبرای اطلاعات بیشتر به سایت فرهنگ‌سرای رسانه resaneh.farhangsara.ir مراجعه کنید و یا با شماره تلفن ۰۲۱۲۶۷۰۱۴۸۲ تماس بگیرید.\r\n...
به گزارش روابط‌عمومی فرهنگ‌سرای رسانه، نشست خبری مسابقه «جان من ایران من» ظهر روز دوشنبه ۲۶ اسفندماه با حضور محمد خدادی معاون مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، مهدی محمدی رئیس فرهنگسرای رسانه به صورت آنلاین از طریق صفحه آپارات این مسابقه برگزار شد.\r\nمحمد خدادی در ابتدای صحبت‌های خود ضمن اشاره به شیوع ویروس کرونا در کشورمان گفت: این روزها بیماری کرونا در کشورمان وارد شده است و بسیاری از متخصصین به صورت شبانه‌روزی در حال کارکردن روی آن هستند تا هرچه سریع‌تر درمانی برای آن پیدا کنند.\r\nآن چیزی که بیش‌تر از کرونا عامل تشدید است، ویروس اطلاعات غلط است\r\nوی ادامه داد: در رابطه با این بیماری اطلاع‌رسانی‌های زیادی صورت می‌گیرد چه از بعد داخلی و چه از بعد خارجی. آن چیزی که بیش‌تر از کرونا عامل تشدید است، ویروس اطلاعات غلط است. آنچه که گفته می‌شود براساس گمانه‌ها، برداشت‌ها و بعضا سوء استفاده‌ها از شرایط ایجاد شده است. باید دقت داشت که دانسته‌های ما فرصت تصمیم ما را فراهم می‌کند و این تصمیم‌ها منجر به عمل می‌شود. بنابراین هرچه قدر که دانسته‌های ما دقیق‌تر باشد، صدماتی که ممکن است وارد شود کمتر است. در حقیقت تصمیات و اقدامات باید مبتنی بر علوم تخصصی باشد و باید با هویت مشخص و مرجع دقیق و صحیح اطلاعات بدهیم و از منابع نامعلوم اطلاعات ندهیم که مطمئنا تبعاتی به همراه دارد. فضای شک و تردید سم مبارزه و مواجهه با هر بحرانی است و تصمیم دقیق و صحیح و پس از آن شناخت ابعاد این موضوع مستلزم اطلاع‌رسانی دقیق از منابع مشخص است.\r\nقدرت اطلاع‌رسانی بر روی پیشگیری، درمان و کنترل این ویروس تاثیرگذار است\r\nخدادی تاکید کرد: در جریان اطلاع‌رسانی باید به مراجع اطلاعاتی دقیق که قاعدتا وزارت بهداشت و درمان است توجه داشته باشیم. امروز نقش اطلاع‌رسانی جلوتر از هر فرآیندی است و قدرت اطلاع‌رسانی می‌تواند بر روی پیشگیری از ابتلا به این ویروس، درمان و کنترل آن تاثیر به سزایی داشته باشد. برای مثال اطلاع‌رسانی دقیق در زمان مراجعه به مراکز درمانی، شیوه استفاده صحیح از مواد ضدعفونی، عدم جمع شدن در مراکز شلوغ و ... همگی از مواردی است که باید به درستی اطلاع‌رسانی شود تا خطرات کرونا کاهش یابد. بنابراین تاکید دارم که همه باید با هویت معلوم دیدگاه‌های خود را به اشتراک بگذارند چرا که یک صدای نامعلوم می‌تواند در هر جای دنیا تولید و به مردم داده شود و باعث اغتشاش ذهنی آنان شود. این کار می‌تواند باعث ترویج ویروس ناکارآمدی و بدگمانی شود که خطرش از بیماری کرونا بسیار بیشتر است. اگر صحبت از عدم تجمعات و کاهش ترددها می‌شود برای سلامتی خود مردم است.\r\nمعاون مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با اشاره کمک همگانی برای پیروز شدن بر کرونا گفت: به دقت داشته باشید که امروز همه دستگاه‌های کشور اولویت کاری خود را کمک به مردم در مواجهه با کرونا قرار داده‌اند. برای مقابله با این ویروس نیاز به کمک همه داریم و هر ایرانی باید از ظرفیت خود برای پیشگیری و کنترل کرونا هم برای خود و هم برای دیگران استفاده کند. برای خودش باید اقدامات صحیح براساس اطلاعات صحیح داشته باشد و برای دیگران نیز باید اطلاعات صحیح در اختیارشان قرار بدهد و آنچه که برای دیگران به اشتراک می‌گذارد براساس اطلاعات درست و مرجع صحیح باشد.\r\n«جان من، ایران من» انعکاس خدمات کسانی است که جان‌شان فدای ایران می‌شود\r\nخدادی به برگزاری مسابقه «جان من، ایران من» اشاره کرد و گفت: در این فضای حساس به واژه‌ای که همه مردم بدان اعتقاد دارند روی آوردیم؛ واژه‌ای با نام جان من ایران من. مطمئنا جان هر ایرانی با نام ایران زنده است و با این نام به حیات خود ادامه می‌دهد. مطمئنا جان همه ما فدای ایران است و ایران امروز، ایرانی همدل و همکار می‌باشد چرا که ویروس جان همه مردم را تهدید می‌کند و نیاز داریم که دست به دست هم بدهیم و برای مقابله با آن به هم کمک کنیم. برهمین اساس، مسابقه جان من ایران من را تدارک دیدیم که اسم آن در دل هر ایرانی زنده است و با هر ایرانی زندگی می‌کند. امروز ده‌ها هزار پرستار و پزشک جان ‌شان را در خطر  قرار دادند تا از سلامت قلب‌های مردم ایران محافظت کنند. علاوه بر این بقیه ارگان‌ها نیز دست به دست همدیگر دادند تا نیازهای مردم ایران را در این ایام فراهم کنند. برای برگزاری این مسابقه تعداد زیادی از دستگاه‌ها و ارگان‌ها اعلام آمادگی کردند هم‌چنین تعدادی از برندها از جمله دیجی‌کالا اعلام همکاری کردند که بسیار ارزشمند است. هدف اصلی ما از برگزاری این مسابقه انعکاس خدمات کسانی است که جان‌شان فدای ایران می‌شود و نمادی از همه تلاشگرانی است که خط مقدم آن پزشکان، پرستاران و کادر درمانی هستند.\r\nبه منتشرکنندگان اخبار جعلی هشدار می‌دهم؛ مردم ایران به کمک همدیگر می‌روند\r\nوی اضافه کرد: این مسابقه تقدیم به همه کسانی است که ظرفیت‌های متعددی را برای تسهیل در زندگی مردم فراهم کردند و مهم‌تر از همه اصحاب رسانه هستند که در پشت دوربین‌ها قرار دارند و اتفاقات را برای ما روایت می‌کنند و همیشه اسم شان در پشت خبرها دیده نمی‌شود. از صدا و سیما و شبکه‌های استانی و رادیویی گرفته تا همکاران ما در خبرگزاری‌ها و ... البته باید به کسانی که بیرون از این مرزها نیز نشسته‌اند هشداری بدهم. افرادی که بیرون هستند، دو دسته‌اند؛ یک دسته کسانی هستند که دلسوزند و کمک می‌کنند اما عده‌ای هم هستند که با اخبار جعلی نگرانی مردم را افزایش می‌دهند و با القای ناکارآمدی می‌خواهند ناامیدی در بین مردم ایجاد کنند. به آنان هشدار می‌دهم که این کار مردانگی نیست و بارها ثابت شده است که مردم ایران در جایی که نیاز به کمک دارند خیلی سریع به کمک همدیگر می‌روند. جان من ایران من برگرفته از شعر فردوسی است و اشاره به همین همدلی دارد.\r\nانعکاس ظرفیت تلاش همگانی مردمی و خانواده‌های کادر درمانی \r\nمحمد خدادی مسابقه جان من ایران من را انعکاس زحمات کادر درمانی دانست و گفت: این مسابقه نماد انعکاس ظرفیت تلاش همگانی مردمی است که در خط مقدم آن کادر درمانی حضور دارند و در حلقه‌ای مهم‌تر خانواده‌های آنان حضور دارند. این مسابقه تکریم خانواده کسانی است که برای جان مردم محل خانه‌شان را ترک کردند و به هم‌وطنان خود کمک می‌کنند. این مسابقه برای این است که با تولید کلیپ، متن، تصویر، عکس و هر چیزی که بتواند این دلاوری، مردانگی و جوانمردی را بیان کند به همه کسانی که این روزها تلاش می‌کنند ادای دین کنیم. باید این موارد را انتشار بدهیم و ضبط کنیم تا در تاریخ این کشور بماند. باید بگویم که این مسابقه ظرفیت مردمی دارد و هر کس در هر جایی که هست می‌تواند در آن نقش‌آفرینی داشته باشد. این مسابقه بیان قدردانی مردم و احساسات همه ایرانی خطاب به کسانی است که این روزها واقعا زحمت می‌کشند. بیان حتی یک خسته نباشید و خداقوت در قالب‌های مختلف کلیپ، متن، تصویر و ... خطاب به آنان باعث می‌شود که روح‌شان سرحال شود اگرچه جسم‌شان بسیار خسته است. باید در این زمینه مشارکت ملی ایجاد و این حماسه ملی را ماندگار کنیم که حتما الگوی جهانی خواهد شد.\r\nمردم ما همیشه قدردان هستند/ یک خسته نباشید ظرفیت کشور را بالا می‌برد \r\nاو در پایان گفت: هر کس در هر جایی که هست و حتی با یک جمله خطاب به همه زحمت‌کشان این روزها اعم از کادر درمانی، راننده‌ها،‌ نانوایان، سپاه و بسیج و ارتش، پلیس و ...می‌تواند سهم کوچکی داشته باشد. این وظیفه هر ایرانی است. مردم ما همیشه نشان دادند که قدردان هستند. مطمئن باشید که یک واژه خداقوت و خسته نباشید بزرگترین قدرت را در این کشور ایجاد می‌کند و ظرفیتی ایجاد می‌کند که مقاومت‌مان در برابر این ویروس را افزایش بدهیم. من از تک‌تک پزشکان، پرستاران، خبرنگاران، عکاسان پلیس و همه کسانی که قلب‌شان برای این مردم می‌تپد تشکر می‌کنم. جان من ایران من ظرفیتی در اختیار شماست و تبدیل به قدرشناسی از کسانی خواهد شد که در مسیر مواجهه، مبارزه و مدیریت کرونا به میدان آمدند و قطعا ما کرونا را شکست می‌دهیم.\r\nادای احترام به تلاشگران روزهای صعب\r\nمهدی محمدی رییس فرهنگ‌سرای رسانه در ادامه درباره شکلی گیری این مسابقه گفت: «جان من، ایران من» ادای احترامی است به همه کسانی که در این روزهای صعب، با جان و توان خود مشغول خدمت رسانی هستند. ادای احترام به خانم صفایی معلم ۶۷ ساله‌ای که «آنلاین» را حتی نمی‌توانست به درستی تلفظ کند، اما مهر و توجه‌اش همه ما را متاثر کرد.\r\nوی افزود: مسئله اول این روزهای کشور و حتی همه دنیا کروناست. ویروسی که با همه کوچکی دنیا را کاملاً به خود مشغول کرده است. این بیماری پا را از مرزهای پزشکی نیز فراتر گذاشته و تبعات اجتماعی و سیاسی نیز یافته است. به گونه‌ای که راه‌های پیشگیری از آن نیز فراتر از علم پزشکی، در امید و اتحاد و هم بستگی ملی تجلی می‌یابد. این موقعیت خطیر ما را برآن‌داشت تا سهمی اندک در ثبت، بازآفرینی و گسترش این امید و اتحاد داشته باشیم.\r\nرییس فرهنگ‌سرای رسانه گفت: مسابقه رسانه‌ای «جانِ من؛ ایرانِ من» در ۲ بخش کلی «نوشتار رسانه‌ای» و «تصاویر رسانه‌ای» برای ۲ گروه «اهالی رسانه» و «شهروندان» در ۷ محور کلی طراحی شده است. \r\nمحمدی در توضیح محورهای این مسابقه گفت: زحمات شبانه‌روزی پزشکان، پرستاران و کادر درمانی بیمارستان ها و ساير دستگاه هاي امدادرسان برای مقابله با ویروس کرونا، تلاش‌های شبانه‌روزی دستگاه‌های خدمت رسان، صنايع و بخش‌هاي عمومي كه در شرايط اپيدمي كرونا كماكان به مردم خدمت مي‌كنند، نوروز باستانی ایرانیان و کرونا، فعالیت داوطلبانه و جهادی گروه‌هاي جهادي و نیروهای مسلح اعم از سپاه، ارتش، بسیج و نیروی انتظامی برای خدمت‌رسانی به مردم و آسيب ديدگان، همدلی و اتحاد مردم در پخش وسایل ضروری بهداشتی به صورت خودجوش، بهبودیافتگان کرونا و ادامه مسیر زندگی و تلاش براي آگاهي بخشي صحيح و تشخیص اخبار غلط و شایعات محورهای اصلی این مسابقه است.\r\nوی از برگزاری بخشی به عنوان «بخش ویژه» خبر داد و افزود:  این بخش در ۲ محور «شخصیت موثر در اطلاع رسانی و امید بخشی در حوزه رسانه»، «برجسته‌ترین رسانه در اطلاع رسانی و امید بخشی در حوزه رسانه» برگزار می‌شود.\r\nمعرفی داوران مسابقه «جان من، ایران من»\r\nرییس فرهنگ‌سرای رسانه که دبیری این مسابقه را به عهده دارد درباره ارکان و داوران این مسابقه گفت: محمد خدادی معاون مطبوعاتی و اطلاع رسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ریاست مسابقه را بر عهده دارد. هنمندانی چون سیف‌الله صمدیان، محمد نوروزی، محمد حمیدی‌مقدم، سید صادق موسوی، ساتیار امامی و احسان رفعتی داوران بخش «تصاویر رسانه‌ای» هستند. در بخش «نوشتار رسانه‌ای» نیز استادانی چون یونس شکرخواه، حسن نمکدوست، فریدون صدیقی، گیتا علی‌آبادی و علی‌اصغر محکی داوری آثار را بر عهده گرفته‌اند.\r\nمحمدی درباره برگزار کنندگان و حامیان این مسابقه توضیح داد: مسابقه «جان من، ایران من» به همت معاونت امور مطبوعاتی و اطلاع رسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و فرهنگ‌سرای رسانه و با حمایت وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، معاونت اجتماعی نیروی انتظامی، بانک مرکزی جمهوری اسلامی، شستا، موسسه مطبوعاتی نشرآوران، دیجی‌کالا، آپارات، مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی، انجمن سینمای جوان و سایت آپارات از ۲۶ اسفند تا پایان فروردین ماه آماده دریافت آثار علاقه‌مندان است.\r\n \r\nدبیرخانه مسابقه «جان من، ایران من» در فرهنگ‌سرای رسانه واقع شده است. علاقه‌مندان برای ارسال آثار می‌توانند تا پایان مهلت شرکت در مسابقه، آثار خود را به ایمیل فرهنگ‌سرای رسانه به نشانی Resanehfarhangsara@gmail.com ارسال کنند و یا به صورت فیزیکی و روی لوح فشرده به دبیرخانه مسابقه تحویل دهند. برای اطلاعات بیشتر با شماره تلفن ۰۲۱۲۶۷۱۴۸۲ تماس بگیرید. برای دریافت فراخوان و قوانین شرکت در مسابقه به تارنمای فرهنگسرای رسانه resaneh.farhangsara.ir مراجعه کنید....
\r\n\r\n\r\n\r\n \r\n\r\n\r\n\r\n \r\n\r\n\r\n\r\nبه گزارش روابط عمومی فرهنگ‌سرای رسانه، مسابقه تولیدات رسانه‌ای و شهروندی «جانِ من ایران من» با هدف انعکاس خدمات تلاشگران عرصه مبارزه با کرونا و تقویت امید و همدلی به همت معاونت مطبوعاتی و اطلاع رسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و فرهنگ‌سرای رسانه و با حمایت وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، معاونت اجتماعی ناجا، بانک مرکزی جمهوری اسلامی و شستا برگزار می‌شود.\r\nاین مسابقه در بخش‌های عکس، فیلم کوتاه، گزارش ویدیویی(vlog) ، یادداشت، گزارش، مقاله و تولیدات فضای مجازی در دو بخش رسانه‌ای و شهروندی برگزار می‌شود. \r\nنشست خبری این رویداد با حضور محمد خدادی معاون مطبوعاتی و اطلاع‌رسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و مهدی محمدی رییس فرهنگ‌سرای رسانه برای اعلام جزئیات بخش‌های مختلف، تشریح قوانین و مقررات و معرفی ارکان و داوران جشنواره برگزار می‌شود.\r\nبه دلیل شیوع کرونا و پرهیز از تجمعات، این رویداد روز دوشنبه ۲۶ اسفندماه ساعت ۱۲ به صورت زنده در سایت آپارات پوشش داده می‌شود.\r\nعلاقه مندان می توانند برای مشاهده پخش زنده نشست خبری مسابقه تولیدات رسانه‌ای و شهروندی «جانِ من ایرانِ من» به لینک https://www.aparat.com/JanemanIRANeman/live مراجعه کنند.\r\n\r\n\r\n...
به گزارش روابط عمومی فرهنگ‌سرای رسانه، نخستین مجموعه از بسته گرافیکی فرهنگ‌سرای رسانه برای آگاهی بخشی و پیشگیری از ابتلا بهکروناویروس با مشارکت موسسه مطبوعاتی نشرآوران منتشر شد.\r\nاین طرح‌ها با هشتگ‌های #ما_از_کرونا_قویتریم و #کرونا_را_شکست_میدهیم به صورت فوتوکامنت در ۸ طرح با عناوین متفاوت برای بارگذاریدر شبکه‌های اجتماعی منتشر شده است.\r\nبر اساس برنامه‌ریزی‌های صورت گرفته، این بسته‌های گرافیکی تا عادی شدن شرایط هر شب در صفحه‌های مجازی فرهنگ‌سرای رسانه بهنشانی @resane.farhangsara و سایت رسمی فرهنگ‌سرای رسانه به نشانی resaneh.farhangsara منتشر می‌شود.\r\n\r\n ...

بایرامی: رمان می‌نویسم اما تمایلی به چاپش ندارم/ فراست: بایرامی نویسنده دردمند روزگار ما است و نمی‌تواند ننویسید

محمدرضا بایرامی در مراسم رونمایی از کتاب «درخت ابریشم بی‌حاصل» گفت: شاید دیگر رمانی چاپ نکنم اگرچه هزاران صفحه یادداشت و یک کتاب بزرگ تاریخی دارم.

 

به گزارش روابط عمومی فرهنگ سرای رسانه ،جلسه رونمایی از کتاب «درخت ابریشم بی‌حاصل» با حضور محمدرضا بایرامی، قاسمعلی فراست، رضا امیرخانی و جمعی از علاقه‌مندان در فرهنگسرای رسانه برگزار شد. در این برنامه همچنین برگزیدگان پویش مطالعاتی اربعین اندوه معرفی شدند.

در بخش ابتدایی این برنامه که اختصاص به رونمایی کتاب داشت، محمدرضا بایرامی، قاسمعلی فراست و رضا امیرخانی به همراه مجری برنامه،‌ اسماعیل باستانی به روی صحنه آمدند و در مورد کتاب درخت ابریشم بی‌حاصل صحبت کردند.

در ابتدای این بخش محمدرضا بایرامی صحبت کرد. او در پاسخ به سوال مجری برنامه مبنی بر چرایی نگارش این کتاب و انتخاب نام «درخت ابریشم بی‌حاصل» برای آن گفت: اگر بخواهم به این سوال جوابی بدهم باید به بحث فرهنگ و ادبیات اشاره کنم. مقوله ادبیات در انتها همین است و شبیه به عنوان همین کتاب است. گاهی اوقات در انتهای کار درنگ می‌کنیم و از خود می‌پرسیم که این همه زحمت به کجا می‌رسد؟ با خود فکر می‌کردم که با ادبیات می‌توانم دنیا را متحول کنم، من واقعا به این مساله باور داشتم و بخش زیادی از زندگی‌ام را برای این قضیه گذاشتم اما از دهه ۸۰ فهمیدم که اشتباه کردم و آن اعتقاد و نقشه راهی که برای خودم ترسیم کرده بودم را رها نمودم. البته باری به هر جهت هم نیستم اما با جدیت گذشته خود نیز نمی‌باشم. در حقیقت این مسیر را ادامه دادم اگر چه جدیت گذشته وجود نداشت؛ به شخصه وقتی با خودم خلوت می‌کنم فکر می‌کنم که عمرم را در مسیری گذاشتم که آن گونه که تصور کردم پیش نمی‌رود و شاید جاهایی را اشتباه طی کردم و تکلیفم روشن نبود.

نوشتن «درخت ابریشم بی‌حاصل» تجربه جدید و منحصر به فردی بود

وی ادامه داد: به هر حال در همه جای دنیا این‌گونه است که آن بخش عوامانه و پرمخاطب ادبیات خیلی راحت با مخاطب ارتباط برقرار کرده و جلو می‌رود اما کارهای دیگر، مخاطب کمی دارد و به نظر می‌رسد که وقت گذاشتن روی آن زحمت بیهوده است. البته بنده کارهای راحت‌تری هم دارم که در آن فقط یکی بود یکی نبود اصل بوده است. دوستان ما در انتشارات نیستان همه این‌ها را چاپ کردند و به روی خودشان هم نیاورده‌اند. حتی کارهایی داشته‌ام که ممکن است نویسندگان هم به راحتی آن را نخوانند چرا که بعضا پیچیده است. اما در مقابل کارهای راحت‌تری نیز داشته‌ام. با این حال اگر قرار بود که یک بار دیگر بنویسم حتما از بین این دو سر طیف، وسط و معدل را می‌گرفتم. به نظرم آن کسانی که این تیزهوشی را به خرج دادند و نگاهشان به بیرون بود، تکلیف‌شان نسبت به من که آثار متعددی در همه بخش‌ها داشتم، روشن‌تر است. شاید این کتاب چه در آن بیوگرافی ابتدایی به نام «فرسنگ» و چه در عنوان کلی خود که برآمده از یک تلاش ناکام است آن مشکل قبلی را داشته باشد. در حقیقت ممکن است که این مجموعه نیز همان مشکلی را داشته باشد که همه کارهای من داراست و آن هم این است که یک دست نیست. هم کار خیلی راحت در آن وجود دارد، هم مقاله دارد، هم داستان و قصه دارد و … در مجموع، نوشتن این کتاب برای خودم تجربه منحصر به فردی بود و کاری از این دست را نداشتم.

کارهای جدید بایرامی را همیشه دنبال می‌کنم/ درخت ابریشم بی‌حاصل پشت صحنه کارهای قبلی او است

در ادامه این جلسه قاسمعلی فراست صحبت کرد و در معرفی آثار محمدرضا بایرامی گفت: من همه آثار آقای بایرامی را با عشق می‌خوانم؛ معمولا ما به چند شیوه کتاب‌های خود را انتخاب می‌کنیم. بعضی اوقات می‌بینیم که فلان انتشارات کتابی را چاپ کرده است و آن را می‌خریم. خاطرم هست زمانی که دانشجو بودم، روبه‌روی دانشگاه هرگاه می‌دیدم انتشارات امیرکبیر، خوارزمی و جیبی کتابی را چاپ کرده‌اند بلافاصله خریداری می‌کردم چرا که می‌گفتم این انتشارات امکان ندارد کتاب بدی را چاپ کند. در نقطه مقابل بعضی وقت‌ها کتاب‌ها را براساس نام نویسنده‌اش می‌خریم و در نهایت بعضی کتاب‌ها را شانسی می‌خریم و می‌بینیم که خوب است یا بد. با این حال تعدادی نویسنده وجود دارد که آنان را پیگیری می‌کنیم و به نوعی مساله روزگار ما هستند. یکی از نویسندگانی که پیگیر کارهایش هستم و منتظرم ببینیم که کارهای بعدی او چیست و چه حرف جدیدی زده است، آقای محمدرضا بایرامی است.  بر همین اساس هرگاه ایشان را می‌بینم از کار جدیدشان می‌پرسم. به نظرم کل آثار آقای بایرامی داستان هایی از خود اوست؛ این کتاب توضیح و پشت صحنه‌ای راجع به کتاب‌های قبلی آقای بایرامی است. در این کتاب چند چیز روشن می‌شود؛ وقتی می‌بینیم که ایشان بیشتر راجع به روستا می‌نویسد در این کتاب مشخص می‌شود که علت رویکرد او به روستا چه چیزی است. البته بنده معتقدم که یکی از دلایل نویسنده شدن ایشان زیست بوم ایشان یعنی روستا است. در روستا شما با طبیعت سروکار دارید و ستاره‌های آسمان، رود، کوه و … مشخص است. روستا حتی مفهوم فقر و دوری از شهر را هم در دل خود دارد. بنابراین معتقدم یکی از دلایلی که نویسنده‌های ما کارهای خوبی دارند به دلیل گذشته‌شان است. وقتی به این کتاب نگاه می‌کنم می‌بینم که گذشته ایشان سراسر اتفاق و حادثه است. زندگی بعضی افراد مانند یک جاده صاف است که کافی است مستقیم در آن حرکت کنید اما بعضی افراد وجود دارند که گذشته‌شان پر از حادثه، اتفاق و افت و خیز است. البته منظورم این نیست هر کسی که در تلاطم زندگی کرد نویسنده می‌شود؛ بالاخره هزاران نفر در آن روستا زندگی کردند اما نگاه داستان‌بین و داستان‌خیز محمدرضا بایرامی بوده است که باعث شده تا داستان بنویسد. من شخصیت هایی که در این کتاب آمده است را با تمام وجودم احساس می‌کنم و این نشان از هنر اوست. به نظرم یکی از رویکردهای آقای بایرامی به روستا و نمایش آن پشت صحنه‌هایی است که می‌توانید در این کتاب ببینید. این کتاب به من نشان می‌دهد که آقای بایرامی چگونه زیسته است و زیستگاه او چه بوده است. بگذارید یک مثال بزنم؛ سگ در داستان‌های دیگر یک سگ معمولی است اما در داستان‌های کوتاه و رمان آقای بایرامی، نگاهی را در پشت خود دارد که منِ روستایی می‌فهمم چه معنایی دارد. شکل خوابیدن او، ارتباط برقرارکردنش با چوپان و … را تنها یک قلم قدرتمند، داستان‌نویس و در روستا زندگی‌کرده می‌تواند دریابد. به عبارت دیگر، خروجی داستان‌های آقای بایرامی به خوبی و به عینه آن زیستگاه را برای منِ مخاطب تصویر کرده است.

رضا امیرخانی سخنران بعدی این مراسم بود. او گفت: در تشریح اتفاقات روزهای اخیر و حال خودمان باید یک تعبیر پزشکی را به کار ببرم؛ وقتی نوار قلب می‌گیرند، در وصف کسانی که دارای مشکل هستند اصطلاحا می‌گویند «دچار آریتمی شده است» که نشان‌دهنده ناموزون بودن قلب او است. به عبارت بهتر ریتم معمولی خود را ندارد. در ۲-۳ هفته اخیر همه ما دچار آریتمی شده‌ایم و اکنون با آریتمی روحی این‌جا نشسته‌ام و می‌خواهم راجع به کتابی حرف بزنم که هفته پیش آن را خوانده بودم اما به دلیل فراموشی امروز مجبور شدم دوباره نگاهی به آن بیندازم. بنابراین به نظر می‌رسد که شرایط‌مان مرتب نیست.

وی ادامه داد: افتخار می‌کنم که جز دوستان آقای بایرامی هستم. اگر روزی به من بگویند که کجای ادبیات برایت لذت بخش است نمی‌گویم کتابم برایم لذت‌بخش بود بلکه می‌گویم دوستانم با ارزش‌ترین قسمت ادبیات بودند و در این جلسه حداقل دو نفر از همین دوستانم حضور دارند. قسمتی از صحبت من درباره این کتاب نیست بلکه در مورد ارتباط من با آقای بایرامی است که به نظر می‌رسد از خود کتاب مهم‌تر است. من فکر می‌کنم که خود افراد مهم‌ترین مساله هستند نه آثارشان، کتاب‌شان و … ممکن است دوستی داشته باشم که اثر ادبیاتی خوبی ننوشته باشد اما در ادبیات او را دوست داشته باشم. آقای بایرامی هم قصه خوب نوشته است و هم کتاب خوب.

تلخ‌ترین بخش کتاب جایی بود که احساس کردم بایرامی دیگر نمی‌خواهد رمان بنویسد

امیرخانی به بخش ناراحت‌کننده کتاب درخت ابریشم بی حاصل اشاره کرد و گفت: اگر بخواهم بگویم که کدام بخش این کتاب من را آزرد و ناراحتم کرد و حتی بهم برخورد بخشی از کتاب بود که آقای بایرامی اعلام کرده بودند دیگر نمی‌خواهم رمان بنویسم. تمام دعوای من در این جلسه بر روی همین موضوع است و می‌خواهم بهشان بگویم که مگر دست شما است که ننویسید؟ ما از شما می‌خواهیم که برای ما بنویسید. قرار نبوده است که شما برای ما تصمیم بگیرید بلکه ما به عنوان مخاطب که به خواندن کتاب‌های خوب و بی‌نظیر عادت کرده‌ایم از شما می‌خواهیم باز هم بنویسید. منظورم این نیست که آقای بایرامی بهترین کتاب‌ها را نوشته است؛ هیچ نویسنده‌ای وجود ندارد که همه بهترین کتاب‌ها را نوشته باشد، اما بعضی کتاب‌هایی که ایشان نوشته است بی‌نظیر بوده است. مردگان باغ سبز روایتی از دوره سخت و پیچیده سیاسی، حکومتی و آرمان‌گرایی در تاریخ آذربایجان است. این روایت فقط مختص آقای بایرامی است و هیچ کدام از ما نمی‌‌تواند سمتش برود. هرکس هم رفته است نتوانسته آن را به زبان هنر به ما ارائه بدهد. روایت‌هایی که آقای بایرامی از روستا و جنگ دارد بی‌نظیر است. به نظرم هر دو این روایت بی‌نظیر است. هیچ رزمنده‌ای در جنگ نوشته‌های آقای بایرامی را ننوشته است. امروز که مثل کارخانه‌جات تولیدی، از تولید به مصرف خاطرات جنگ را بیرون می‌دهیم، هنوز هم روایتی نظیر «هفت روز آخر» آقای بایرامی را ندیده‌اید. جالب است که این کتاب، اثر ساده‌ای نیز می‌باشد؛ جنگ،‌ طبیعت، خروج آدم‌ها از موقعیتی نظیر عقب نشینی و … این حالات همگی تکرارشونده هستند اما ما هیچ‌کدام از این روایت‌ها را مشابه روایت بایرامی ندیده‌ایم. کسی را ندیده‌ایم که نسبت به عقاب‌های کوه احساس داشته باشد و … چند وقتی است که مد شده است و می‌روند با نگاه به حیوانات عکس‌العمل‌های آنان را تصویر می‌کنند در حالی که آقای بایرامی مدت‌ها پیش این کار را انجام داده است. با این توضیحات می‌خواهم بگویم که دردناک‌ترین قسمت این کتاب جایی است که از این کتاب می‌شد نتیجه گرفت که ایشان دیگر نمی‌خواهد رمان بنویسد. این بخش تلخ‌ترین جای کتاب برای من به عنوان یک شهروند ایرانی و یک کتاب‌خوان بود. یک نویسنده‌ای داریم که از جوانی شروع به نوشتن کرده است؛ در مجلات،‌ روزنامه‌ها و … می‌نوشته و در حوزه‌های مختلف کتاب نوشته است. برای مثال، زمان جنگ به عنوان سرباز به جبهه رفته است و برایمان تمام دستاوردهای جنگش را نوشته است. جالب است بدانید که ایشان در جایی از کتاب اشاره می‌کند که معاف بوده است اما هیچ وقت به دنبال آن نرفته است و به جبهه می‌رود. خاطرم هست که یکبار همراه با ایشان به سراغ یکی از دوستانش در «هفت روز آخر» رفتیم. این کتاب خاطره‌ای از یک عقب‌نشینی است. وقتی به خانه آن رزمنده رفتیم، با لحن طنزی به آقای بایرامی گفت «اگر من این کتاب را نوشته بودم، فلان کارها را انجام می‌دادم». از خودش پرسیدیم که مگر شما با این کتاب چه کاری کرده‌اید؟ در پاسخ گفت کتاب را برداشتم وبه سراغ بنیاد جانبازان رفتم. کتاب را روی میز آن آقا زدم و به او گفتم که باید آن را بخوانی. وقتی کتاب را خواند به من درجه جانبازی اعصاب و روان دادند، با این کتاب به یک معدن رفتم و سپس کارخانه سنگ‌بری زدم و وضعم خوب شد. به آقای بایرامی می‌گفت که من یک شخصیت فرعی این کتاب بودم اما تو که این کتاب را نوشته بودی نتوانستی کاری انجام بدهی؟

هنوز هم مهمترین جایزه ادبی ایران در جهان را بایرامی گرفته است

این نویسنده و منتقد ادبی تاکید کرد: آقای بایرامی چه کار باید برایمان می‌کرده که نکرده است؟ کتابش را نوشته و از هر تجربه خود یک درام برایمان درآورده است. خاطرم هست برای پخش کتاب به کهگیلویه و بویراحمد رفته بودیم. من چهار خط یادداشت نوشتم و در جایی منتشر کردم اما او از همین سفر یک رمان نوشت و تبدیل به درام‌اش کرد. ایشان همه این کارها را انجام داده است؛ حال چه کار دیگری باید انجام دهد؟ کتاب او ترجمه شده و به خارج از کشور رفته و به نظرم مهم‌ترین جایزه ادبی ما تا به امروز را دریافت کرده است. من می‌خواهم بگویم که او همه کارهایی که یک نویسنده باید انجام می‌داده است تا به او نویسنده بگوییم انجام داده است و البته نکته مهمتر این است که در تمام طول عمر خود روی یک کار متمرکز بوده است و آن هم نویسندگی است. نه تصمیم گرفت نماینده مجلس شود، نه اهل سیاست شد و … او هیچ کدام از این کارها را نکرد و تنها برای من و شما کتاب نوشت. این مساله خیلی مهم است و فکر می‌کنم شرمی برای من است که چنین نویسنده‌ای اعلام می‌کند دیگر نمی‌خواهم بنویسم. من به ایشان می‌خواهم بگویم که شما نباید ما را شرمنده کنید. من به عنوان مخاطب شاید قدردان نبودم اما اگر آن کار را انجام بدهی بیشتر شرمنده می‌شوم. او باید مثل همه ما تا آخر عمرش بنویسد. خود من به غیر از نوشتن هیچ کار دیگری بلد نیستم و نمی‌خواهم یاد بگیرم. اگر در این سن بیایم و بگویم که نمی‌خواهم بنویسم، باید به حال مملکت گریست چرا که این مساله یک موضوع مملکتی و ملی است. نویسنده شرافت دارد و به گردن همه ما حق دارد؛ اگر کسی خواست از این خدمت به خلق کنار بکشد کسی که باید خجالت بکشد خود «خلق» است. فلذا از آقای بایرامی می‌خواهم برای این که ما شرمنده نشویم در این تصمیم خود تجدید نظر کند.

گویا جهت‌گیری کلی فرهنگ ما به سمت و سوی دیگری می‌رود

بایرامی در بخش دوم صحبت‌های خود گفت: واقعا به این اندازه نازک نارنجی نیستم و تجربیات تلخ و سخت زیادی در زندگی خود داشته‌ام. با این حال مجموعه شرایط گاهی به‌گونه‌ای پیش می‌رود که انسان خیلی دلیلی برای ادامه کار نمی‌بیند. اکنون هم که واقعا کفگیر به کف دیگ خورده است؛ یعنی اگر کتابم را به آقای شجاعی بدهم و ایشان ۱۰۰ نسخه بزند، عرق شرم روی پیشانی‌ام می‌نشیند و می‌گویم درست است که شما می‌خواستید ۵۰ نسخه بزنید و حالا واقعا منت گذاشته‌اید. البته همه چیز دخل و خرج نیست بلکه به هر حال هر کس کتاب می‌نویسد دوست دارد که حرکتی انجام دهد و ارتباطی را برقرار کند که مجموعه شرایط مختلف آن را از حالت بهینه خود خارج می‌کند. این‌گونه می‌شود که می‌نشینیم و تجدیدنظر می‌کنیم. با خود می‌گوییم که این همه وقت و انرژی را صرف هر چیز دیگری می‌کردم خیلی موفق‌تر می‌شدم. ما دوستانی داشتیم که بعد از گشایش سال ۶۸ نوشتن را رها کردند و سراغ کارهای دیگر رفتند. اکنون نیز هم کارشان را انجام می‌دهند و هم موفق‌تر هستند. منظورم فقط بحث مالی نیست اما وقتی این‌ها را کنار هم می‌گذاریم خیلی‌وقت‌ها دلزده می‌شویم. علاوه بر این خیلی از وقت‌ها زمانی که کار جدی می‌شود ما کنار زده می‌شویم به این دلیل که روحیه و جهت‌گیری کلی فرهنگ ما به سمت و سوی دیگری می‌رود. منِ بدبین می‌گوید که آن بخشی از ادبیات که به آن رمان می‌گوییم در حال خارج شدن از عرصه است و چیزهای دیگری جایش را گرفته است که نمی‌دانم اسمش را خاطره داستان بگذاریم یا چیز دیگر… البته اشکالی هم ندارد بالاخره بحث عرضه و تقاضا است. معتقدم که ایراد ندارد اگر این اتفاق رخ داد اما طبیعی باشد. در کنار من آقای رضا امیرخانی نشسته است که کتاب‌هایش بسیار پرفروش است اما یک دانه یک دانه کتاب‌هایش رفته است، هیچ جایی نبوده است که بیایید و ۱۰ هزارتا ۱۰ هزارتا کتاب‌هایش را بخرد و موازنه را عوض کند به عبارت بهتر گویا کارهای جدی در بحث کلان خود دیده نمی‌شود.البته تلاشک‌هایی داشتم اما هیچ‌گاه به نتیجه نرسیده است. با این حال در پایان احساس خوبی وجود ندارد؛ شاید اسمش را امنیت کاری بگذارید یا چیز دیگر، اما شاید مشکل من صفر و صدی بودن خودم است. هیچ وقت میانه‌روی را از نظر کاری دنبال نکردم اگر چه از منظر منش همیشه در وسط قرار داشتم. از جهت کاری صفر و صدی بودم و شاید هنوز هم هستم و نوعی آرمان‌خواهی داشتم. دوست نداشتم که یکی از هزاران باشم ولی می‌بینم که نمی‌شود و بنابراین باید تجدیدنظر کرد.

بایرامی حتما می‌نویسد چرا که دردمند است

قاسمعلی فراست در بخش دوم صحبت‌های خود بیان داشت: من نگران نیستم که آقای بایرامی می‌گوید دیگر نمی‌نویسم چرا که او نمی‌تواند نمی‌نویسد. نویسنده دردی در درون دارد که نمی‌توان آن را کتمان کرد چرا که بیرون می‌ریزد. بعضی وقت‌ها وجد است که بیرون می‌زند و دست خودش نیست. او دلگیر است، انگیزه‌اش کم شده است و البته حق دارد. جلال آل احمد می‌گوید که نوشتن برای من مانند نفس کشیدن است، مگر می‌شود نفس نکشیم. بعضی نویسنده ها هستند که کتاب‌ساز هستند و اگر کنار بکشند اتفاقی نمی‌افتد اما بایرامی اگر کنار بکشد دق می‌کند. برای این که درد تا گلویش بالا می‌آید و مگر می‌شود که درد و شور را بیرون نداد؟ خاطرم هست پیش آقا عثمان محمدپرست رفته بودم؛ تعریف می‌کرد که آقای شجریان به منزلم آمده بود؛ ازشان خواستم که بخواند اما گفت نمی‌توانم. من شروع به زدن دوتار کردم و ناگهان دیدم که ایشان در وسط نوازندگی من آواز خواندن را آغاز کرد. مطمئن باشید که بایرامی نمی‌تواند ننویسد. از آقای ساتر که نابینا شده بود می‌پرسند که خیلی از این اتفاق ناراحت هستی؟ در پاسخ می‌گوید از این که نابینا شدم ناراحت نیستم بلکه از این ناراحتم که دیگر نمی‌توانم نوشته‌هایم را بازخوانی کنم. ببینید که ادبیات و روشنفکری او را اسیر کرده است. من ذره‌ای نگران نیستم بلکه ناراحتم که چرا آدم باشرفی مثل ایشان تصمیم به این کار گرفته است. بارها دیده‌ام که ایشان می‌توانسته رانت بگیرد. کتاب‌هایی که اکنون به ۱۰۰ چاپ می‌رسند، به اندازه یک صفحه از کتاب‌های آقای بایرامی نمی‌ارزند. او می توانست از آن مدخل‌ها وارد شود و رانت بگیرد اما اهلش نبود. جایزه‌ای که به ایشان بابت ترجمه آن کتاب دادند اصلا برایش مهم نبود و جالب است که وزارت ارشاد که با این جایزه پرچمش بالا می‌رفت به نامه او جواب نمی‌دهد. این اتفاقات علامتی برای من است که اصالت و شرف خالص برخاسته از یک فطرت سالم نمی‌تواند این کار را انجام بدهد.

وی اضافه کرد: صحبت دیگری که می‌خواستم راجع به این کتاب و آقای بایرامی داشته باشم این است که در این کتاب ردپای طنز می‌بینم. او نسبت به خیلی از اتفاقات دور و بر خود به صورت طنز نگاه می‌کند. البته افسوس میخورم که چرا ایشان در دیگر آثار خود این نگاه طنز را نداشته است. خاطرم هست سفری با آقای داود امیریان داشتیم؛ هر اتفاق تراژدیکی که برایمان رخ می‌داد از منظر ما جدی بود اما امیریان با نگاه طنز بدان نگاه می‌کرد. ای کاش این نگاه طنز به واقعیت‌های ظاهرا دارای ماهیت تراژیک در کارهای دیگر آقای بایرامی بیشتر دیده می‌شد. من افتخار می‌کنم که بگویم ایشان را به عنوان یکی از چهره‌های شاخص ادبیات کشورم می‌شناسم. یاد ندارم که جایی از من پرسیده باشند چه کتابی بخوانیم و من اسمی از ایشان نبرده باشم. امیدوارم سال‌های سال زنده باشند، بنویسند و از این حرف‌های سیاه‌نمایی نزنند.

خواندن درخت ابریشم بی‌حاصل برای چه کسانی مناسب است؟

رضا امیرخانی با اشاره به کتاب درخت ابریشم بی‌حاصل گفت: کتاب درخت ابریشم بی‌حاصل بیشترشبیه به جُنگ یا کشکول است و نباید انتظار یک کتاب پیوسته مثل سایر کارهای او را داشته باشیم. در کارنامه آقای بایرامی اصلا چنین کتابی را به یاد ندارم. اگر بخواهم این کتاب را توصیف کنم باید بگویم که این کتاب شبیه به عابس است که لباس‌هایش را می‌کند و وارد میدان می‌شود. آقای بایرامی در این کتاب چنین کاری کرده است و بدون لباس‌ها، کت و شلوار و عبا که همه ما سعی می‌کنیم آن را داشته باشیم وارد بازی شده است. از این منظر کتاب خیلی جذاب است. برای کسانی که کارنامه کتاب‌های ایشان را خوانده‌اند. از این منظر این کتاب برای کسی که می‌خواهد برای اولین بار با او آشنا شود مناسب نیست و پیشنهاد نمی‌دهم. اما معتقدم کسی که قبلا دیگر کتاب‌های ایشان را خوانده باشد با خواندن آن خیلی از چیزها را به دست می‌آورد. آقای فراست اشاره کردند که بایرامی طنزی در نگاه خود دارد که بسیار جذاب است. خاطرم هست که ایشان وقتی از سفر اروپا برگشت ازش خواستیم تا تعریف کند که چه دیده است؛ در پاسخ گفت که در کتابخانه مرکزی شهر عکس‌هایی را می‌دیدم که مربوط به مشاهیر نویسندگی آن منطقه بود؛ در بین عکس‌ها یک نفر را دیدم که بسیار شبیه به ایرانی‌ها بود. بی‌تفاوت از کنارش گذشتم اما یک نفر به من گفت که این عکس خودت است که اینجا گذاشته‌ایم. ارزش آن جایزه‌اش را هم ما به او گفتیم و خیلی متوجه نبود. ایشان در این کتاب توضیح می‌دهد که در شرایط سختی همچون این روزها چگونه کتاب «مردگان باغ سبز» را نوشته است. می‌خواهم این بخش را از روی کتاب درخت ابریشم بی‌حاصل بخوانم. می‌بینید که ایشان تنها در ۲۲ روز مهم‌ترین اثر زندگی‌اش را نوشته است. بنابراین اکنون که کمی غر‌غر می‌کند ۲۲ روز وقتش می‌دهیم تا کتاب دیگری را بنویسد.

می‌نویسم اما چاپ نمی‌کنم!

بایرامی در پاسخ به موارد مطرح شده تصریح کرد: یکی از آن شخصیت‌هایی که در این داستان خواندند، خود آقا رضا است. در راستای صحبت‌های آقای فراست که گفتند سیاه‌نمایی است باید تفکیکی را انجام بدهم. ما چیزی به نام نوشتن داریم و در مقابل چیزی به نام چاپ کردن. بحث من بیشتر ناظر بر عدم چاپ است. واقعیت این است که از یکی دو سال پیش هزاران صفحه یادداشت دارم که باید آن‌ها را به آقای سیدعلی شجاعی بسپارم و بگویم که این برای شما است. یک کار بسیار بزرگی را آغاز کردم که وقتی با دوست نزدیکم آقای امیرخانی مشورت می‌کردم می‌گفت که از منظر تابوشکنی و موضوع جدیدی که تاکنون کسی بدان نپرداخته است، این کار را نکن. این کار مربوط به یک فراز تاریخی است که خیلی شبیه به شرایط این روزهایمان است. یک جلد آن را نوشته‌ام و بقیه‌اش مانده است. به نظرم هنوز فرمش درنیامده است و فرم آن باید شبیه به مردگان می‌شد اگر چه نباید تکراری باشد. تمام فیش‌برداری‌های جلد دوم را دارم؛ کتابی که تاریخ است اما تاریخ نیست. مثل مردگان باغ سبز هم نیست که در مواردی آدرس‌های دقیقی بدهم و بعدا دعواها را جمع کنم. می‌خواهم بگویم که چنین کارهایی دارم اما دست نگه داشته‌ام. یکی را می‌دانم که برای ۱۰-۲۰ سال دیگر است و دیگری هم حالا حالاها مانده است.

معرفی برگزیدگان پویش مطالعاتی اربعین اندوه

در بخش دیگر این جلسه، نوبت به معرفی برگزیدگان پویش مطالعاتی اربعین اندوه رسید. در این بخش سعیدی‌کیا نماینده کتاب پلاس صحبت کرد و گفت: من اینجا آمده‌ام تا راجع به همکاری مشترکی که انتشارات نیستان با مجموعه کتاب پلاس داشت گزارشی بدهم اما قبل از آن می‌خواهم نکته‌ای را در صحبت‌های آقای بایرامی اشاره کنم و آن هم این است که درست است در بازار عرضه و تقاضا هستیم و درست است که کتاب‌ها باید دانه‌دانه فروخته شود اما ناشرها هم باید برای تحریک تقاضا کمک کنند. همان کاری که در دنیا انجام می‌شود و مثلا برای رونمایی یک کتاب به گونه‌ای عمل می‌کنند که گویا قرار است از یک پرنسس رونمایی کنند. این قدر رسانه به کار می‌گیرند تا آن کتاب را جا بیندازند. کتاب پلاس این کمک را به ناشران می‌کند که برای کتاب‌هایشان پویش مطالعاتی و رویداد در فضای مجازی برگزار کند؛ یکی از کارهایی که انجام دادیم رویداد و پویش مطالعاتی اربعین اندوه بود که به مناسبت کتاب‌هایی که متناسب با حماسه حسینی بود برگزار گشت. این پویش از یک ماه قبل از اربعین آغاز شده بود و افراد باید راجع به کتاب‌هایی که درباره حماسه حسینی است نظرات‌شان را بیان می‌کردند. کار بسیار سختی بود و اصلا فکر نمی‌کردیم که افراد تا این اندازه انرژی و وقت بگذارند، راجع به کتاب‌ها و نظرات دیگران نظر بدهند و …واقعیت این است که در حدود ۱۰۵۰ دیدگاه برای ۷ کتاب در فضای مجازی بیان شد؛ کتاب‌ها «سقای آب و ادب»، «پدر، عشق، پسر»، «فصل شیدایی  لیلاها»، «ماه به روایت آه»، «ازدحام بوسه»، «نامیرا» و «سه روایت از مردی که خدا او را دوست داشت کشته ببیند» بودند. علاوه بر این ۹۵۶ نفر در پویشی شرکت کردند که برای اولین بار انتشارات نیستان برگزار کرد و تبلیغ خیلی زیادی هم نشد. تنها یک پست در اینستاگرام بود. آدم‌ها باید همدیگر را دعوت می‌کردند، دیدگا‌ه‌هایشان را در فضای مجازی می‌بردند، افراد را دعوت می‌کردند که به دیدگاه‌شان رای بدهند و … این کارها باعث شد تا مخاطبین ترغیب شده و در این پویش وقت و انرژی بگذارند. مهم‌ترین دستاورد این پویش این بود که تعامل دوطرفه‌ای را با مخاطب کتاب نیستان ایجاد کردیم. برای ایام فاطمیه و کتاب کشتی پهلوگرفته نیز پویش مطالعاتی دیگری را می‌خواهم راه‌اندازی کنیم که نامش پویش «نور، آب، آیینه» است. در این پویش افراد باید حس و حال خود را درباره کتاب کشتی پهلو گرفته بیان کنند. خوبی این قضیه این است که پلتفرم کتاب پلاس این امکان را فراهم کرده است تا به موازات انتشارات نیستان می‌تواند مخاطبینی را آورده و پویش برگزار کند. در حقیقت این امکان وجود دارد که به صورت سازمانی پویش مطالعاتی برگزار کنیم نه این که به صورت سازمانی کتاب‌ها را بفروشیم بلکه به نوعی افراد را به صورت گروهی و جمعی به پویش مطالعاتی دعوت کنیم. جالب است بدانید که پویش مطالعاتی اربعین اندوه با ۱۷۴ دانشگاه به اشتراک گذاشته شد و با ما همراهی کردند. قصدمان فقط فروش کتاب نبود بلکه تعامل جدی با مخاطب بود تا این که بتوانیم باشگاه مخاطبان کتاب نیستان را به وجود بیاوریم. از این پس کتاب‌های این انتشارات کدی دارد که مخاطبان می‌توانند آن کد را درج کرده و وارد باشگاه شوند و تعامل‌شان با نیستان را آغاز کنند.

وی ادامه داد: علاوه بر این قصد داریم تا سفیران کتاب نیستان را شناسایی کنیم و در آینده همین سفیران می‌توانند رویدادها و جشنواره‌هایی را از طریق همکاری با انتشارات نیستان برگزار کنند و به مخاطبین خود خدماتی بدهند. اگر ناشران از نظر بضاعت مالی و رسانه‌ای نمی‌توانند کار عمیقی روی کتاب‌هایشان انجام دهند ما کمک می‌کنیم تا افراد علاقه‌مند به کتاب گردهم جمع شده و رویداد برگزار کنند. در این جلسه نفرات برگزیده این پویش به همراه جایزه دریافتی اعلام می‌شوند. بعضی از آنان اهل شهرستان‌ها بودند که نتوانستند بیایند اما بقیه هستند و معرفی می‌شوند.

نفر اول، سوسن اسلامی‌فر، ۱۰ میلیون ریال کمک هزینه زیارت کربلا

نفر دوم، فرزاد رضاپور، ۷ میلیون ریال کمک هزینه زیارت مشهد مقدس

نفر سوم، نعیمه محبی ۵ میلیون ریال کمک هزینه اماکن مقدسه

نفر چهارم امیرحسین حسن‌نژاد، ۳ میلیون ریال بن خرید کتاب از انتشارات نیستان

نفر پنجم، الهه معمری، ۲ میلیون ریال بن خرید کتاب از انتشارات نیستان

نفر ششم، ابوالفضل عبدلی، ۱ میلیون ریال بن خرید کتاب از انتشارات نیستان

نفر هفتم، هانیه میرصانعی، ۱ میلیون ریال بن خرید کتاب از انتشارات نیستان

نفر هشتم، مریم شیخ، ۱ میلیون ریال بن خرید کتاب از انتشارات نیستان

نفر نهم، سپهر زیادبخش، ۱ میلیون ریال بن خرید کتاب از انتشارات نیستان

نفر دهم، محمد عالم شکن، ۱ میلیون ریال بن خرید کتاب از انتشارات نیستان

در پایان این مراسم، برنامه بعدی انتشارات نیستان اعلام شد. بر این اساس، نشست رونمایی از کتاب «با اعمال شاقه» نوشته محمد حنیف روز سه‌شنبه ۱ بهمن ساعت ۱۷:۳۰ در فرهنگسرای رسانه برگزار خواهد شد.

انتهای پیام/

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *