به گزارش روابط عمومی فرهنگسرای رسانه و شبکه های اجتماعی، ویژه برنامه های  هفته کتاب و کتابخوانی این فرهنگسرا با شعار \"کتاب سایه بان شهر\"اعلام شد.\r\nبر این  اساس بازدید از خبرگزاری ایبنا(خبرگزاری کتاب) ، برگزاری نشست های  تخصصی نقد و رونمایی کتاب با عنوان زرین قلم، توزیع محصولات فرهنگی در کتابخانه های سرای محله و منطقه 3،عضویت رایگان در کتابخانه دکتر معتمد نژاد، ،مشارکت در ویژه برنامه کتاب تهران با تو ،تولید محتوا در خصوص کتاب و کتابخوانی ،مسابقه تصویرگری کتاب کودک ، اهداء کتاب ،نشستهای تخصصی کتاب کانون مدارا و فعالیت باشگاه گویندگی و نویسندگی ویژه برنامه های این فرهنگسرا در هفته کتاب و کتابخوانی است.\r\nعلاقه مندان جهت حضور در این برنامه ها  میتوانند به فرهنگسرای رسانه و شبکه های اجتماعی واقع در پاسداران ،خیابان گل نبی،میدان قبا مراجعه و یاجهت کسب اطلاعات بیشتر با شماره تلفن 22888681 داخلی 2436  تماس حال نمایند.\r\nبا ما در پیام رسان سروش به نشانی   f_resaneh@ همراه باشید.\r\n \r\n\r\n ...
د\r\n \r\n\r\n\r\nبه گزارش روابط عمومی فرهنگسرای رسانه و شبکه های اجتماعی ؛ دومین همایش ملی «رسانه و توسعه فرهنگ مهدوی» با هدف اشاعه ترویج فرهنگ مهدویت توسط رسانه‌ها در جوامع جهان اسلام، به همت کارگروه توسعه فرهنگ اسلامی در فضای مجازی و مشارکت موسسه آینده روشن، نیروی انتظامی جمهوری اسلامی و فرهنگسرای رسانه با حضور حجت‌الاسلام سیدرضا اکرمی، رئیس شورای فرهنگی نهاد ریاست جمهوری، محمد حسین ظریفیان، مدیرکل پژوهش‌های اسلامی سازمان صدا و سیما، علی محمد اسماعیلی، رئیس فرهنگسرای رسانه ،سرهنگ کاظمی ،رییس پلیس فتا تهران بزرگ و جمعی از مسئولان فرهنگی عصر امروز چهارشنبه ۲۳ آبان‎ماه در فرهنگسرای رسانه برگزار شد.\r\n\r\n حجت‌الاسلام اکرمی، رئیس شورای فرهنگی نهاد ریاست جمهوری در ابتدای این برنامه با بیان اینکه از نظر قرآن و روایات اهل‌بیت(ع)، جهان هستی نیاز به حجت الهی دارد؛ اظهار کرد: گاهی این حجت پیامبر خدا و گاهی امام معصوم(ع) است. این فرد که حجت خدا نامیده می‎شود، در واقع مجرای محبت‌های خداوند در پهنه عالم هستی است؛ بنابراین خداوند به واسطه اسباب خود نعمات یا نقمات را بر عالم جاری می‌کند و بدون وجود او بهانه‌ای برای زندگی کردن وجود ندارد.\r\n\r\n وی با اشاره به اینکه بدون حجت خداوند در زمین، جهان یک روز هم نمی‎تواند سرپا باشد، افزود: در روایتی این حقیقت را این‌گونه بیان می‌فرمایند: «لو لا الحُجة لَساختِ‏ الأرضُ بِأهلِها؛ اگر حجت نباشد، زمین اهلش را فرو می‌بلعد». این اراده خداوند و سنت رسول‌الله(ص) و عمل خداوند است که تا به حال انجام شده است و ادامه دارد.\r\n\r\n رئیس شورای فرهنگی نهاد ریاست جمهوری ادامه داد: اگر امروز از مسیحیت، یهودیت و سایر ادیان الهی بپرسید رابط بین شما و خدا بعد از پیامبرتان کیست، پاسخی ندارند. این موضوع حتی درباره اهل سنت هم صدق می‌کند. اما مکتب تشیع معقتد است که پس از نبی مکرم اسلام یعنی آخرین پیامبر الهی، اهل‌بیت ایشان رابط بین آن‌ها و خدا هستند و اکنون این رابطه از پیامبر به حضرت علی و حضرت علی به امام حسن(ع) و امام حسین(ع) و بعد از ایشان به ترتیب به سایر ائمه رسید تا به حضرت مهدی(عج) سپرده شد. امروز امام عصر(عج) این رابطه را ایفا می‌کند و این رمز ماندگاری و و اقتدار مکتب شیعه و نیز وجه تمایزش با سایر ادیان و مذاهب الهی است.\r\n\r\n وی تصریح کرد: این حجت و رابط الهی ما امروز به دلایلی در حال غیبت است که این غیبت هم فلسفه‎ای دارد که مقداری از آن مربوط به خداوند و بخشی از آن مربوط به خود مردم است. اما ایشان وجود دارند و ما از وجودشان همچون خورشید پشت ابر بهره می‎بریم و روزی ظاهر می‎شوند که این ابر کنار برود و ایشان ظاهر شوند و تا ارتباط برقرار کرده و مسئولیت عالم را بر عهده بگیرند. بر همین اساس است که امام می‎فرماید ما شما را به حال خودتان رها و فراموش نمی‎کنیم و مراقب شما هستیم.\r\n\r\n حجت‌الاسلام اکرمی ادامه داد: وجه تفاوتی که حضرت مهدی(عج) با سایر حجت‌های الهی دارند، در این است که ایشان حی و زنده است و در بین مردم راه می‌رود. ما ایشان را نمی‌بینیم، اما ایشان ما را می‌بینند، ما او را نمی‎شناسیم، اما او ما را می‎شناسد. خداوند نمونه این ماجرا را در آیه ۵۸ سوره یوسف این‌گونه بیان می‌فرماید: «وَ جاءَ إِخْوَةُ یُوسُفَ فَدَخَلُوا عَلَیْهِ فَعَرَفَهُمْ وَ هُمْ لَهُ مُنْکِرُونَ».\r\n\r\n رئیس شورای فرهنگی نهاد ریاست جمهوری با بیان اینکه فرهنگ مهدویت یعنی تحقق قسط و عدالت در جهان، گفت: این عدالت یعنی اینکه در جهان دیگر شاهد کشت و کشتار نباشیم و هرکسی به حق خودش برسد. اما آیا امروز اخلاق، اقتصاد، اعتماد و عدالت وجود دارد؟ آیا ما به عدالت عمل می‎کنیم؟ ما ظهور حضرت مهدی را برای می‎خواهیم و مقداری از این عدالت در زمان حضرت سلیمان، حضرت موسی، پیامبر(ص) و بعد از آن‌ها در جمهوری اسلامی دیده شد که با تمام مشکلاتش از چهل سال گذشته تاکنون بسیار رشد و شکوفا شده است.\r\n\r\n در ادامه این برنامه محمدحسین ظریفیان، مدیرکل پژوهش‌های اسلامی سازمان صداوسیما به بایسته‎های رسانه‎ای برای جامعه منتظر اشاره کرد و گفت: تا زمانی که بایسته‎های رسانه‎ای برای جامعه منتظر و محیط آن رخ ندهد، مسئله تحقق ظهور بی‌معنی است. در گذشته انجمن حجتیه معتقد بودند که برای تحقق ظهور باید جهان مملو از گناه و ظلم شود تا حضرت ظهور کنند، اما این نگاه به محیط کاملا مغایر با نگاه دین و اسلام برای ظهور بود.\r\n \r\n\r\n\r\n وی ادامه داد: نگاه دینی بر این تاکید دارد که محیط جامعه و رفتار‌های اجتماعی باید اصلاح شود تا ظهور ممکن شود. محیط اجتماعی در این امر بسیار تعیین‌کننده است. همچنین فرهنگ شهروندی و مباحث زیست محیطی در این مسئله بسیار تعیین‌کننده است.\r\n\r\n مدیرکل پژوهش‌های اسلامی سازمان صدا و سیما تصریح کرد: نکته بعدی بایسته‎های رسانه‎ای در طراحی و تولید جامعه منتظر توجه به هویت جمعی منتظران است. از این منظر رسانه ما باید هویت‎ساز باشد و رسانه‎ای که در این حوزه نتواند فعالیت کند باید فکری برای ناکارآمدی خود کند.\r\n\r\n ظریفیان افزود: نکته بعدی توجه به دور اندیشی و آینده‎نگری است. آنچه که در مسیر پیامبران، ائمه و شیعیان اتفاق افتاد و تا به امروز رسید پیروزی انقلاب اسلامی است. در این جریان با تمام مشکلات و تلخی‎ها و شیرینی‎ها امروز نمی‎توانیم آینده را برای آن متصور نباشیم.\r\n\r\n وی اضافه کرد: بایسته چهارم رسانه برای تحقق جامعه مهدوی امیدافزایی است؛ اصل بعدی شوق‌افزایی است. اصل بعدی تشویق به انتظار است. آنچه که درباره توجه به مفهوم انتظار آمده نشان‌دهنده یک انتظار هوشمندانه و بصیریت‎مندانه است که رسانه باید مبتنی بر آن تبلیغ کند.\r\n...
 \r\n\r\n\r\n\r\n\r\n \r\n\r\n\r\nبه گزارش روابط عمومی فرهنگسرای رسانه و شبکه های اجتماعی،، یکصدوچهارمین نشست زرین قلم همراه با جلسه نقد و بررسی کتاب «ماه را نشانه بگیر» نوشته ژیلا تقی‌زاده با حضور سید مهرداد ضیایی، و منتقدین قاسمعلی فراست و فرحناز علیزاده در فرهنگسرای رسانه برگزار شد.\r\nدر ابتدای این جلسه، مهرداد ضیایی، صحبت کرد و گفت: بسیار خوشحالم که در کنار دوستان بزرگوار هستم. ژیلا تقی‌زاده نقاش و داستان‌نویسی است که سال‌ها در عرصه‌های مختلف هنر فعالیت کرده است. او سال‌ها است که کار نویسندگی را انجام می‌دهد و یک کارگاه داستان‌نویسی را نیز دنبال می‌کند. باید بگویم که تاکنون آثار فراوانی از او در انتشارات‌ مختلف به چاپ رسیده است که از این جمله می‌توان به انتشارات نیستان اشاره کرد. شخصیت اصلی این داستان که در پیش روی شماست، راه درازی را طی کرده است که شاید با کمیت‌های فیزیکال قابل مقایسه نباشد.\r\nدر ادامه، قاسمعلی فراست صحبت کرد و گفت: خوشحالم که امروز در جایی هستم که در آن راجع به کتاب، اندیشه و قلم صحبت می‌شود. موضوعی که یکی از مقوله‌های مظلوم روزگار ما است و وای بر ملتی که اهل قلم آن در اقلیت باشند. این موضوع یک تاسف است اما اگر هیچ کس هم کاری برایمان نکند، خودمان باید بدانیم که در کجا ایستاده‌ایم و این قلم است که ما را می‌سازد. نباید به حقانیت قلم، اندیشه و گفتگو ذره‌ای شک کنیم. به خانم ژیلا تقی‌زاده درود می‌فرستم و از ایشان تشکر می‌کنم. در ابتدا می‌خواهم راجع به امتیازات و ویژگی‌های کتاب صحبت کنم و در بخش بعدی نیز ای‌کاش‌هایی را بیان خواهم کرد. من فکر می‌کنم که تمام انبیا، فلاسفه و هنرمندان که در این دنیا آمدند تا کاری را انجام بدهند، غایت هدف‌شان این بوده است که به ما راه زندگی را نشان بدهند. حال مهم ‌نیست که آن ساحت قدسی، الهی است، غیر الهی است، مسیحیت است و ... این افراد آمده‌اند تا راه زندگی را به ما نشان بدهند. من فکر می‌کنم که این درس را خانم تقی‌زاده به شکل عملی و با اتفاقی که در زندگی‌اش رخ داده است، به ما یادآوری می‌کند.\r\nخیلی راحت است که در دنیای کلمه و زبان، دم از مهربانی و شجاعت و فداکاری بزنیم اما این که یک شخصی بیاید و به ما درس بدهد که باید این‌گونه در برابر مشکلات ایستادگی کنیم، باید در برابر او سر تکریم پایین آورد، از او یاد گرفت و ارج نهاد. خانم تقی‌زاده با مشکلی روبه‌رو است که من از عملکرد او واقعا درس یاد گرفتم و به هر کسی رسیدم، این موضوع را بیان کردم. تنها چند نفر را در دنیای ادبیات و هنر می‌شناسم که در برابر مشکلاتی از این دست، مردانه ایستاده باشند. یکی از این افراد، آقای ناصر ایرانی بود. او سال‌ها با بیماری مبارزه کرد و با لب خندان با آن مشکل برخورد کرد. هم‌چنین حسین ابراهیمی، سال‌ها با لبخند با این بیماری برخورد کرد و آقای حسین ژرفا که آدم بسیار باسواد و شریفی است، واکنش بسیار زیبایی به مشکلات داشت. خاطرم هست زمانی که از او می‌پرسیدم که با کمردرد و پادرد چه می‌کنی؟ در جواب می‌گفت که سال‌ها است با این درد عشق بازی می‌کنم. البته گفتن این موضوع خیلی ساده است اما عمل کردن به آن واقعا درس است. خانم تقی‌زاده نیز از جمله هنرمندانی است که به صورت بارز با این بیماری برخورد کرده است. او فقط یک نویسنده نیست بلکه یک معلم رفتارهای اجتماعی برای من و امثال من است.\r\nفراست به ویژگی‌های مثبت این کتاب اشاره کرد و گفت: اولین ویژگی دلنشین این کتاب برای من، پرداختن به موضوعاتی بوده است که جامعه من و شما به شدت به آن احتیاج دارد. درست است که نویسنده تحت تاثیر جامعه خود است و باید زبان گویای آن باشد اما در یک جاهایی یادمان می‌رود که جامعه به چه سوژه‌هایی احتیاج دارد و به همین دلیل به خود سانسوری می‌افتیم و می‌گوییم نکند چاپش نکنند، نکند ایراد بگیرند و ... خانم تقی‌زاده در این قضیه به چند موضوع پرداخته است که هرکدام می‌تواند موضوع یک کتاب دیگر باشد. در این میان، یکی از موضوعاتی که در جامعه ما مظلوم مانده است، بحث دوجنسیتی است. این موضوع یک واقعیت است و جامعه من و شما مساله‌ای به اسم دوجنسیتی دارد و نمی‌توانیم روی این واقعیت چشم ببندیم و فراموشش کنیم. هنرمند واقعی کسی است که شجاعانه و با شهامت وسط می‌آید و راجع به چنین موضوعاتی صحبت می‌کند و علاوه بر این باید به کسی که هنرمندانه این موضوع را بیان می‌کند، دست مریزاد گفت.\r\nدقت کنید که گفتن این چنین مساله‌ای یک بخش است و گفتن آن با زبان هنر، بخشی دیگر است. پرداختن به موضوع دوجنسیتی در این کتاب، بسیار مهم است. به نظر من، از آن‌جا که این افراد مظلوم واقع شده‌اند، خودشان نیز در تنهایی خود اذیت می‌شوند. در خانواده‌شان اذیت می‌شوند و جامعه به آنان نگاه بدی دارد. خب بالاخره یک نفر باید به این مظلومیت اشاره بکند. از این جهت، من به عنوان یک آدم فرهنگی دست ایشان را می‌بوسم. دومین مساله‌ای که در کتاب باید به آن نگاه کرد، پژوهش‌محوری آن است. نویسنده برای طرح مسائل مدنظر خود پژوهش گسترده‌ای انجام داده است چرا که اصلا بدون پژوهش نمی‌توان بسیاری از این موضوعات را بیان نمود. برای مثال، او راجع به موضوعات مختلف نیازمند اطلاعاتی بوده است و به همین دلیل آمده است و با کنار هم قراردادن \r\n\r\nفراست: هنرمند واقعی کسی است که شجاعانه و با شهامت وسط می‌آید و راجع به موضوعات مختلف صحبت می‌کند.\r\n \r\n\r\nچند موضوع تاریخی و اساطیری،‌ داستان را بیان کرده است که بسیار کمک‌کننده نیز است. این موضوعات نشان می‌دهد که نویسنده پژوهش کرده است و الکی یک کتاب نساخته است. او کتاب را نگاشته است که متفاوت با ساختن کتاب است. نویسنده برای این ساحت‌ها که به دست خودش نیز ساخته شده است، منطق داستانی ایجاد کرده است. دقت کنید که یکی از مسائل مهم در این کتاب، گم کردن هویت و در نتیجه پیدا کردن هویت انسان‌ها است. در این کتاب با انسان‌هایی روبه‌رو هستیم که در لابه‌لای چرخ روزگار گم می‌شوند و از بین می‌روند.\r\n            \r\nسخنران بعدی این مراسم، فرحناز علیزاده بود. او گفت: من در ابتدای صحبت‌هایم می‌خواهم از امتیازها شروع کنم. ایشان در این کتاب روی مشکلات و معضلاتی دست می‌گذارد که جوان‌ها و نوجوان‌ها با آن درگیر هستند. برای بیان این مشکلات، از شخصیت‌های زیادی استفاده می‌شود مثل آنیتا که به دلیل سخت‌گیری‌های خانواده اش مجبور می‌شود که به کارهایی روی بیاورد که مورد پسند هرکسی نیست. میلاد نیز یکی از همین شخصیت‌ها است و ... افراد زیادی در این داستان‌ها حضور دارند که داستان خود را روایت می‌کنند و معضلات اجتماعی ما را بیان می‌کنند. دست گذاشتن روی این مشکلات و بیان آن‌ها به این شکل، جسارت خانم تقی‌زاده را نشان می‌دهد. علاوه بر این، بیان قصه در قصه از ویژگی‌های مثبت کتاب است که به خوبی از آب درآمده است. ارتباط زنجیره‌وار داستان‌ها به یکدیگر و کنار هم قرار دادن آنان، از جمله محاسن این کار است. به نظر می‌رسد که نویسنده آن قدر به کار خود مسلط بوده است تا بتواند این موضوعات را با هم درآمیزد و کار را جلو ببرد. چیزی که در این کتاب برای من مهم بود، بیان لحن شخصیت‌ها توسط خانم تقی‌زاده بود. باید بگویم که لحن‌ها در این داستان، به خوبی بیان شده است و نویسنده برای هر شخصیت به فراخور حال او، لحن خوب و زبانی هم‌سو با شخصیت او را ارائه کرده است. برای مثال، می‌بینید که مادربزرگ لحن خاص خود را دارد که منحصر به فرد است. شما می‌توانید با استفاده از لحن او، به خوبی او را شناسایی کنید و ارتباط برقرار کنید. یا به عنوان مثالی دیگر، اگر به لحن «فرهنگ» دقت کنید می‌بینید که لحن او کاملا نزدیک به جوانی شبیه به او است. باید دقت داشت که بیان لحن‌ها توسط نویسنده کار بسیار سختی است. سخت‌تر از این موضوع، بیان تفاوت‌ها در لحن شخصیت‌های متفاوت است. تمام این مثال ها نشان می‌دهد که نویسنده در بین لحن‌ها و پرداخت آن به خوبی عمل کرده است تا شما بدون این که شخصیتی را از نزدیک دیده باشید، بتوانید او را تصور کنید و تمایز لحن او با شخصیت دیگر را نیز متوجه شوید. این موضوع، در حالی یکی از ویژگی‌های مثبت این کتاب است که ممکن است بعضی از نویسندگان توجهی به آن نداشته باشند و تمایز شخصیتی را در نظر نگرفته باشند.\r\nاین کارشناس و منتقد ادبی به قصه در قصه بودن داستان این کتاب اشاره کرد و گفت: در این کتاب، با چند قصه در قصه روبه‌رو هستیم. وقتی این داستان را می‌خوانیم، ممکن است که این سوال برای ما پیش بیاید که بالاخره شخصیت اصلی داستان کیست؟ آیا میلاد، شخصیت اصلی است، آقا رفیع شخصیت اصلی است یا ... وقتی کمی جلوتر می‌روید، متوجه می‌شوید که شخصیت اصلی داستان، کسی است که تحقیق می‌کند و براساس آن می‌خواهد جسم و جان ما را با خود همراه سازد. وقتی این کتاب را می‌خواندم، با نمادهایی روبه‌رو بودم که هر کدام معانی خاصی داشت. بنابراین شروع به جمع‌آوری این نمادها کردم اما زمانی که به انتهای کتاب رسیدم دیدم که خانم تقی‌زاده خودش این نمادها را معرفی کرده است. در کنار این‌ها دوست داشتم که  گره اصلی، خیلی سریع‌تر وارد داستان بشود. علاوه بر این، بعضی از شخصیت‌ها به صورت ناگهانی از داستان خارج می‌شدند و در جایی دیگر به صورت ناگهانی مجددا وارد داستان می‌شدند.\r\nمهرداد ضیایی، سومین سخنران این مراسم بود. او ضمن اشاره به بعضی ای‌کاش‌های این کتاب گفت: یکی از ای‌کاش‌های خود من از جمله مواردی است که به سلیقه من برمی‌گردد. به نظرم، داستان، براساس یک ساختار از پیش تعیین شده وابسته با انگاره‌های ادبی پیش می‌رود و ممکن است که در حوزه ادبیات داستانی وارد مقوله‌هایی از فرهنگ اجتماعی نیز بشود. به نظرم، گاهی اوقات سلیقه‌ها نیز ممکن است وارد ساختاری بشود که برای شما کار را سخت کند. فرقی ندارد که گره داستان در کجا باز شود و در کجا بسته شود. بسیاری از داستان‌ها هستند که گره‌شان در ابتدا باز می‌شود و پس از آن با وقایع روبه‌رو می‌شویم. در کلیت باید بگویم که خانم تقی‌زاده صراحت دارد و این ابزار نویسندگی او است. او شیوه به تصویر کشیدن یک ژانر را بلد است. باید‌ گفت که او هم شجاعانه وارد می‌شود و هم محافظه‌کار است. شجاعت او در بسیاری از اتفاقات پیدا است که شما هم آن را می‌دانید اما محافظه‌کاری در آن‌جا است که شما وارد عرصه‌های دیگر نمی‌شوید. برای مثال، من بسیار دوست داشتم که او از عنصر حریت در داستان استفاده کند. خود نویسنده نباید شیفته آن چیزی که خلق کرده است بشود چرا که باعث اتفاقات دیگری می‌شود. از جمله این اتفاقات آن است که مخاطب جلوتر از داستان،‌ تزئینات آن را درک می‌کند. به نظرم، با توجه به پتانسیلی که تم‌های این داستان داشتند، این کتاب می‌توانست بسیار بزرگتر از این باشد. به موضوع کمیت اشاره می‌کنم. برای مثال، نویسنده تلاش می‌کند تا در بزنگاه‌هایی، جای پایی از یک عنصر گم شده را تکرار کند. این موضوع به این دلیل است که مخاطب داستان را فراموش نکند و بداند که آن عنصر در جایی در پرده قرار دارد.\r\n\r\nعلیزاده: باید دقت داشت که بیان لحن‌ها توسط نویسنده کار بسیار سختی است. سخت‌تر از این موضوع، بیان تفاوت‌ها در لحن شخصیت‌های متفاوت است.\r\n \r\n\r\nبنابراین، این‌چنین تکرارهای مسجع‌وار در داستان به آن کمک می‌کند. یکی از مواردی که خانم تقی‌زاده با آن درگیر شده است، چیزی است که یک سر در اساطیر دارد و یک سر در میراث دانش دارد. من این کتاب را بسیار دوست دارم و هنوز هم اعتقاد دارم که می‌شد این کتاب را از نظر کمی بیش‌تر کرد و داستان‌های افراد بیش‌تری را بشنویم که در سایه هستند. به نظرم بهتر بود که در مواردی، برجستگی بعضی موضوعات کمتر می‌شد و در مقابل، در مواردی برجستگی بعضی موضوعات بیش‌تر می‌شد. اگر قرار بود که خودم را جای نویسنده بگذارم و چنین کتابی را بنویسم، فکر می‌کنم که در وسط راه ناامید و یا شاید نابود می‌شدم. باید بگویم که این کتاب بازنویسی‌های بسیاری داشت و از این جهت هم کار بسیار سنگینی بود.\r\nدر بخش بعدی این مراسم، بخش‌هایی از کتاب «ماه را نشانه بگیر» توسط مهرداد ضیایی، خوانده شد و پس از آن، علیزاده، در سخنانی کوتاه به لحن در این داستان اشاره کرد. او گفت: یکی از موضوعاتی که من بدان اشاره کردم، همین بود. خانم تقی‌زاده به‌گونه‌ای از لحن و زبان استفاده می‌کند که اصلا احتیاجی به بازخوانش وجود ندارد. در حقیقت او با استفاده از لهجه‌ای خاص، آن شخصیت را به صورت تصویری برای ما نمایش می‌دهد و ما می‌توانیم تصور کنیم که آنان چه حرفی را می‌زنند. خانم تقی‌زاده برای هر شخصیتی که در داستان خلق کرده است، یک زبان و لحن نیز قرار داده است. باید بگویم که زبان و لحن خانم تقی‌زاده بسیار روان و راحت است. البته در مورد تغییر لحن‌ها باید بگویم که این کار باعث می‌شود که نویسنده خط اصلی را از دست بدهد.\r\nضیایی در ادامه صحبت‌های مطرح شده توسط منتقد این جلسه بیان کرد: استفاده کردن از لحن‌های مختلف، الزاما یک دستورالعمل باارزش نیست. البته کار بسیار سختی است و نو است. دلیل این حرف من این است که استفاده از لحن‌های متعدد باعث می‌شود که کار از نظرگاه خود خارج شود. برای مثال در نمایش‌نامه، استفاده از لحن‌های مختلف طبیعی است اما اگر تاریخ چند صده ساله داستان‌نویسی را بررسی کنید می‌بینید که استفاده نکردن یک نویسنده از این تکنیک، به معنای یک اشتباه از سمت او نیست و حتی استفاده نکردن از آن، دال بر ناتوانی نویسنده نیز نمی‌باشد. داستان چیز دیگری دارد.\r\nقاسمعلی فراست، در بخش دوم صحبت‌های خود، توضیحاتی را راجع به نقص‌های این داستان داد و گفت: باید بگویم که کنار گود ایستادن و صحبت از نقص‌های یک داستان، کار بسیار راحتی است. اگر ای‌کاشی در این جلسه مطرح می‌کنم، بدین معنا نیست که در داستان خود، حتما این را رعایت می‌کنم. به اعتقاد من، وقتی ما خوبی‌های داستان را برمی‌شمریم، برای این‌که اطمینان پیدا کنیم که آن خوبی‌ها از روی تعارف بیان نشده است، ای‌کاش‌ها نیز بیان می‌شود که باید نظر کارشناسی داده شود. دقت کنید که داستان با گم‌شدن قاسم چگینی شروع می‌شود و به نظر من، این موضوع، شروع بسیار خوبی است چرا که من به عنوان یک مخاطب این سوال را از خود می‌پرسم که این فرد بعد از خواستگاری، ناگهان کجا می‌رود و چه بلایی بر سرش آمده است. این سوال در جریان داستان‌نویسی به چند طریق پاسخ داده می‌شود. اولا، او را مدتی رها می‌کنیم تا کنجکاوی برای مخاطب ایجاد شود و بدین وسیله بقیه داستان را برای او تعریف می‌کنیم و در نهایت به چرایی آن گم شدن اولیه اشاره می‌کنیم. اساسا، داستان‌نویسان کلاسیک از این شیوه استفاده می‌کرده‌اند. موضوع دیگر این است که بگوییم فعلا این شخصیت را رها می‌کنیم و بعدا به آنان برمی‌گردیم. این موضوع در داستان جدید و مدرن کاملا متداول است. باید اشاره کرد که نویسنده، تلاش می‌کند تا در لابه‌لای ماجرای گم‌شدن قاسم چگینی، مخاطب را هم‌چنان با خود نگه دارد و او این سوال را مدام از خود بپرسد که قاسم چگینی کجا رفت؟ بالاخره نویسنده یک بستری را برای بیان داستان خود باز کرده است و طبعا مخاطب این حق را دارد که از او بپرسد نتیجه این بستر چه شد و ما را به کجا می‌بری؟ به نظر می‌رسد که فاصله بین ابتدای داستان و گم‌شدن قاسم چگینی با پیدا شدن او در انتهای داستان، کمی زیاد است و بعضی خواننده‌ها را اذیت می‌کند. خواننده از خود این سوال را می‌پرسد که نویسنده به کجا می‌رود و چرا بستر اصلی را رها کرده است. به نظرم، نویسنده می‌توانست در جاهایی، یک ردپا یا اشاره به ماجرای اصلی می‌داد تا مخاطب بداند که حواس نویسنده به این ماجرا هست. این کار باعث می‌شد که هم انقطاع زیاد بین ابتدا و انتهای داستان از بین برود و هم اعتماد مخاطب جلب شود که حواس نویسنده به ماجرای اصلی هست.\r\nاو اضافه کرد: نکته دومی که به نظرم باید بیان شود این است که نویسنده به صورت هوشمندانه خواسته است تا 4-5 موضوع مطرح شده در داستان را به هم ربط بدهد اما به نظرم در مواردی این نخ تسبیح بعضا بسیار نازک شده است و یا روایت‌های این داستان‌ها به قدری زیاد شده است که باعث سردرگمی مخاطب می‌شود. ما از ابتدای داستان، یک خط داستانی به نام قاسم چگینی داریم و می‌خواهیم بدانیم که او کجا رفته است؟ هم‌چنین، یک خط دوجنسی نیز وجود دارد و خط دیگر نیز ماجرای دزدی آنیکا و هم‌کلاسی‌اش است. علاوه بر این‌ها، ماجرای گیتی مطرح می‌شود. به نظرم ای‌کاش تمام این خط‌های داستانی، همدیگر را پیدا می‌کردند.\r\nضیایی بیان داشت: موقعی که تمام این خطوط داستانی را می‌دیدم، با خود می‌گفتم که این‌ها می‌تواند دو فصل دیگر را نیز بسازد. البته می‌دانم که وصل کردن این شخصیت‌ها به همدیگر کار بسیار سختی است اما باید اعتراف کنم که در بین تمام این شخصیت‌ها یک موضوع مشترک دیدم و آن هم ارتباط بین والد و مولود است. در حقیقت این شکل از بحران هویت در دل همین موضوع دیده می‌شود. موقعی که در ارتباط بین مولود و والد تردید به وجود می‌آید، \r\n\r\nضیایی:داستان، براساس یک ساختار از پیش تعیین شده وابسته با انگاره‌های ادبی پیش می‌رود و ممکن است که در حوزه ادبیات داستانی وارد مقوله‌هایی از فرهنگ اجتماعی نیز بشود.\r\n \r\n\r\nیکی از شاخصه‌های بحران هویت برای افراد تقویت می‌شود. دقت کنید که در تمام این داستان‌ها، همه بچه‌ها مشکلاتی را با والدین خود دارند و حرف همدیگر را نمی‌فهمند. شاید نویسنده گمان کرده است که با اشتراک این موضوع در قطع ارتباط بین فرزند و والدین و بحران هویتی، می‌تواند تمام این داستان‌ها را به هم متصل کند.\r\nفراست در پاسخ به مهرداد ضیایی گفت: البته این موضوع امکان‌پذیر است. برای مثال در زمان جنگ و صلح، تعدد شخصیت‌ها به حدی می‌رسد که واقعا احساس می‌کنیم قرار دادن یک وجه اشتراک بین شخصیت‌ها الزامی است. به نظرم، تولستوی اگر می‌خواست که این رمان را امروز بنویسد، به گونه دیگری می‌نوشت. دقت کنید که وقتی شخصیت‌های داستانی زیاد می‌شود،‌ اگر آنان را گم نکنیم و ارتباطی بینشان برقرار شود، هیچ ایرادی وجود ندارد. البته این ارتباط می‌تواند یک ارتباط از جنس مشاهده و کلامی باشد و هم می‌تواند به صورت حسی و فکری باشد. برآورد من این است که این شخصیت‌ها در مواردی باعث شلوغ شدن داستان شده است. به هر حال من به ایشان دست مریزاد می‌گویم و به نظرم این داستان غنای بسیار زیادی دارد و پژوهش آن بسیار گسترده بوده است. باید در برابر چنین فردی سر تعظیم فرود آورد. در مواردی بغضم می‌گیرد وقتی می‌بینم که یک آدم پر و پیمان فرهنگی که حرف‌های زیادی برای گفتن دارد، در گوشه یک خانه قرار گرفته و خبری از او نیست در حالی که یک جوان 24-25 ساله بازیگر یا فوتبالیست، در کانون توجهات قرار دارد و در جامعه چهره است. چه تعداد بازیکنان زیادی هستند که به اندازه یک هزارم آقای ضیایی کتاب نخوانده‌اند اما چهره هستند. این‌ها فاجعه جامعه من و شما است و برای آن افسوس می‌خورم. در مقابل می‌بینید که وقتی کتاب فلان نویسنده خارجی درمی‌آید، همه مردم آگاهانه و هوشمندانه شبانه صف می‌کشند تا کتاب را بخرند. آنان با این کار می‌خواهند به فرزند خود یاد بدهند که این وسیله ارزشمند، کتاب است و یک نویسنده برای نوشتن آن یک سال، دو سال زحمت کشیده است. بنابراین من باید شبانه در برابر کتابفروشی صف بکشم تا کتاب او را بخرم. در این‌جا می‌بینید که وقتی شخصیت‌هایی نظیر سیدرضا حسینی، احمد محمود، سیمین دانشور، ژیلا تقی‌زاده و ... در جایی صحبت می‌کند، شور و شوقی وجود ندارد و استقبال کم است.\r\n              \r\nفرحناز علیزاده ضمن اشاره به بعضی ایرادات این داستان گفت: باید اعتراف کنم که جاهایی از داستان را با سرعت بسیار زیادی می‌خواندم تا ببینم که بالاخره چه اتفاقی برای شخصیت‌ها رخ خواهد داد اما در مقابل جاهایی به سختی جلو می‌رفت. به نظرم در مباحثی که ژیلا تقی‌زاده پژوهش می‌کرده است، دوست داشته تا تمام نتایج پژوهش خود را وارد داستان کند. البته همان‌طور که آقای ضیایی اشاره کردند، هر کس می‌تواند شیوه نوشتن خود را خودش تعیین کند و هیچ الگو و خط‌کشی وجود ندارد. همیشه در کارگاه‌های داستان نویسی بیان کرده‌ام که ما به شما هنرجویان، راه و روش داستان‌نویسی را یاد می‌دهیم اما اصلا این‌گونه نیست که بخواهیم الگو و نقشه به شما بدهیم. اگر کسی چنین کاری بکند، استعداد نویسنده و ذوق و قریحه او را از بین برده است. در مورد این کتاب باید بگویم که اگر گره داستانی زودتر شروع می‌شد، به این دلیل که تعلیق زودتر شروع می‌شد، بیش‌تر با آن همراه می‌شدیم. دقت کنید که ما در این‌جا با یک داستان بلند روبه‌رو هستیم اما با توجه شخصیت‌هایی که خانم تقی‌زاده انتخاب کرده است، این داستان قابلیت تبدیل به رمان را نیز دارد. در حقیقت، خرده ‌داستان‌ها به گونه ای است که قابلیت تبدیل شدن به یک رمان را داشته است. نکته دیگری که جز ای‌کاش‌ها می‌باشد این است که تمام شخصیت‌ها به جز یک نفر، در رنج سنی جوان و نوجوان هستند. ای‌کاش آن شخصیت نیز در همین رنج سنی قرار می‌گرفت و تمام این افراد در یک هویت و شخصیت قرار می‌گرفتند. البته این کار او شاید به این دلیل بوده است که می‌خواسته است بگوید یک آدم چهل‌ساله هم می‌تواند در این موقعیت قرار بگیرد. نکته آخر من این است که اگر می‌خواهیم بحث دوجنسه‌ها را به عنوان یکی از محورهای اصلی داستان بیان کنیم، بهتر است که حضور او خیلی سریع‌تر در داستان علنی بشود و از همان ابتدا وارد ماجرا شود. پیشنهاد من به دیگر دوستانی که می‌خواهند داستان در داستان بنویسند این است که داستان‌ در داستان‌ها در هم تنیده شود. بدین معنی که همه با هم در یک دسته‌بندی قرار بگیرند. اگر این اتفاق رخ بدهد،  ضرباهنگ داستان تندتر شده و بیش‌تر خود را نشان می‌دهد. \r\nمهرداد ضیایی در بخش پایاتی صحبت‌های خود گفت: یکی از میراث‌ ادبیات داستانی ما که بسیاری از نویسندگان و حتی حماسه سرایان ما از آن استفاده کرده‌اند. داستان در داستان است. این سنت با اشکال نزدیک به همی توسط بسیاری از هنرمندان عرصه ادبیات استفاده شده است. این اشکال نزدیک به هم به ما می‌گوید که بین تمام خرده داستان‌ها، قطعا یک ردپا وجود دارد. به نظر من بخشی از این موضوع به میراث ادبیات شفاهی برمی‌گردد و بخشی دیگر به برداشت‌های لطیف عرفانی برمی‌گردد که عرفا و اهل تصوف بدان اشاره زیادی کرده‌اند. به نظرم خیلی خوب‌تر است که از این میراث استفاده کنیم. علاوه بر این، مساله‌ای که در داستان‌های امروز کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد، موضوع فانتزی در داستان است. این میراث، جدا از این‌که کاربرد بازاری و مخاطبی دارد، در عین حال یکی از تکنیک‌های داستان‌نویسی ما است که از آن کمتر استفاده می‌کنیم همان‌طور که اکنون بیش‌ از 40 سال است که هیچ کس راجع به میراث محیط‌زیستی ما هیچ چیز ننوشته است.\r\nدر بخش پایانی این مراسم، ژیلا تقی‌زاده، نویسنده کتاب یک پیام صوتی به حاضران در این جلسه داد. او در این پیام ضمن تشکر  از همه کسانی که در این مراسم حضور یافته بودند، به ارائه مختصری از روند تولید این اثر ادبی اشاره کرد و هدف خود از نوشتن این داستان را شرح داد.\r\n...
به گزارش روابط عمومی فرهنگسرای رسانه و شبکه های اجتماعی،مصطفی رحماندوست از چهره‌های ماندگار کشور در حوزه شعر و ادبیات است و اشعار او را در همه‌جا به یاد داریم. با نزدیک شدن به هفته کتاب و کتاب‌خوانی و به مناسبت این ایام، به سراغ ایشان رفته‌ایم تا گپ و گفتی پیرامون مباحث مختلف با ایشان داشته باشیم. \r\nسوال: در سالیان اخیر و با توجه به اهمیت بالای توجه به کتاب‌خوانی، برنامه‌ریزی‌های متعددی از سوی نهادهای مختلف برای توجه بیش‌تر به کتاب انجام شده است. به نظر شما این توجه تا چه اندازه کافی بوده است و چه قدر در این راه پیشرفت داشته‌ایم؟ فکر می‌کنید که نقش و وظیفه ارگان‌های فرهنگی نظیر فرهنگسراها در ترویج این فرهنگ چیست؟‌\r\nمن فکر می‌کنم که در این مسیر تا حدی موفق بوده‌ایم. البته باید بگویم که به نظر من، بخش تبلیغی این کار بسیار بیش‌تر از بخش تاثیرگذاری آن بوده است. بر همین اساس باید گفت که مشکل اصلی در زمینه کتاب‌خوانی این است که کارها در حد تبلیغات است و تاثیرگذاری آن مدنظر قرار نمی‌گیرد. مطمئنا اگر برنامه‌ریزی‌های گسترده‌ای انجام بشود، تاثیرگذاری نیز بیش‌تر است. باید به یک موضوع مهم اشاره کنم و آن هم این است که این روزها خوشبختانه همه فهمیده‌اند که عدم توجه به کتابخوانی توسط مردم، یک بدبختی بزرگ برای جامعه است و همه معترف هستند که سطح مطالعه در کشور بسیار پایین است. متاسفانه قبلا، بسیاری از افراد، سطح پایین مطالعه در کشور را نفی می‌کردند و می‌گفتند که ما نیاز به مطالعه نداریم. جالب است که بعضی از ارگان‌ها، آمارهایی دروغ می‌دادند و ادعا می‌کردند که سرانه مطالعه در کشور در هر روز، یک ساعت و 45 دقیقه است. در مقابل، عده‌ای نیز آماری برعکس می‌دادند و صحبت از میانگین مطالعه روزانه 2 دقیقه بود. البته به نظر نمی‌رسد که نه آن آمار شگفت‌انگیز اول و نه آمار ناامیدکننده دوم، درست باشد و براساس بررسی‌های علمی به دست آمده باشد. \r\nخاطرم هست که از یکی از کسانی که ادعای سرانه مطالعه بالا در کشور داشت، روند بررسی‌های علمی‌شان را پرسیدم. او در پاسخ به من گفت که در مطالعات‌ خود، خواندن زیرنویس تلویزیون و فیلم نیز بخشی از مطالعه به حساب آورده شده است. این صحبت در حالی است که آمارهای جهانی با این معیار بیان نمی‌شود و اصولی جداگانه دارد. خوشبختانه، امروز از ارائه آمارهای الکی در سرانه مطالعه به این موضوع رسیده‌ایم که سطح مطالعه در کشور پایین است و بنابراین همه تصمیم گرفته‌اند که برای بهبود اوضاع کار کنند. البته هنوز برنامه‌ریزی‌های کلان ملی برای تبلیغ کتاب‌خوانی به گونه‌ای که کتاب‌ خواندن تبدیل به یک پز اجتماعی بشود، صورت نگرفته است. باید به قدری کار کرد که خانواده‌ها به جای آن که کلاس موسیقی رفتن فرزند خود را پز بدهند، عضویت او در کتابخانه و کتاب‌خوان بودن فرزندشان را پز بدهند. باید بگویم که امروز در مرحله‌ای هستیم که اکثر نهادها متوجه وخامت اوضاع شده‌اند اما متاسفانه هیچ برنامه‌ریزی کلان که مبتنی بر اراده ملی باشد، شکل نگرفته است. \r\nسوال: به موضوع تاثیرگذاری ارگان‌ها اشاره کردید. وقتی وارد مقوله کتاب‌خوانی کودک و نوجوان می‌شویم، با ارگان بسیار مهمی به نام مدرسه روبه‌رو می‌شویم که تاثیرگذاری فوق‌العاده زیادی بر بچه‌ها داشته و می‌تواند فرهنگ‌سازی گسترده‌ای داشته باشد. به نظر شما، روند ترویج کتاب‌خوانی در مدارس چگونه بوده است و چه راهی را باید طی کند تا به نقطه مطلوب برسد؟\r\n \r\n\r\nتا جایی که من خبر دارم، برنامه‌ریزی اساسی برای بالا رفتن سطح مطالعه در مدارس و تشویق دانش‌آموزان به کتابخوانی وجود ندارد و اگر هم اتفاقی رخ داده است، شخصی و مدرسه‌ای بوده است. متاسفانه بسیاری از مدارس، تلاشی در این زمینه نمی‌کنند و تمام هم و غم‌شان این است که برنامه روزانه خود را پشت سر بگذارند. دلیل اصلی این موضوع را می‌توان در این دانست که اساس تعلیم و تربیت در کشور، بر مبنای درست جواب دادن است. بدین معنی که اگر بچه‌ها به سوالات در امتحان پاسخ دهند، نمره می‌گیرند و تشویق می‌شوند اما در مقابل، هیچ پایه‌ای برای پژوهش و کتاب‌خوانی درنظر گرفته نشده است. \r\nباید اشاره کنم که اکنون وزارت آموزش و پرورش راه بسیار زیادی برای رسیدن به نقطه مطلوب دارد. اگر به روند آموزش و پرورش در دنیا نگاه کنید می‌بینید که اساس کار در کشورهای پیشرفته، به گونه دیگری است. در آن‌جا اساس تعلیم و تربیت بر مبنای بازی‌کردن است نه حفظ کردن. خب طبیعی است که در چنین فضایی، بچه‌ها به کتابخوانی و انجام پژوهش بیش‌تر تشویق می‌شوند. در جمع‌بندی پاسخ این سوال باید بگویم که آموزش و پرورش به عنوان یک وزارت‌خانه، دخالت زیادی در امر ترویج کتاب و کتاب‌خوانی نداشته است و حرکت‌های انجام شده در این حوزه، توسط عده‌ای از مدارس بوده است.\r\nسوال: این روزها با پدیده‌ جدیدی به نام فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی روبه‌رو هستیم که به دلیل جذابیت خاص خود، طرفداران زیادی پیدا کرده است. در این میان عده‌ای معتقد هستند که مطالعه در فضای مجازی را باید به عنوان مطالعه معمول دانست و در مقابل عده‌ای نیز معتقدند که شبکه‌های مجازی بزرگ‌ترین مانع در راه ترویج کتاب‌خوانی است. به نظر شما، کدام دیدگاه درست است؟ آیا فضای مجازی مانع کتاب‌خوانی در کشور است؟ \r\nاز آن‌جا که این شبکه‌ها وقت افراد را می‌گیرد، قطعا تاثیر زیادی بر کتاب‌خوانی دارد. البته در طرف مقابل نمی‌توان به افراد گفت که نباید از این تکنولوژی استفاده کنند چرا که اگر استفاده نکنند، کتاب هم نمی‌خوانند. بنابراین مشکل از جای دیگری است. اگر به کشورهایی نظیر کانادا، فنلاند و ... دقت کنید می‌بینید که در این کشورها، همه افراد بدون محدودیت به شبکه‌های مجازی دسترسی دارند اما در عین حال، سطح مطالعه‌شان نیز بسیار بالا است. باید دقت داشت که خواندن در شبکه‌های مجازی تعریف خاص خود را دارد. برای مثال یک نفر در قدیم کتاب کاغذی در دست می‌گرفت و می‌خواند و اکنون آن کتاب کاغذی تبدیل به کتاب الکترونیکی شده است. متاسفانه در میان مردم کشورمان، نه مطالعه به همان مفهوم قبلی مطرح است و نه علاقه‌ای به مطالعه الکتریکی وجود دارد. \r\nوجود شبکه‌های اجتماعی از یک طرف می‌تواند مانعی برای مطالعه باشد و از یک طرف فرصت نیز هست. مانع است به این دلیل که وقت زیادی را از افراد می‌گیرد و نمی‌گذارد به مطالعه بپردازند. در مقابل فرصت است به این دلیل که می‌تواند درگاه جدیدی را به روی ما باز کند. بنابراین باید بگویم که مشکل ما از جای دیگری است و نمی‌توان دلیل پایین بودن سطح مطالعه را به وجود این فضای مجازی ارتباط داد. البته باید دقت داشت که عمده مطالبی که در شبکه‌های اجتماعی وجود دارد از جنس سرگرمی است و سرگرمی هم نمی‌تواند جز مطالعه باشد چرا که مطالعه هدفمند است.\r\n \r\n\r\nسوال: ادعایی از سمت مخاطبان مطرح می‌شود و آن هم این است که دلیل پایین بودن سطح مطالعه در کشور به دلیل کمبود کتاب خوب در کشور است. تا چه اندازه با این موضوع موافق هستید؟ \r\nباید گفت که بخشی از این ادعا درست است. برای مثال، در جایی مانند مدرسه، آن قدر بر روی مسائلی خاص پافشاری می‌شود که بچه‌ها از کتاب‌خواندن زده می‌شوند. اما در بخش دیگر هم می‌توان به ضرب‌المثل عدم رقصیدن و کج بودن زمین اشاره کرد. به نظر من، این روزها خوشبختانه این قدر تعداد عنوان کتاب‌ها در بازار بالا است که ذائقه بسیاری از افراد را راضی خواهد کرد. دقت کنید که کتاب خوب ویژگی و تعریف خاصی ندارد و بیش از هر چیز به علاقه‌مندی افراد برمی‌گردد. مطمئنا شما می‌توانید از هر ژانری، کتاب در بازار پیدا کنید؛ کتابی که به علاقه‌مندی شما نزدیک باشد. بنابراین نمی‌توان گفت که کتاب خوب وجود ندارد چرا که افراد ترجیح می‌دهند تا کتاب نخوانند و به جای آن پشت کامپیوتر بنشینند. هر کسی که کتاب خوب خواست و نتوانست پیدا کند، به من مراحعه کند تا کتابی متناسب با علاقه‌مندی او برایش پیدا کنم. \r\n ...
 \r\n \r\nبه گزارش روابط عمومی فرهنگسرای رسانه و شبکه های اجتماعی ،محکوم‌به‌مرگی گریخته‌است یا باد هر کجا که بخواهد می‌وزد (به فرانسوی: Un condamné à mort s\'est échappé ou Le vent souffle où il veut) فیلمی فرانسوی به کارگردانی روبربرسون و محصول سال ۱۹۵۶ است.\r\nفیلم بر پایه خاطرات آندره دوینی ساخته شده‌است؛ یک زندانی جنگی که در طول جنگ جهانی دوم در زندان مونتلوک نگهداری می‌شد. شخصیت اصلی این فیلم فونتن نام دارد. عنوان فرعی این فیلم از کتاب مقدس، John 3:8 گرفته شده‌است. خود برسون همچون دوینی و شخصیت فونتن توسط نازی‌ها به خاطر عضویت در جنبش مقاوت فرانسه به زندان افکنده شده بود.\r\nفیلم مردی گریخت با بازی روژه پلانشون به جشنواره فیلم کن سال ۱۹۵۷ هم وارد شد. این فیلم در کتاب 1001 فیلمی که باید قبل از مردن ببینید هم گنجانده شده و از جمله معروف‌ترین فیلم‌های برسون است. موسیقی فیلم هم از آثار موزارت  گرفته شده‌است.\r\nفیلم سینمایی محکوم‌به‌مرگی گریخته‌است، چهارشنبه 23 آبان  ساعت  18 در نشست تخصی فیلم و گپ  با حضور سعید قطبی زاده نمایش و نقد میگردد.\r\nعلاقه مندان جهت حضور در این نشست  میتوانند به فرهنگسرای رسانه و شبکه های اجتماعی واقع در پاسداران ،خیابان گل نبی،میدان قبا مراجعه و یاجهت کسب اطلاعات بیشتر با شماره تلفن 22888681 تماس حال نمایند.\r\nبا ما در پیام رسان سروش به نشانی   f_resaneh@ همراه باشید.\r\n \r\n\r\n \r\n \r\n \r\n ...
\r\nبه گزارش روابط عمومی فرهنگسرای رسانه و شبکه های اجتماعی، دومین همایش ملی\" رسانه و توسعه فرهنگ مهدوی \"با هدف اشاعه ترویج فرهنگ مهدویت توسط رسانه‌ها در جوامع جهان اسلام،  به همت کارگروه توسعه فرهنگ اسلامی در فضای مجازی و مشارکت موسسه  آینده  روشن ، نیروی انتظامی  جمهوری اسلامی و  فرهنگسرای  رسانه با  حضور مدیران و  مسئولان  عالی  فرهنگی و  مدیران      رسانه ای کشور برگزار می‌شود.\r\nاین همایش با عنایت به اینکه امروزه دغدغه همه ملت‌های مسلمان و آزاده برپایی عدالت جهانی است و این امر محقق  نمی‌شود جز با ظهور حضرت ولی عصر (عج) و برپایی حکومت جهانی  ایشان، لذا از وظایف منتظران در عصر  غیبت زمینه‌‌سازی ظهور است ، به همین‌ منظور این همایش با تاکید بر نقش رسانه‌ها در این زمینه برپا می‌شود.\r\nدومین همایش ملی\" رسانه و توسعه فرهنگ مهدوی، چهارشنبه  23 آبان  مصادف با ششم  ربیع الاول برگزار می‌شود.\r\nعلاقه مندان جهت حضور در دومین همایش ملی رسانه و توسعه فرهنگ مهدوی، میتوانند به  خیابان پاسداران، خیابان گل نبی، خیابان شهید ناطق نوری، میدان قبا فرهنگسرای رسانه و شبکه های اجتماعی ،مراجعه نمایند.\r\nبا ما در پیام رسان سروش به نشانی f_resaneh@ همراه باشید.\r\n\r\n\r\n ...
به گزارش روابط عمومی فرهنگسرای رسانه و شبکه های اجتماعی؛ کتاب \"ماه را نشانه بگیر\" با حضور  نویسنده ژیلا تقی زاده و سید مهرداد ضیایی ،فرحناز علیزاده و قاسمعلی فراست  و جمعی از اهالی هنر در فرهنگ‌سرای رسانه معرفی و نقد و بررسی می‌شود.\r\n \r\nداستان کتاب  در خصوص یک ازدواج روستایی است  که در نوع خود امری غیررایج در منطقه رخداد آن بوده است و تا پیش از آن شکل نگرفته است؛ اما به دنبال آن مشکلات و مصائب زندگی به ویژه بروز و ظهور شایعه‌ها و اظهارنظرهای عجیب، یک خانواده را ناچار به کوچ از تبار و سرزمین خود می‌کند و این آغاز داستانی است که دنباله آن در دنیای مدرن و سال‌ها بعد پیگیری می‌شود. داستانی زندگی دختر جوانی که شوهر خود را به سودایی که نمی‌داند چیست، از دست رفته می‌بیند.\r\n\r\nبه گفته ناشر این اثر، نویسنده در این کتاب  از سویی تلاش داشته در ساختار زیستی و فکری مدرن و امروزی جامعه نویسنده، داستان خود را روایت کند و از سوی دیگر نویسنده تلاشی ستودنی برای بازنمایی ساختار زیستی اقوام لر ایرانی به خرج داده و باورها و فلسفه فکری و زیستی این قوم و تحول اجتماعی در آن را که ناشی همپوشانی زیستی با مردمان و باورهای دیگری است را در داستان به نمایش بکشد.\r\nاز این نویسنده پیش از این در این موسسه نشر، داستان بلند «به اندازه یک نقطه» و مجموعه داستان «سهم من از دریا»  نیز منتشر شده است.\r\nژیلا تقی‌زاده،  داستان‌نویس،  نمایشنامه‌نویس و نقاش و دارای مدرک کارشناسی گرافیک از دانشگاه الزهرا است. او در کنار نویسندگی از سال 1364 نمایشگاه‌های نقاشی گوناگونی به صورت انفرادی و گروهی در گالری‌های مختلف برگزار کرده است. وی همچنین از سال 1384 همکاری خود را با رادیوی برون‌مرزی صدای آشنا، رادیو فرهنگ، رادیو جوان، رادیو نمایش و رادیو سلامت در زمینه نمایشنامه‌نویسی رادیویی آغاز کرد. از دیگر فعالیت‌های او طراحی و اجرای پوسترهای تئاتر، تصویرگری کتاب‌ها و نشریات گوناگون، طراحی صحنه و لباس و عروسک در نمایش‌ها و تئاترهای مختلف بوده است که جوایز مختلفی را نصیب او کرده است.  \r\n\r\nنشست معرفی و نقد کتاب \"ماه را نشانه بگیر\" سه شنبه 22  آبان ساعت ۱۶ در یکصد و چهارمین نشست تخصصی «زرین قلم» در فرهنگ‌سرای رسانه و شبکه‌های اجتماعی برگزار می‌شود.\r\nعلاقه‌مندان برای حضور در این برنامه می‌توانند به نشانی پاسداران، خیابان شهید گل‌نبی، خیابان شهید ناطق نوری، میدان قبا، فرهنگ‌سرای رسانه و شبکه‌های اجتماعی مراجعه کنید.\r\n \r\nبا ما در پیام رسان سروش به نشانی f_resaneh@ همراه باشید.\r\n \r\n\r\n \r\n ...
به گزارش روابط عمومی فرهنگسرای رسانه و شبکه های اجتماعی، پنجمین همایش بین‌المللی مدیریت رسانه با حضور دکتر علی محمد اسماعیلی، رئیس فرهنگسرای رسانه، محسن بنی‌هاشمی، پروفسور باقر ساروخانی، از چهره‌های ماندگار عرصه رسانه، حسن خجسته، محمود اسعدی، رئیس همایش بین‌المللی مدیریت رسانه، دکتر حمید ضیایی پرور، مدیر کل دفتر مطالعات و برنامه‌ریزی رسانه‌ها و حسین دانا و جمعی از علاقه‌مندان در فرهنگسرای رسانه برگزار شد.\r\nدر ابتدای این مراسم، یدالله علیزاده، از قضات کشور صحبت کرد. او در بخش اول سخنان خود ضمن اهمیت رسانه در جوامع مختلف گفت: اگر به جوامع مختلف نگاه بیندازیم، می‌بینیم که در جوامعی که به رسانه‌های خود، مدیران آن و نویسندگان رسانه بها داده‌اند، جامعه‌شان روز به روز پیشرفت کرده و سیر تکاملی داشته است. در مقابل، در جوامعی که در حوزه رسانه، اندیشه و قلم سخت‌گیری داشته‌اند، از رشد کافی برخوردار نشده‌اند.\r\nوی به معرفی برخورد حقوقی با مدیران رسانه‌ها در کشورهای مختلف اشاره کرد و گفت: برخی کشورها، مسئولیت جمعی و تضامنی را برای مدیران رسانه و نویسندگان آن در سیستم حقوقی خود تدوین کرده‌اند. بدین معنا که همه دست اندرکاران یک رسانه اعم از صاحب امتیاز، مدیر مسئول، سردبیر، خبرنگار و ... در شکل‌گیری و انتشار محتوای مطبوعات سهم دارند و در قبال این سهم، مسئولیت حقوقی نیز دارند. در چنین نظام حقوقی، وقتی یک مشکل به وجود می‌آید، همه مسئول هستند و هر کس به سهم خود، باید بار مسئولیت را بر دوش بکشد. این چنین سیستم باعث می‌شود که رسانه‌ها و کارکنان آن با ترس و لرز و ناامنی کار کنند چرا که اگر اتفاقی بیفتد، یقه همه گرفته می‌شود. در برخی کشورها نیز برای آزادی مطبوعات، از مسئولیت ترتیبی استفاده می‌شود بدین معنا که در نظام رسانه‌ای هر مسئولی که نقش اصلی را در به وجود آوردن آن خدشه داشته است، قبل از بقیه پاسخگو باید باشد و چنانچه او بتواند فردی را معرفی کند که مسئولیت را از نظر ترتیب متوجه او کند، مسئولیت از گردن خودش ساقط خواهد شد. به این سیستم نیز این ایراد وارد است که هر فرد به دنبال مقصر می‌گردد تا بار مسئولیت را بر دوش دیگری بگذارد. در کشورهای سوم نیز، برای کاهش این مسئولیت و آزادی بیش‌تر اصحاب رسانه، مسئولیت فردی را جایگزین دو مسئولیت قبلی کرده‌اند. بدین معنا که در هر رسانه، یک نفر مسئول است و مسئولیت بر دوش او است. این نظام، به دست اندرکاران رسانه، آزادی بیش‌تری می‌دهد و کمک می‌کند که خبرنگار خیالش از بابت مسئولیت راحت باشد.\r\nعلیزاده به نظام حقوقی ایران در قبال رسانه‌ها اشاره کرد و گفت: بعد از قانون سال 1364 و در سال 1379، نظام حقوقی حاکم بر مسئولیت‌های مدیران رسانه‌های ما به مسئولیت ترتیبی و جمعی گرایش پیدا کرد و از حالت مسئولیت فردی خارج شد. البته این بدین معنا نیست که مسئولیت فردی کنار گذاشته بشود بلکه به غیر از مدیر مسئول رسانه، نویسنده و سردبیر و ... نیز مسئولیت دارند. دقت کنید که مدیران رسانه، به صورت عمده 3 نوع مسئولیت دارند؛ کیفری، مدنی و اخلاقی. مسئولیت اخلاقی ضمانت اجرایی ندارد اما مسئولیت کیفری و مدنی برای مدیران رسانه ضمانت اجرایی قانونی دارد. بر این اساس، اگر محتوایی یا کاری حاوی ماهیت مجرمانه باشد، کیفری است و اگر ماهیت مسولیت مدنی باشد، مدنی است.\r\nاین استاد دانشگاه بیان داشت: البته موضوعات اختلافی در بین خبرنگاران، اساتید و قضات وجود دارد که قانون باید پاسخکوی آن باشد. ماده 1 قوانین مطبوعات، تمام مطبوعات، نشریات الکترونیکی، خبرگزاری‌ها و موسسات خبری در دو بخش سنتی و دیجیتال تعریف کرده است. این ماده بیان دارد که اگر نشریه‌ای بدون اخذ پروانه از هیئت نظارت منتشر شود، از قانون مطبوعات خارج است و بر همین اساس، اگر دچار تخلف بشود، قوانین و امتیازات این قانون شامل حال او نمی‌شود. البته دقت داشته باشید که وقتی چنین رسانه‌ای تخلف می‌کند، برحسب قوانین عمومی با او برخورد خواهد شد اما فرجام‌خواهی او در دادگاه رسانه که با حضور چند قاضی و هیئت منصفه و ... برگزار می‌شود، مورد قبول واقع نمی‌شود. همین موضوع باعث بروز ایراداتی می‌شود.\r\nدقت کنید که نظام حقوقی حاکم ما بر محور مدیر مسئول است. مدیر مسئول به صراحت تبصره 4 و 7 ماده 9، مسئول مطلق مطالباتی است که در یک نشریه و در یک رسانه دیجیتال منتشر می‌شود. ما در نظام حقوقی به این موضوع، فرض مسئولیت می‌گوییم. این که مدیر مسئول یک رسانه برای تخلفی بیاید و بگوید که این محتوا را نخواندم و آگاه نبودم، مورد قبول نیست. علاوه بر این، قانون ما در کنار مدیر مسئول، اشخاص دیگری را هم اضافه کرده است و مسئولیت داده است. برای مثال، نویسنده نیز در مورد محتوا مسئولیت دارد. دقت کنید که این موضوع مورد انتقاد بسیاری از نویسندگان، استادان دانشگاه و حقوقدانان قرار دارد چرا که آنان می‌گویند اگر نویسنده مرتکب تخلف شد، چه کسی اجازه داده است که آن محتوا چاپ بشود بنابراین همان مدیر مسئول مقصر است و باید مسئولیت را بپذیرد. ما با این کار آزادی عمل را از نویسنده و خبرنگار می‌گیریم. امیدواریم که این مساله در بازنگری‌های آینده با دقت بیش‌تری مورد توجه قرار بگیرد.\r\nدر ادامه این همایش و در بخش دوم، کارگاه مدیریت رسانه با حضور دکتر علی محمد اسماعیلی، رئیس فرهنگسرای رسانه، محسن بنی‌هاشمی، پروفسور باقر ساروخانی، از چهره‌های ماندگار عرصه رسانه، حسن خجسته، محمود اسعدی، رئیس همایش بین‌المللی مدیریت رسانه، دکتر حمید ضیایی پرور، مدیر کل دفتر مطالعات و برنامه‌ریزی رسانه‌ها و حسین دانا برگزار شد.\r\nپروفسور باقر ساروخانی در ابتدای این کارگاه صحبت کرد و ضمن تعریف انسان رسانه‌ای گفت: انسان از آغاز زندگی تا پایان زندگی خود، با رسانه است و اکنون رسانه‌ها به صورت شبانه‌روزی در خدمت انسان‌ها قرار دارند. باید بگویم که ما از نظر کمی و کیفی مدیون جامعه رسانه‌ای هستیم. علاوه بر این،‌ باید دقت داشت که نگاه ما به دنیا، نگاه با واسطه است. در حقیقت ما با نگاه رسانه‌ها به دنیا نگاه می‌کنیم. از همین منظر باید گفت که انسان جدید، فرآورده رسانه است و بنابراین نمی‌توانیم او را بدون رسانه تصور کنیم. باید در تعریف انسان رسانه‌ای بگویم که انسان رسانه‌ای، انسان فضای محدود نیست و فضای جهانی را تجربه می‌کند. از همین دیدگاه، انسان رسانه‌ای یک انسان فرا زمان و فرا مکان است. اگر خاطرتان باشد، در گذشته، مدت‌ها طول می‌کشید که بتوانیم پیامی را به کسی در خارج از کشور بدهیم اما اکنون و با کمک رسانه‌ها، در کمتر از چند دقیقه، پیاخم و محتوا منتقل می‌شود. انسان رسانه‌ای، انسان همه جهان است و هویت چندگانه دارد.\r\nسخنران بعدی این کارگاه، دکتر حسن خجسته بود. او گفت: اگر دقت کنید می‌بینید که دریافت من از یک حقیقت به عنوان یک خبر وارد رسانه می‌شود و سپس من مخاطب آن خبر را می‌خوانم و نسبت به آن حقیقت، درکی پیدا می‌کنم. در حقیقت دریافت من با حقیقت فاصله زیادی دارد. اگر بخواهیم رسانه را با چیزی مقایسه کنیم باید به بازی‌های کامپیوتری اشاره کنیم. وقتی یک بازی کامپیوتری انجام می‌دهیم، فکر می‌کنیم که آزاد هستیم و هر کاری که دلم بخواهد می‌توانیم انجام بدهیم در حالی که واقعا آزاد نیستیم و در پروتکل آن بازی قرار داریم. در فضای مجازی نیز این‌گونه است. احساس می‌کنیم که آزاد هستیم اما واقعا آزاد نیستیم. برای مثال، آیا شما می‌توانید پیامی را خارج از ایدئولوژی یک گروه به آن بفرستید؟ قطعا نمی‌توانید پس در فضای مجازی آزاد نیستید. باید بگویم که فضای مجازی یک رسانه خرد است. مثلا می‌گوییم که فلانی یک میلیون فالوئر دارد، خب صدا و سیما که 30 میلیون بیننده دارد. باید بگویم که امروزه، مصرف رسانه‌ای ما بسیار بالا است اما استفاده از آن کم است. انسان در محیط واقعی یک نفر است و انسان در محیط مجازی یک حالت دیگری دارد که ممکن است با خود واقعی او کاملا متفاوت باشد. در فضای مجازی، ظرفیت ماسک‌سازی بسیار بالا است و هیچ کس هم نمی‌فهمد که شما که هستید؟ در قدیم می‌گفتند که فلانی لات است اما اکنون در فضای مجازی، هر کسی هر کاری که دلش بخواهد می‌تواند انجام بدهد و هیچ کس هم نمی‌فهمد که چه کار کرده است. این مشکل در تمام دنیا وجود دارد و همه درگیر آن هستند.\r\nسپس، حسین دانا صحبت کرد و گفت: اگر بخواهیم با دید بهتری به رسانه نگاه کنیم، باید به مدیریت رسانه و کارکردهای آن نگاه کنیم. برای مثال، این روزها موضوع اقتصاد مقاومتی، مساله بسیار مهمی است که رسانه‌ها وظیفه دارند به آن بپردازند. جدای از نیازهای رسمی و تکلیفی، عرصه‌های دیگری نیز وجود دارد که رسانه وظیفه دارد در مورد آن آموزش بدهد و آن عرصه را روشن‌تر کند. در صحبت‌های قبلی به فضای مجازی اشاره شد؛ در مورد آن باید بگویم که یک بخش از فضای مجازی ارتباط است اما بخش عمده و اعظم آن، شئونات فرهنگی است که این روزها از طریق همین ابزارها منتقل می‌شود. باید به عرصه دفاع رسانه‌ای بپردازم. ما باید از داشته‌های خود دفاع کنیم و در جایی که توسط رسانه به آن تهاجم می‌شود، به وسیله رسانه پاسخ بدهیم و دفاع کنیم.\r\nوی ادامه داد: اکنون بسیاری از پروژه‌های کشور دارای پیوست فرهنگی است اما جای پیوست رسانه‌ای کم است. سواد رسانه‌ای یکی از موضوعات مهمی است که باید در تمام کارها و پروژه‌ها مورد توجه قرار بگیرد. برای مثال، ما اکنون موضوع تکلیف شب را داریم. قانونی که از مهر ماه سال 1397 لازم الاجرا است و در تمام مدارس باید اجرا شود. قانون این‌گونه است که گفته می‌شود بچه‌ها به جای انجام تکلیف شب باید به انجام فعالیت‌های مهارتی در منزل بپردازند. خب نکته اصلی این‌جا است که وقتی قرار شد این طرح اجرا شود، نه خانواده‌ها می دانستند که چه باید بکنند و نه مدیران مدارس تطبیق درستی داشتند. معلم‌ها نیز نگران این هستند که بچه‌ها بعد از کنار گذاشتن درس در یک روز، در روز بعدی با مشکل مواجه شوند.\r\nمحمود اسعدی در بخش بعدی این مراسم صحبت کرد و گفت: ما امروز اغلب حقایق را با یک واسطه که رسانه است درک می‌کنیم. بنابراین رسانه مهم است علاوه بر این، ما مخاطب ثابت نداریم و مخاطب متغیر داریم بنابراین کاری که رسانه می‌خواهد با آن مخاطب انجام بدهد، بسیار سخت است. دقت کنید که این روزها، عادات رسانه‌ای بسیار مهم است. اگر انسان امروز بتواند درک درستی از رسانه داشته باشد، می‌تواند با آن تعامل کند و در غیر این صورت منفعل خواهد شد. رسانه باید انسان را تربیت کند و فردسازی کند نه این که او را استثمار کند و از او خواسته یا ناخواسته استفاده یا سو استفاده کند.\r\nدر ادامه مراسم، علی محمد اسماعیلی، رئیس فرهنگسرای رسانه صحبت کرد و گفت: باید بگویم که ما هنوز انسان رسانه‌ای را تحویل نگرفته‌ایم و چنین انسانی در دست تولید است و به زودی به بازار خواهد آمد. یک نمونه از این انسان را یکی ازدوستان جامعه‌شناس ما معرفی کرد. آن یک دختر دبستانی بود که در نوشته‌های خود بیان کرده بود که نگران پدر و مادرم هستم که اگر این‌ها را در فضای مجازی ببینند،‌فاسد می‌شوند. می‌بینید که آن دختر به ته خط رسیده است و اکنون نگران من و شما است. باید دقت داشت که سرانگشتان انسان رسانه‌ای برای استفاده از رسانه‌های جدید آماده است، او می‌آید و همه را شگفت‌زده می‌کند چرا که ما اصلا خود را آماده نکرده‌ایم. وقتی شما وارد یک مغازه خیاطی می‌شوید، توقع دارید که آن خیاط برایتان لباس بدوزد. بر همین اساس، در حوزه رسانه نیز باید مدیر رسانه‌ای بلدکار داشته باشیم. چرا وقتی که یک مدیر رسانه‌ای می‌رود، همه عزا می‌گیرند که او رفت و یا چرا زمانی که مدیر یک شبکه می‌رود، همه به دنبال یک جایگزین می‌روند. این موضوعات به این دلیل است که مدیر رسانه‌ای تربیت نکرده‌ایم. تا چه اندازه برای رسانه و مدیریت رسانه ارزش قائل هستیم و این آرزش چه تناسبی با شرایط موجود دارد؟ چرا فقط سالی یک روز باید به رسانه، اهمیت آن و مدیریت رسانه بپردازیم؟ به نظرم بار ما در رسانه روی زمین مانده است و به همین دلیل با مشکل جدی مواجه خواهیم شد. باید بگویم که هنوز هیچ کدام از خبرگزاری‌ها و رسانه‌های ما این جسارت را ندارند که در انتهای خبر خود، برای مخاطب جا باز کنند تا او یک خط بنویسد.\r\nدر ادامه، محسن بنی‌هاشمی صحبت کرد و گفت: من می‌خواهم انسان رسانه‌ای را از دو زاویه متفاوت نگاه کنم. یک زاویه انسان‌هایی هستند که در رسانه گیر افتاده‌اند. انسان رسانه ای یک موجود گرفتار در رسانه است. وقتی این روزها، محتوای انباشته شده در رسانه‌ها را نگاه می‌کنیم می‌بیینم که این اطلاعات به سمت پوسته‌ای شدن و سطحی شدن رفته است. همه ما قسمتی از زندگی خود را در دوره‌ای داشتیم که رسانه به اندازه امروز نبود اما این روزها، بچه‌هایی به دنیا می‌آیند که از همان بچگی با رسانه روبه‌رو بودند. ما باید کمک کنیم که این بچه‌ها چیزهایی را که در تمدن انسانی بوده است را بچشند. ما امروز از هوش رسانه‌ای حرف می‌زنیم که مساله بسیار مهمی است. دقت کنید که شما اصلا نمی‌توانید به مدت طولانی از رسانه دور بشوید و نهایتا 20 دقیقه می‌توانید از گوشی خود دور بمانید. انسان از خود فاصله گرفته است و خودمان را گم می‌کنیم.\r\nوی ادامه داد: هم‌چنین می‌توان جور دیگری به رسانه نگاه کرد و آن هم آدم رسانه‌ای است. دقت کنید که ما دو جور آدم رسانه‌ای داریم؛ یا تسلیم رسانه‌ها می‌شویم و یا آنان را در اختیار می‌گیریم و تربیتش می‌کنیم. آدم رسانه‌ای از نظر من کسی است که بر رسانه مسلط شده است.\r\nحمید ضیایی پرور، آخرین سخنران این جلسه بود. او تحقیق خود را با موضوع محتوا در رسانه‌ها ارائه داد و ضمن تعریف محتوا در رسانه‌ها گفت: در فضای مجازی، اطلاعات و تجربه‌ها هستند که محتوا را می‌سازند و بر همین اساس، می‌توان تعریف اصلی محتوا در فضای مجازی را اطلاعات و تجربه‌ها دانست.\r\nوی به دسته‌بندی عصرهای ارتباطی از گذشته تا به امروز پرداخت و گفت: از گذشته تا به امروز، عصرهای مختلفی را تجربه کرده‌ایم. باید گفت که اکنون عصر محتوا است و کشورهایی حرف برای گفتن دارند که در این حوزه بتوانند کار کنند. در حقیقت می‌توان گفت که پادشاه کسی است که بتواند محتوای خوب و متناسب تولید کند. اگر دقت کنید می‌بینید که در حوزه فرهنگ مجازی، فرهنگ ملی ما نسبت به غرب بسیار برتر است و اگر بر گنجینه‌های مذهبی و فرهنگی خود تکیه کنیم می‌توانیم انواع محتواها را تولید کنیم. قرآن، نهج‌البلاغه و بسیاری از آثار فرهنگی این حوزه، از جمله موارد خوبی است که می‌تواند برای ما تامین محتوا کند.\r\nاو بیان داشت: آمارها نشان می‌دهد که اکثر مخاطبان فضای مجازی، مصرف‌کننده شده‌اند و هیچ تولیدی ندارند. بر همین اساس، متاسفانه 80 درصد مطالب در فضای مجازی کپی می‌شوند و تنها 20 درصد از آن تولیدی است.\r\nانتهای پیام/...

جشنواره رسانه های اجتماعی آغاز شد

نخستین جشنواره رسانه‌های اجتماعی با رونمایی از پوستر جشنواره سه‌شنبه ۲۸ شهریور با حضور رییس سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران و رییس مرکز فناوری اطلاعات و رسانه‌های دیجیتال آغاز به کار کرد.

به گزارش رسانه خبری سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران، نشست خبری نخستین جشنواره رسانه‌های اجتماعی با حضور محمود صلاحی رییس سازمان فرهنگی هنری، مرتضی موسویان رییس مرکز فناوری اطلاعات و رسانه‌های دیجیتال، بهزاد تیمورپور رییس فرهنگ‌سرای رسانه و شبکه‌های اجتماعی سه‌شنبه ۲۸ شهریور با رونمایی از پوستر این جشنواره برگزار شد.
 
در ابتدای مراسم بهزاد تیمورپور رییس فرهنگ‌سرای رسانه و شبکه‌های اجتماعی گفت: در حدود یک سال در حوزه پایش و بررسی این طرح هستیم که با عنایت دکتر صلاحی، دکتر موسویان و آقای خوراکیان در مرکز ملی فضای مجازی جشنواره رسانه‌های اجتماعی به مرحله آغاز فعالیت خود رسیده‌ است. با برگزاری این جشنواره خلاهایی که در رسانه اجتماعی و فضای مجازی شاهد آن هستیم برطرف می‌شود.
 
رتبه‌بندی رسانه‌ها در جشنواره رسانه‌های اجتماعی
 
در ادامه عماد‌الدین محمدعلی قمی دبیر اجرایی جشنواره بیان کرد: جشنواره رسانه‌های اجتماعی حدود یک سال از فعالیت‌های اولیه آن می‌گذرد با این هدف که بتوانیم رسانه‌ها را رتبه بندی کنیم و کسانی که در این حوزه زحمت بیشتری می‌کشند را به مخاطب معرفی کنیم. این جشنواره با اهداف معرفی کانال‌ها و صفحات مفید، ایجاد جایگاه برای ارزشیابی کانال و سایت توسط مردم، کارشناسان و نخبه‌ها، شناسایی و کشف استعدادهای برتر در شبکه‌های اجتماعی، رفع آسیب‌های نامناسب از شبکه‌های اجتماعی، ترویج و رونق بخشیدن به تولید و انتشار محتوای مفید در شبکه‌های اجتماعی، ارتقای سطح دانش استفاده کنندگان شبکه‌های اجتماعی و به کارگیری قابلیت‌ها و ظرفیت‌های شبکه‌های اجتماعی به عنوان رسانه فراگیر موثر و مفید، برای مردم جامعه، برگزار می‌شود.
 
وی افزود: جشنواره در ۲۰ موضوع  زبان و ادبیات، سلامتی و بهداشت، محیط زیست، فرهنگی و اجتماعی، تندرستی و ورزش، معارف طنز، خبر و اطلاع رسانی، کارآفرینی و اشتغال، شخصیت ها و ستارگان، خانواده و سبک زندگی، هنری، کودک و نوجوان،  علمی و فناوری، خودرو، تاریخ و تمدن، گردشگری، بازی و سرگرمی و کسب و کار برگزار می‌شود.
 
قمی گفت: برترین‌های جشنواره توسط آرای مردمی اعلام می‌شود و پس از آن داوران جشنواره سه مقام اول را معرفی می‌کنند. برترین های مردمی نیز معرفی می‌شود. این جشنواره به مدت دو ماه برگزار می‌شود و  از کانال هایی که به مرحله داوری می‌رسند، دعوت می‌شود تا در نمایشگاه رسانه‌های دیجیتال حضور داشته باشند.
 
سید مرتضی موسویان رئیس مرکز فناوری اطلاعات و رسانه‌های دیجیتال وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی گفت: جشنواره رسانه‌های اجتماعی یکی از مهم ترین جشنواره‌های جنبی جشنواره ملی رسانه‌های دیجیتال است که هرسال یک بار با حضور رییس جمهور و وزرای مربوط برگزار می‌شود. امسال این جشنواره به صورت مجزا برگزار می‌شود.
 
وی افزود: اهدافی که به صورت کلان و در سطح ملی دنبال می‌شود، بستر سازی برای رشد شبکه های اجتماعی بومی است. طرحی که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به کمک نهادهای دیگر دنبال می کند بحث «لیبلینگ» یا همان «شامد» است یعنی مالکیت و هویت افراد شناخته شود.
 
موسویان گفت: شامد به مردم کمک می کند تا به صورت ساده سایت، کانال، صفحات اجتماعی و نرم افزارهای کاربردی با هویت را از طریق دیدن نشانه شامد تشخیص دهند. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از دارندگان کد یونیک «شامد» حمایت می‌کند  که این حمایت دادن امکان تبلیغات به آن‌هاست.
 
وی افزود: تمامی شرکت کنندگان در جشنواره باید دارای کد «شامد» باشند. به افراد برتر در جشنواره رسانه های دیجیتال غرفه داده می‌شود. این رسانه‌ها از طرف ما معرفی و از طرف سازمان فرهنگی هنری حمایت مالی می‌شوند که این اتفاق در نهایت باید مورد حمایت همه دستگاه و نهاد ها قرار گیرد. مردم نقش اصلی را در اجزای این طرح دارند.
 
موسویان بیان کرد: با توجه به همکاری بخش های خصوصی کار اعطای شامد را به خود اپ استور‌ها سپرده‌ایم که خودشان زیرساخت را آماده کنند و ۱۶ موردی که در دستور کار قرار گرفته را متعهد شوند اجرا کنند.
 
موسویان افزود: خواست همه مسئولان در نظام این است که همه در این طرح همکاری کنند تا با ایجاد فضایی امن سرعت در کسب و کار در این محیط را بالا ببرند. این جشنواره با جوایز بسیاری که در نظر گرفته است می تواند کانال های شامد دار را معرفی کند.
 
در پایان مراسم محمود صلاحی رییس سازمان فرهنگی هنری گفت: زمانی که رسانه‌های اجتماعی وارد کشور شد همه با شک  و تردید به آن نگاه می کردند که با آن چه کار کنیم و کجای زندگی ما قرارگیرد. اما  الان تبدیل موضوع  اصلی زندگی شهروندان شده است.
 
وی افزود: در کشور ما اگر سواد رسانه ای فراگیر شود، دو میلیون شغل ایجاد می شود که بزگترین مشکل و دغدغه این روزهای کشورماست. فضای سنتی کسب و کار ۱۰ سال است که در جوامع مدرن منسوخ شده است. این موضوع در کشور ما حدود دوسال است که جدی شده است. برای اینکه سازمان فرهنگی هنری و مردم بیشتر با موضوع رسانه های اجتماعی آشنا شوند اسم فرهنگ‌سرای رسانه را به فرهنگسرای رسانه و شبکه های اجتماعی تغییر دادیم تا بیشتر در این حوزه فعالبت کنند. برای آنکه فرهنگ و تمدن ما بازآفرینی و به نسل بعد منتقل شود باید به خوبی از فضای مجازی استفاده کنیم و از آن شناخت داشته باشیم.
 
صلاحی بیان کرد: ما به آدم‌های اصیل، عالم و وارد به این رشته که می‌خواهند برای چندین سال در این حوزه فعالیت کنند، لیبل و برند می‌دهیم که برای مردم هم شناخته شده باشند و اگر برای مثال خرید اینترنی میژ‌کنند، بتوانند پیگیری کنند.
 
در پایان این نشست از پوستر جشنواره رسانه‌های اجتماعی رونمایی شد و این جشنواره به نشانی اینترنتی http://socialfest.ir آغاز به کار کرد.
 

نظر بدهید

3 Comments on "جشنواره رسانه های اجتماعی آغاز شد"

avatar
رضا
Guest

سایتشون سر کاریه شماره تلفنی هم که گذاشتن تماس میگیریم میگن اشتباه گرفتید 🙂 کانالشونم ۵ تا عضو بیشتر نداره کلا باعث آبرو ریزیه کانالم ده روزه ثبت کردیم همش میزنه در انتظار تایید

سعید سروندی
Guest

سلام. انتقادتان به مسئولان جشنواره جهت پاسخگویی انتقال داده می شود.

هوشنگ
Guest

من ثبت نام کردم مراحلش مشخص بود
زنگ زدم خوب جوابمو دادن

wpDiscuz