به گزارش روابط عمومی فرهنگسرای رسانه و شبکه های اجتماعی،جشنواره عکس «خوبی را معرفی کنیم»، در بهار و تابستان سال ۹۶ با هدف معرفی و ترویج سبک زندگی اسلامی ایرانی، ترویج ارزش‌ها و فضایل اخلاقی و مهربانی، تشکیل گروه‌های همیاری در زمینه مهربانی و بهره‌گیری از ظرفیت خانواده‌ها در زمینه ترویج فرهنگ خوبی و مهربانی، با طیف گسترده‌ای از موضوعات از قبیل مهربانی با طبیعت، مردم، والدین و خانواده معرفی و از فرودین ۹۷ در دو بخش مسابقه عکس و پویش آغاز و با برگزاری مراسم اختتامیه در تیر ماه ۹۷ خاتمه پیدا کرد.\r\nبا خاتمه جشنواره، بر اساس نظر داوران جشنواره (مسعود زنده روح کرمانی، محمد نوروزی و مهدی سروری) به دبیری احسان رافتی، ۵۰ فریم عکس از بین ۱۴۰۰ فریم عکس ارسالی از سوی ۲۰۰ عکاس شرکت‌کننده انتخاب شد تا در نگارخانه‌های سطح شهر تهران به نمایش درآید.\r\nبر این اساس 30 اثر برگزیده این جشنواره از ۱۶ تا ۳۰ آذر ماه در  نگار گذر فرهنگسرای رسانه و شبکه های اجتماعی  به نمایش گذاشته خواهد شد.\r\nعلاقه مندان جهت بازدید از نمایشگاه فوق  میتوانند به فرهنگسرای رسانه و شبکه های اجتماعی واقع در پاسداران ،خیابان گل نبی،میدان قبا مراجعه و یاجهت کسب اطلاعات بیشتر با شماره تلفن 22888681 تماس حاصل نمایند.\r\nبا ما در پیام رسان سروش به نشانی   f_resaneh@ همراه باشید.\r\n \r\n ...
به گزارش روابط عمومی فرهنگسرای رسانه و شبکه های اجتماعی،نشست تخصصی از شعر تا ترانه با \"موضوع ترانه در تلفیق موسیقی و اجرا \"به همت مرکز تحقیقات ادبیات فارسی دانشگاه علامه طباطبایی وبا مشارکت کانون ادبی و هنری مدارا فرهنگسرای رسانه برگزار می شود.\r\nسیامک عباسی شاعر ترانه سرا و خواننده و حسین غیاثی شاعر و ترانه سرا در خصوص موضوعاتی از قبیل تحلیل ترانه فارسی ،جریان شناسی ترانه،تفاوت ترانه با شعر و ترانه در تلفیق موسیقی و اجرا به بحث و گفتگو می نشینند.\r\nنشست تخصصی از شعر تا ترانه با موضوع ترانه در تلفیق موسیقی و اجرا ،دوشنبه 19 آذر ساعت 13 برگزار می گردد.\r\nعلاقه مندان جهت حضور در این نشست می توانند به سعادت آباد ،خیابان علامه طبایی جنوبی ، طبقه 3 دانشکده ادبیات و زبان های خارجی ،سالن شهید مطهری دانشگاه علامه طباطبایی مراجعه و یا جهت کسب اطلاعات بیشتر با شماره تلفن 22888681 واحد فرهنگی تماس حاصل نمایند.\r\n \r\n\r\n ...
به گزارش روابط عمومی فرهنگسرای رسانه و شبکه های اجتماعی،رونمایی از کتاب \"در من زنی زندگی میکند\" با حضور مژده شبان نویسنده کتاب  وبا مشارکت موسسه موج کتاب برگزار می گردد.\r\nدکتر ارسطو جنیدی\"استاد دانشگاه در رشته زبان و ادبیات فارسی\" ، رضا رفیع \"مجری -شاعر و طنز پرداز \" میهمانان و اعظم حبیبی  \"مجری\" این نشست می باشد. \r\nنقد و بررسی کتاب« در من زنی زندگی میکند» یکشنبه 18 آذر ، ساعت 16، طی یکصد و هشتمین نشست تخصصی زرین قلم در فرهنگسرای رسانه و شبکه های اجتماعی برگزار میگردد.\r\nعلاقه مندان جهت حضور در این برنامه میتوانند به نشانی پاسداران، خیابان شهید گل نبی، خیابان شهید ناطق نوری، میدان قبا، فرهنگسرای رسانه و شبکه های اجتماعی مراجعه نمایند.\r\n\r\n ...
به گزارش روابط عمومی فرهنگسرای رسانه و شبکه های اجتماعی، فیلم کوتاه تجربی \"تو مشغول مردنت بودی\" به کارگردانی و نویسندگی امین قشقایی به همت فرهنگسرای رسانه و مشارکت انجمن سینمای جوان ایران وبا حضور مازیار فکری ارشاد  نقد و بررسی می گردد.\r\nامین قشقائیان؛ نویسنده و کارگردان فیلم کوتاه \"تو مشغول مردنت بودی، دانش آموخته ی کارشناسی سینما از دانشگاه اصفهان پیشتر با نویسندگی و کارگردانی فیلم \"پل \"نامزد بهترین فیلم و کارگردانی جشنواره بین امللی اصفهان و عناوین دیگری چون جایزه بهترین فیلم جشنواره \"آتلانتیک\"، فیلم برگزیده جشنواره \"کن مدیترانه\"منتخب جشنواره \"کویین انگلستان\" منتخب جشنواره \"تورنتو-هالیوود \"کانادا را نیز در کارنامه خود ثبت کرده است.\r\nبازی درخشان \"حامد رحیمی نصر\" در نقش استاد دانشگاهی که از هجمه های روانی و روزمره وجدان خود رنج میبرد یکی از ماندگار ترین نقش های فیلم های کوتاه تجربی است.\r\nناصر ممدوح \"صداپیشه-مدیر دوبلاژ-و بازیگر \" ،یارتا یاران \"شاعر و پژوهشگر\" و لوریس چکناواریان \"آهنگساز ، نویسنده و نقاش \" میهمانان ویژه این رونمایی هستند.\r\n نقد و بررسی فیلم کوتاه تجربی \"تو مشغول مردنت بودی\"  با شنبه 17 آذر ساعت 17 برگزار میشود.\r\nعلاقه مندان جهت حضور در این نشست  میتوانند به فرهنگسرای رسانه و شبکه های اجتماعی واقع در پاسداران ،خیابان گل نبی،میدان قبا مراجعه و یاجهت کسب اطلاعات بیشتر با شماره تلفن 22888681 تماس حاصل نمایند.\r\nبا ما در پیام رسان سروش به نشانی   f_resaneh@ همراه باشید.\r\n\r\n \r\n ...
به گزارش روابط عمومی فرهنگسرای رسانه و شبکه های اجتماعی، سقوط هواپیمای ترابری ارتش ایران در تهران، حدود ساعت ۱۴ روز ۱۵ آذرماه سال ۱۳۸۴ ، ۱۲۸ کشته و ۱۳۲ زخمی برجا گذاشت. این هواپیمای باری نظامی از نوع سی-۱۳۰ بود و ۹۴ مسافر شامل اعضای ارتش و خبرنگاران را برای پوشش خبری رزمایش عاشقان ولایت که در چابهار در جنوب‌شرقی ایران برگزار می‌شد، از تهران به بندرعباس می‌برد. این هواپیما لحظاتی پس از پرواز، در نزدیکی فرودگاه مهرآباد تهران بر فراز یک محوطه مسکونی سقوط کرد. یکی از جان باختگار این حادثه علیرضا افشار، خبرنگار شبکه خبر بود. به بهانه روز پانزدهم آذرماه با پدر این شهید رسانه ای عباس افشار به گفت و گو نشستیم. آنچه از نظر می گذرانید حاصل گفت و گوی ما با وی است.\r\nاز روز حادثه برای مان بگویید؛ ظهر روز پانزدهم آذرماه؟\r\nآن روز ماشینم در تعمیرگاه بود؛ سوار تاکسی شدم تا به تعمیرگاه بروم. راننده خبر از سقوط هواپیما داد و من در مزاح به او گفتم که حتما جای پارک گیرش نیامده است. آن روزها شاهد بحران پارک خودرو در سطح شهر بودیم، به همین جهت چنین مزاحی را با راننده کردم دریغ از آنکه بدانم پسرم در آن هواپیما بود. زمانی که به تعمیرگاه رسیدم، آنجا هم از سقوط یک هواپیما صحبت می کردند، قضیه برایم کمی جدی شد اما باز هم فکرم به علیرضا نرسید. ماشین را گرفتم و به سمت محل کار دخترم رفتم. پیگیر علیرضا شدم و او گفت که با مادر صحبت کرده است اما چند بار که مادر به او زنگ زده است، جواب نمی دهد. البته با خود گفتم که محدوده ای که آنها می روند، آنتن ندارد، شاید به همین دلیل علیرضا نتوانسته تماس با مادرش بگیرد. با دوستان علیرضا تماس گرفتم، آنها جواب ندادند. بیشتر نگران شدم. به صداوسیما رفتم و آنجا هم وضعیت مناسبی نداشت و کسی پاسخگویم نبود.بغض کرده بودم و چشمانم پر از اشک بود. هزار فکر و  خیال از ذهنم گذشت و نمی دانستم چه باید کنم. سریع به خانه رفتم و راه هم پر از ترافیک بود و انگار شهر هم از خبر سقوط هوایپما کلافه شده بود. به منزل که رسیدم، جلوی درب منزل شلوغ بود. بالا رفتم و دیدم که بخش هایی از صحنه های غواصی علیرضا را از تلویزیون نشان می دهند و خبر شهادتش را اعلام کرد. بدترین خبری بود که شنیدم. آن روز بسیار بر من و خانواده سخت گذشت و هنوز هم نمی توان آن روز را فراموش کرد.\r\n\r\n \r\nدر این مدت اقدامات فرهنگی مناسبی انجام دادید، از آن فعالیت ها برای مان می گویید؟\r\nیکی از اشتباهات مردم این است که برای انجام اقدامات فرهنگی از رانت استفاده کرده ام درحالی که همه این فعالیت ها کاملا شخصی بوده و با هزینه شخصی انجام می کنم. البته شهرداری بارها از من خواسته است تا هزینه ها را متحمل شود، اما قبول نکردم چراکه شخصا دوست دارم برای پسرم کاری کنم.پسرم اگر زنده بود، باید از من ارثی می برد و الان که نیست، همه این ها را برایش هزینه می کنم تا ثوابی برایش باشد.\r\nشهرداری همکاری خوبی با خانواده شما داشته است؟\r\nهمکاری خوبی با شهرداری داشتیم و نتیجه یکی از همکارها تأسیس دارالقرآن شهید افشار در منطقه یک است.شهرداری بی ریا وارد عمل شد و تعامل خوبی را در این زمینه با ما انجام داد. همچنین هرسال شهرداری به دیدار خانواده ام می آیند که این امر برای ما بسیار ارزشمند است. البته هر زمان که شهردار منطقه تغییر می کند، اولین فعالیتش دیدار با خانواده ام است و این امر هم ستودنی است. \r\n \r\nبنظر شما سازمان فرهنگی هنری شهرداری چه کارهایی می تواند برای شهدای اصحاب رسانه انجام دهد؟\r\nبا تغییر مدیریتی که انجام شده است، بهای بسیاری به مجموعه های فرهنگی می شود. بنظرم کارهایی که درحال انجام بوده، واقعی و نهادینه است. اندازه ای از بسیج شهرداری گلایه مندم؛ چراکه یکبار عکس علیرضا که به عنوان خبرنگار شاخص صداوسیما معرفی شده است را به دیوارهای شهر نصب نکرده اند. البته ما هرپنجشنبه ایستگاه صلواتی در بهشت زهرا داریم که خدمات پزشکی رایگان به مردم ارائه می کنیم و در کنار آن پذیرایی از مردم هم داریم. همچنین آقای حناچی شهردار کنونی انسان شریف و بی حاشیه ای هستند و امیدواریم شاهد کارهای خوبی از او باشیم.\r\nپیام آخر:\r\nمعتقدم باید نگاه مان تغییر کند و هرچه سریع تر ترویج فرهنگ ایثار و شهادت به وقوع بپیوندد. ما باید دست به دست هم دهیم تا این فرهنگ زیبا در جامعه ترویج یابد.\r\n...
به گزارش روابط عمومی فرهنگسرای رسانه و شبکه های اجتماعی،آیین رونمایی از رمان «هیچ کس این زن را نمی‌شناسد» با حضور نویسنده کتاب، ندا رسولی و اساتید ادبیات، احمد دهقان، مجید قیصری، زهیر یاری، ولی‌الله نوروزی و جمع زیادی از علاقه‌مندان در فرهنگسرای رسانه و شبکه‌های اجتماعی برگزار شد. \r\nدر ابتدای این مراسم و پس از خوشامدگویی مجری برنامه، اسماعیل باستانی، هنرمندان برجسته کشور به روی صحنه آمدند و با اجرای یک قطعه زنده و خوانش بخش‌هایی از کتاب «هیچ کس این زن را نمی‌شناسد»، حال و هوای خاصی به مجلس دادند. در همین بخش، ولی‌الله نوروزی، یک قطعه زنده را نواخت و پس از او، زهیر یاری، بازیگر سینما و تلویزیون، قسمتی از این کتاب را برای حاضران در جلسه خواند. \r\nدر ادامه اسماعیل باستانی، مجری برنامه از مهمانان جلسه درخواست کرد تا به روی صحنه بیایند و ندا رسولی و مجید قیصری برای معرفی این کتاب به روی صحنه آمدند. \r\nروایت‌های واقعی از ورود نیرو‌های متفقین به ایران، زمینه‌ساز نوشتن رمان\r\nندا رسولی، اولین سخنران برنامه بود. او راجع به جدیدترین کتاب خود گفت: ایده اولیه این داستان، از این‌جا شروع شد که یکی دو روایت واقعی از این تاریخ شنیدم که بسیار تاثیرگذار بود. این دو روایت مربوط به ورود متفقین به ایران، اشغال ایران و قحطی بود. همین موضوع باعث شد تا این مقطع از تاریخ را مطالعه کنم و متوجه شوم که چه اتفاقات جالبی در آن برهه رخ داده است و می‌توان روی آن کار کرد. باید بگویم که آن روایت‌ها را از مادرم شنیدم و ایشان نیز آن را از پدربزرگ و مادربزرگم شنیده است که در آن مقطع زندگی می‌کردند. در حقیقت، این چند داستان، دستمایه‌ای برای نوشتن این کتاب شد. \r\nاو در پاسخ به سوال مجری برنامه مبنی بر واقعی بودن یا خیالی بودن روایات در این کتاب گفت: وقتی این مقطع تاریخی را مطالعه می‌کردم، تلاش کردم تا چارچوب اصلی تاریخ را در نوشتن کتاب رعایت کنم و از این جهت، لطمه‌ای به آن وارد نشود. علاوه بر این، تلاش کردم تا با استفاده از تخیل، این موضوع را غنی‌تر کنم تا بتوانم جهان داستانی خود را بنویسم. به صورت کلی باید بگویم که نوشتن یک داستان برمبنای تاریخ، کار بسیار سختی است؛ به این دلیل که شما باید قصه‌سازی کنید و در عین حال حواستان باشد که به آن چارچوب، لطمه‌ای وارد نشود و دچار تغییر نگردد. \r\nمجید قیصری دیگر سخنران این جلسه رونمایی کتاب بود. او در مقدمه صحبت‌های خود گفت: وقتی شما چیزی را از دست می‌دهید، اگر برایتان عزیز باشد، به سختی می‌توانید آن را فراموش کنید. از همین منظر، وقتی شما عزیزترین نزدیکانتان را در جنگ از دست می‌دهید، جنگ معنا و مفهوم دیگری برای شما پیدا می‌کند. مطمئنا وقتی شما چیزی را از دست می‌دهید، دیگر جای هیچ شیرینی برایتان باقی نمی‌ماند و همه چیز تلخ می‌شود.\r\n\r\nاو در ادامه صحبت‌های خود، به کتاب «هیچ کس این زن را نمی‌شناسد» اشاره کرد و گفت: به نظرم، بحث دوری و نزدیکی وقایع در این داستان مطرح نیست بلکه بحث جذابیت است. نویسنده از یک سوژه خوشش می‌آید و دیگر فرقی نمی‌کند که آن سوژه مربوط به سال 1320 باشد یا مربوط به دهه 60 هجری و حضرت سیدالشهدا باشد. به نظرم، نکته مهم در یک کتاب این است که نویسنده توانسته باشد که از پس زمان و مکان بربیاید. به نظرم، نویسنده در جایی قرار گرفته است که ما نمی‌دانیم کجاست. او در متن خود اصلاحات ترکی را آورده است که برای ما مانوس نیست. این کتاب، یک اثر درخور و قابل اعتنایی است. به نظرم برگزاری جلسات رونمایی کتاب، قواعد و قوانینی دارد که باید رعایت شود. همان طور که برای فیلم‌ها مراسم فرش قرمز گرفته می‌شود، باید چنین فضایی را برای کتاب نیز فراهم کنیم.\r\nندا رسولی در پاسخ به سوال مجری برنامه، ‌مبنی بر سفر کردن نویسنده در تاریخ به واسطه این کتاب گفت: وقتی تاریخ این مقطع را مطالعه می‌کردم، متوجه شدم که نیروهای متفقین از شمال و جنوب وارد ایران شده بودند. تقریبا آشنایی زیادی با جنوب کشور نداشتم اما به واسطه ارتباطاتی که با شمال کشور و به ویژه آذربایجان داشتم، روایت کتاب را بر اساس این منطقه آغاز کردم.\r\n \r\n\r\nقیصری در بخش دوم صحبت‌های خود ضمن اشاره به شخصیت‌پردازی در این کتاب گفت: در ابتدا می‌خواهم که یک شمای کلی از این داستان به مخاطبان ارائه بدهم تا بدانند که با چه فضایی روبه‌رو هستند. این داستان، دو روایت را به موازات هم جلو می‌برد؛ یکی از این داستان‌ها، روایت من راوی دارد که به واسطه یک جوان روایت می‌شود. این داستان فضای شهری دارد و در اردبیل دنبال می‌شود. همزمان با این داستان، یک داستان دیگر نیز داریم که به صورت دانای کل روایت شده و در آن، ماجراهای سال 1320 روایت می‌شود. در ابتدا فکر می‌کردم که این دو روایت موازی با همدیگر جلو می‌رود اما با پیش رفتن در داستان متوجه شدم که این دو روایت از جایی به بعد، از هم جدا شده و جداگانه روایت می‌شوند. به نظرم، در این‌جا نویسنده باید اطلاعاتی می‌داد تا ما بفهمیم که این دو روایت اختلافی نزدیک به 20 سال با یکدیگر دارند و جدا هستند. چیزی که برای من در متن داستان مهم بود و دوست داشتم که به آن پرداخته شود، این است که ما از یک روایت خرد که فقط چند روستا را دربر می‌گیرد، می‌خواهیم یک تصویر کلی از ایران را نمایش بدهیم. در حقیقت، با استفاده از روایات خرد می‌خواهیم تصویر کلی از جنگ را به نمایش دربیاوریم. با این حال باید بگویم که آن چیزی که دوست داشتم، به من ارائه نشد. انتظار من این بود که بدانم در سال 1320، چه کسی پادشاه مملکت است؟ چه اتفاقاتی در آن زمان رخ می‌دهد و ... اما از آن‌جا که آدم‌ها بسیار درگیر روزمرگی شده‌اند، کمتر کسی به این مساله توجه می‌کند. در حقیقت، در این کتاب، هیچ حرفی از کسانی که به نوعی دست‌اندرکار این اتفاقات شوم هستند، به میان نمی‌آید و هیچ اطلاعات تاریخی از این جغرافیا به من داده نمی‌شود. این‌ها از جمله حلقه‌های مفقوده این داستان است. علاوه بر این، باید بگویم که وقتی این کتاب را می‌خوانید، بدون آنکه بدانید نویسنده کتاب چه کسی است، حس زنانه او را حس می‌کنید. \r\nتصویر روی جلد، برگ برنده رمان «هیچ کس این زن را نمی‌شناسد» است\r\nاسماعیل باستانی در ادامه صحبت‌های مجید قیصری راجع به این کتاب گفت: یکی از برگ برنده‌های این کتاب، تصویر روی جلد آن است. باید بگویم که جلد این کتاب بسیار جذاب بوده و برای جذب مخاطب خیلی مهم است. باید بگویم که اصولا مخاطبان ما نویسنده‌ها را نمی‌شناسند و به همین دلیل وقتی به کتاب‌فروشی مراجعه می‌کنند، تنها به قفسه کتاب نگاه کرده و هر کدام که جذاب‌تر باشد و او را جلب کند، می‌خرد. از همین‌منظر، طرح جلد این کتاب بسیار خلاقانه و هنرمندانه است. طراح این جلد، فرزاد ادیبی است که به نظرم بسیار خوش‌ذوق عمل کرده است. \r\nقیصری راجع به تاثیر جغرافیا در این کتاب گفت: اگر شما متنی داشته باشید که جغرافیا در آن نقش تعیین‌کننده‌ای نداشته باشد، خیلی ایراد ندارد اگر جغرافیا را به صورت سطحی بیان کنید. به نظرم، این کتاب، تاریخ را روایت می‌کند و در زیر پوست آن، از سنتی صحبت می‌کند که وابسته جغرافیا بوده و بر آن تاثیرگذار است. به نظرم، روی این مسائل می‌شد تمرکز ویژه‌ای داشت و استفاده از این تکنیک‌ها بسیار به رنگ و بوی آن کمک می‌کرد و آن را به سمت بومی‌شدن می‌برد. برای مثال، یکی از چیزهایی که بسیار دوست داشتم در این کتاب بخوانم، مربوط به ریزه‌کاری‌های سنتی در آن مناطق بود اما عملا چیزی دستم را نگرفت. مثلا تا انتهای داستان، هیچ تصویری از سربازان روس ندارم با این که بسیار دلم می‌خواست تا راجع به جزئیات آن باخبر شوم. \r\nتمام شخصیت‌های داستانی به خوبی توسط نویسنده مدیریت شده است\r\nاو اضافه کرد: البته باید بگویم که ایشان انصافا نمره خوبی از این نوشته می‌گیرد چرا که آن را مدیریت کرده است. منظورم از مدیریت این است که او توانسته است، شخصیت‌ها را مدیریت کرده و از دستش خارج نشود. البته ایشان نویسنده جوانی است و با نوشتن بیش‌تر می‌تواند پیشرفت قابل ملاحظه‌ای کند. اگر چه جاهایی از داستان از دستشان خارج شده بود. مثلا در مواردی از کتاب، تعلیق‌هایی ایجاد شده بود که خیلی مناسب نبود. این موضوع به مدیریت داستان توسط نویسنده برمی‌گردد. ایشان می‌تواند با تکرار و تمرین بیش‌تر این موارد را نیز مدیریت کند. به نظرم اگر یک سرویراستار قوی در نشر وجود داشته باشد، متن را بخواند و همه این جزئیات را دربیاورد، متن از آب و گل درمی‌آید و خلاهای آن جبران می‌شود. ما چنین چیزی را در سینما و تئاتر داریم و بر همین اساس، متن نمایش‌نامه یا فیلم‌نامه چندین بار بازنویسی می‌شود اما در حوزه ادبیات، از این موضوع فقیر هستیم. امیدوارم روزی برسد که انتشارات‌های ما به این‌جا برسند که با استفاده از سرویراستاران جدی و قدرتمند، کارها را بخوانند. در این‌جا است که تحولی جدی در ادبیات ما رخ خواهد داد. \r\nندا رسولی در بخش دیگری از صحبت‌های خود، دلیل انتخاب دو راوی را توضیح داد و گفت: وقتی طرح این رمان را نوشتم، 4-5 فصل اول را با من راوی نوشتم اما بعدا دیدم که این راوی به تنهایی جوابگو نیست و بنابراین باید این اتفاق صورت بگیرد و بر همین اساس عمل کردم. از آن‌جا که زمان دو داستان و نوع روایت متفاوت بود، یک راوی جوابگو نبود و نمی‌شد که از یک راوی استفاده کنم. باید بگویم که در ابتدای نوشتن این کتاب، بسیاری از شخصیت‌ها حضور نداشته و تعریف نشده بودند. با این حال، وقتی کار جلوتر می‌رفت، کم‌کم آنان را اضافه کردم. شخصیت‌های این کتاب تلفیقی از واقعیت و تخیل هستند. بدین معنی که اگر یکی دو ویژگی در جهان بیرون می‌بینم، سعی می‌کنم که آن را با استفاده از تخیل غنی کنم و شخصیت جدیدی بسازم. \r\nقیصری در پاسخ به سوال دیگر مجری مبنی براین که آیا می‌توان این کتاب را یک داستان قهرمان‌محور و ضد جنگ دانست یا خیر؟ گفت: به این موضوع فکر نکردم اما بعید است که بتوان چنین معنایی را برای آن تعریف کرد چرا که قهرمان ندارد و البته شخصیت اصلی آن در پایان، ضد قهرمان می‌شود. در مقابل، باید بگویم که این داستان، یک داستان بومی است و نویسنده تلاش کرده است تا یک روایت بومی را به ما بدهد. دلیل این موضوع این است که کتاب، جغرافیای اردیبل در دهه 20 را روایت می‌کند. یکی از چیزهایی که نه در این کار بلکه در تمام رمان‌های بومی باید مدنظر قرار بگیرد، جزئی‌پردازی است. برای مثال،‌ یکی از اتفاقات مهمی که در اردبیل رخ می‌دهد، در مقبره شیخ صفی است که در کتاب فقط به نام او اشاره شده است. این‌ها دقیقا همان ریزه‌کاری‌های داستان است که دوست داشتم در متن کتاب بیاید و خواننده را در خود غرق کند. نوشتن یک جور نقاشی‌کردن است که نویسنده در آن، به جای استفاده از رنگ، از قلم استفاده می‌کند. در این کتاب، به دنبال این بودم که درخت‌ها، پرنده‌ها، حصار و ... روایت شود اما در مواردی از این موضوع صحبت نشده بود. \r\nنویسنده کتاب «هیچ کس این زن را نمی‌شناسد» راجع به شخصیت‌های این کتاب صحبت کرد و گفت: یکی از شخصیت‌های فرعی این کتاب، بیش از همه توجه من را به خود جلب کرد و او را بسیار دوست داشتم. تقریبا سعی کردم تا با تمام شخصیت‌های داستان خود زندگی کنم. این موضوع را از استاد دهقان یاد گرفتیم که وقتی می‌خواهیم یک رمان بنویسیم باید تمام تمرکز خود را بر روی رمان بگذاریم تا به سرانجام برسد. \r\nدر ادامه جلسه، زهیر یاری بخش دیگری از این کتاب را که متعلق به فصل پانزدهم بود را خواند و با استقبال خوب حاضران در جلسه همراه شد. \r\nدر جامعه امروز، کتاب‌نویسی ساده‌تر از نویسندگی است/ ندا رسولی آثار زیادی خواهد نوشت\r\n\r\nدر بخش بعدی این جلسه، احمد دهقان صحبت کرد و درباره کتاب ندا رسولی گفت: بعضی‌ها نویسنده هستند اما بعضی‌ها فقط یک کتاب می‌نویسند. خانم رسولی از کسانی است که کتاب‌ها خواهد نوشت. در جامعه امروز ما که کتاب‌نوشتن خیلی ساده است، خیلی‌ها یک کتاب می‌نویسند. حتی برای مد هم که شده یک داستان می‌نویسند و از این جهت، کتاب نوشتن بسیار ساده است اما این که کسی بتواند نویسنده باشد و ذهن نویسندگی داشته باشد، بسیار مهم است. مهم‌ترین ویژگی خانم رسولی این است که او نویسنده است و یک کتاب‌نویس نیست. این اثر ایشان، یک شروعی برای کارهای بسیاری است که فکر می‌کنم خواهند نوشت و بعدها اسم ایشان را بیش‌تر خواهیم شنید. باید بگویم که به نظر من، کسی که باید نویسنده بشود، نویسنده خواهد شد و شما فقط باید به او کمک کنید و نیازی نیست چیزی یاد او بدهید. در حقیقت، با این موضوع مخالفم که یک استاد بیاید و شخصیت‌پردازی و ... را تعریف کند. به نظرم، این کار به هیچ وجه، کار یک کارگاه نیست و نباید اتفاق بیفتد اما آن استاد باید راهنمایی کند و فوت و فن نوشتن را یاد بدهد. این موضوع است که مهم است. کسانی که می‌خواهند یک نویسنده شوند، موقعیت، راوی و ... را بلد هستند و نباید آنان را جداگانه به آنان یاد داد. نکته مهم آموزش این است که این مواد، چگونه به هم وصل شوند و چه‌طور نوشته شوند. مشورت کردن از این جهت درست است که بیایم و بگویم که چرا این کار را کردی و باید داستان را از ابتدا بنویسی. برای خانم رسولی این اتفاق افتاد که باعث شد به او بگویم داستان را از ابتدا بنویسد اگر چه او پایان‌ها را بسیار خوب می‌نوشت. به همین دلیل است که می‌گویم تمام این نوشته‌ها کار خودش است و من یک کلمه هم به آن اضافه نکردم. مطمئنا هر کس دنیای خود را دارد و دوست دارد راجع به یک موضوع بنویسد. به نظرم، نویسنده‌ای که می‌خواهد نویسنده بشود را باید کمک کرد تا بتواند این کار را انجام دهد اما اینکه بخواهید او را بسازید، امکان‌پذیر نیست. وقتی ایشان طرح‌شان را آغاز کردند و چند فصلی از کتاب را نوشتند، به ناگاه آن‌چنان جوششی درشان رخ داد که بقیه را با سرعت نوشتند و تا انتها با یک نثر روان جلو رفتند. \r\nندا رسولی در مورد کتاب بعدی خود صحبت کرد و گفت: داستان بعدی من، یک داستان بومی مربوط به زلزله بم است. \r\nاو هم‌چنین در مورد مواردی که به کتاب وارد شد صحبت کرد و گفت: باید بگویم که من نمی‌خواستم تاریخ بنویسم بلکه می‌خواستم رمان بنویسم. از همین منظر، این موضوع برایم کافی بود که رمان در بستر تاریخی شکل بگیرد. در حقیقت می‌خواستم تاریخ را بستری قرار بدهم که به انسان‌ها برسم؛ به آدم‌هایی که در یک مقطعی گیر افتاده‌اند و قربانی روزگار آن موقع شده‌اند. \r\nمجید قیصری در پاسخ به این صحبت نویسنده کتاب گفت: ما یک رمانی به نام «بازمانده روس» را داریم. داستان آن در یک کاخ انگلیسی‌ می‌گذرد و مربوط به یک داستان عاشقانه سر پیش‌خدمت با یک خانم است و نمی‌تواند این عشق را به او ابراز کند. با این‌حال، در بستر این داستان، تاریخ جنگ را می‌بینید. در حقیقت، یکی از کلیدی‌ترین قسمت‌های داستان در همان‌جا رخ می‌دهد. دقت داشته باشید که در رمان‌نویسی باید فضا بسازیم و تا زمانی که این فضا ساخته نشود، چیزی به من منتقل نمی‌شود. بنابراین، وقتی شما به من، فکت‌های مستقیم تاریخی را می‌دهید، باید حال و اوضاع آن را نیز بیان کنید. این‌ها مطالبی است که شما به عنوان یک مخاطب، مدام از خود می‌پرسید و باید توسط نویسنده جواب داده شود.\r\n \r\n\r\nوی ادامه داد: اگر دقت کنید می‌بینید که داستان مطرح شده در این کتاب، یک جنگ است چرا که ایران در جنگ جهانی دوم اعلام بی‌طرفی می‌کند اما به صورت ناخواسته یک قحطی بسیار عظیمی بر ما تحمیل می‌شود. حرف من این است که شخصیت‌های این داستان، هیچ واکنشی نسبت به این قحطی نشان نمی‌دهند و هیچ اعتراضی نسبت به این موضوع بیان نمی‌کنند. هوش داستانی به من می‌گوید چه‌طور می‌شود که یک نفر از خود نپرسد که چه کسی روس‌ها را به ایران راه داده است. \r\nندا رسولی در پاسخ به مجری برنامه، پیرامون انتخاب روح انسانی در این داستان گفت: اگر بخواهم بگویم که چرا تاریخ را انتخاب کردم باید بگویم که در مواجهه با تاریخ به صورت خواسته یا ناخواسته، با موضوعات ویژه انسانی روبه‌رو می‌شوید و فکر می‌کنم که ادبیات خیلی می‌تواند به این موضوعات بپردازد و از جهت بسیار ارزشمند است. من برای نوشتن این کتاب، منابع بسیار زیادی را مطالعه کردم. برای مثال، کتاب «اردبیل در گذرگاه تاریخ قحطی بزرگ» و ... را خواندم. این موضوعی که توسط آقای قیصری مطرح شد را در مردم ندیدم. مردم ترسان، قحطی‌زده و گرفتار در جنگ را دیدم که کاری نمی‌توانستند بکنند. در حقیقت، در منابعی که می‌خواندم، مساله ای ندیدم که بخواهم به سمت آن بروم و اشاره کنم. حتی اگر در تاریخ شفاهی‌هایی که می‌شنیدم، تلنگری مبنی بر قد علم کردن مردم در برابر روس‌ها را می‌دیدم، مطمئنا به سمت پاسخ دادن به آن می‌رفتم اما چیزی ندیدم. \r\nنویسنده کتاب، شخصیت و فضا را مدیریت کرده است/ نمره قابل قبول برای یک نویسنده کار اولی\r\nمجید قیصری در بخش پایانی صحبت‌های خود به نکات مثبت این کتاب اشاره کرد و گفت: آن بخشی که مربوط به داستان آن نانوا بود، برایم بسیار جذاب بود و با آن ارتباط خوبی برقرار کردم. علاوه بر این، شخصیت داشی‌خان،‌ بسیار مناسب نوشته شده بود. او کسی است که مواد غذایی احتکار می‌کرد و طمع داشت و به نظرم خانم رسولی به خوبی ایشان را روایت کرده بودند. البته همه این شخصیت‌های جای بیش‌تری برای پرداخت نیز داشتند. به نظرم، در مواردی جا داشت که مطالب به صورت کامل‌تری پرداخت شود و داستان با جزئیات بیش‌تر روایت شود. به نظرم، این کتاب به عنوان یک کار اولی، نمره قابل قبولی می‌گیرد. ایشان توانسته است شخصیت‌ها و فضا را مدیریت کند و دو داستان را در یک نقطه به همدیگر برساند. در کل باید بگویم که این کتاب دارای متن جذاب و پرکششی است. علاوه بر این، از راوی‌های زن استفاده شده است که بسیار ارزشمند است. به نظرم، خواننده از خواندن این کتاب، حوصله‌اش سر نمی‌رود و پر کشش تا آخر آن می‌رود. \r\nندا رسولی در بخش پایانی صحبت‌های خود گفت: در نوشتن این کتاب تلاش کردم با وجود این که کتاب برای سال1320 است، داستان بیان شده امروزی باشد. دوست داشتم که دغدغه‌هایم، دغدغه شخصیت‌های امروز باشد. امیدوارم که موفق بوده باشم. \r\nدر پایان این جلسه، کتاب «هیچ کس آن زن را نمی‌شناسد» با حضور احمد دهقان، محید قیصری، زهیر یاری، ولی‌الله نوروزی و جمع زیادی از علاقه‌مندان رونمایی شد. \r\n...
به گزارش روابط عمومی فرهنگسرای رسانه و شبکه های اجتماعی، سومین برنامه چهل سال با رسانه ها با موضوع رسانه ها و سرمایه اجتماعی عصر امروز سه شنبه سیزدهم آذرماه با حضور کارشناسانی همچون حسن بیادی، نایب رئیس دوره دوم و سوم شورای شهر تهران، محسن مهدیان، معاون بخش رسانه های نوین خبرگزاری فارس و حسین بصیریان، مدرس دانشگاه و با اجرای فرید محمدی برگزار شد.\r\nحسن بیادی، نایب رئیس دوره دوم و سوم شورای شهر تهران، با اشاره به تعریفی از سرمایه اجتماعی گفت، سرمایه یعنی داشته های ماست و سرمایه اجتماعی متعلق به همه مردم است. همچنین مهم ترین سرمایه اجتماعی جامعه را می توان امنیت برشمرد و پس از امنیت می توانم به ارتباطات و مشارکت اشاره کنم.\r\nوی مقوله فرهنگ را در سرمایه اجتماعی بسیار مؤثر دانست و گفت: ما باید 40 سال پس از انقلاب را به گونه ای بررسی کنیم که در این چهل سال چه سرمایه اجتماعی به دست آورده ایم و برای حفظ آن چه کرده ایم. در این 40 سال، رسانه های مان پیشرفت چشمگیری کرده اند.\r\nنایب رئیس دوره دوم و سوم شورای شهر تهران، فرهنگ مجموعه ای از آداب و رسوم، رفتارها، کردارها، اقلیم، باورها و ارزش های دینی و ملی دانست و گفت، تعریف های بسیاری از فرهنگ وجود دارد اما تعریف مان برای فرهنگ جزیره ای است که البته این امر تنها برای فرهنگ رخ نداده است و نگاه جزیره ای در همه عرصه ها شکل گرفته است.\r\n\r\nبیادی اظهار کرد، پیش از انقلاب مساجد، هیئات، NGOهای محلی بهترین سرمایه های اجتماعی کشور بودند که البته این سرمایه ها امروز هم رشد کرده اند.\r\nوی افزود، رسانه برای سرمایه اجتماعی نقش پل را ایفا می کند و می تواند سبب پیشرفت سرمایه اجتماعی شود. از این جهت اهمیت رسانه بسیار مهم است.\r\nنایب رئیس دوره دوم و سوم شورای شهر تهران تصریح کرد، پس از انقلاب شاهد سرمایه های بسیاری بودیم تا جایی که نقش رسانه را بیشتر احساس کردیم.\r\nوی افزود، برای شرکت در نمایشگاه فرانکفورت به آلمان رفتم در آنجا تعدادی از افاغنه را دیدم که تلویزیون ایران را مشاهده می کردند. ابتداعا تصورم بر این بود که با دیدن ما این کار را کردند اما پس از جویا شدن متوجه شدم که آنها تلویزیون ایران را برای خانواده های شان یک امنیت می دانند.\r\nبیادی با اشاره به سرمایه های ایام دفاع مقدس گفت، در آن دوره فرمانده پایگاه بودم. در یکی از روزها به منزل پیرمردی رفتم که مستأجر بود. او چای در خانه نداشت و عنوان کرد که ما چای نمی خوریم چراکه باید به همراه آن قند بخوریم به همین دلیل کوپن قند و شکرمان را به جبهه می دهیم. همچنین با گذشت این سال ها وقتی با مترو جایی می روم، هنوز هم جوانی احترام ریش سفید ما را می کند و جایش را به من می دهد. این ها سرمایه های اجتماعی است که شاهدش هستیم و نتیجه عملکرد قوی رسانه هاست.\r\nوی افزود، آمریکا هرساله 20 میلیون دلار برای جنگ نرم علیه ایران هزینه می کند شاید این رقم برای آمریکا چیزی نباشد اما آنها تلاش می کنند با این هزینه جمهوری اسلامی را از طریق تهاجم فرهنگی ساقط کنند. مقام معظم رهبری سال ها پیش با تیزبینی شان به تهاجم فرهنگی اشاره کردند اما مسئولان توجهی نشان ندادند درحالی که نوک پیکان تهاجم فرهنگی به سمت سرمایه اجتماعی بوده که از ایام دفاع مقدس به وجود آمده است.\r\nبیادی اظهار کرد، نقش رسانه در حفظ سرمایه اجتماعی اهمیت بسیاری دارد. از شکل گیری انقلاب اسلامی تا به امروز رسانه های بیگانه درصدد ساقط شدن نظام را دارند. 75 روز از انقلاب نگذشته بود که تجزیه طلبان شروع به فعالیت کردند. در ادامه شاهد تشکیل خلق ترکمن، خلق ترک، خلق عرب بودیم. بعدها شاهد هشت سال جنگ تحمیلی بودیم.\r\nوی افزود، مهم ترین سرمایه اجتماعی ما وحدت است که آنها از طریق رسانه های شان تلاش کردند این وحدت را از نابود کنند. آنها اپلیکیشن هایی را در راستای تهاجم فرهنگی تولید کردند و تلاش هایی برای این امر داشتند.\r\nنایب رئیس دوره دوم و سوم شورای شهر تهران تصریح کرد: ما به لحاظ ابزار بسیار پیشرفت کرده ایم و شاهد تعداد بسیاری از رسانه های تخصصی هستیم. خبرگزاری بین المللی قرآن\"ایکنا\" یکی از رسانه های تخصصی است که همتایی ندارد و در میان کشورهای اسلامی از جایگاه ویژه ای برخوردار است. اسرائیل مشابه این خبرگزاری را تأسیس کرد و با تأسیس آن قصد داشت بگوید که قرآن هیچ چیزی برای ارائه به بشر ندارد و پس از مدتی آن رسانه بسته شد. درحالی که خبرگزاری ایکنا به گونه ای در حوزه قرآن فعالیت می کند که رقیبی ندارد تا جایی که به 40 زبان ترجمه می شد و به دلیل ضعف اقتصادی امروزه به حدود 20 زبان ترجمه می شود.\r\nوی بیان کرد، رسانه ها از مردم عقب افتاده اند. ما کاشت مان زیاد اما برداشت مان کم است. ایرادها را باید مورد بررسی قرار دهیم. امروزه به نقطه ای رسیده ایم که فرد زندگی می کند اما احساس بی هویتی دارد و یا در عین امنیت است اما با برخوردهای شخصی احساس ناامنی می کند. رسانه های بیگانه روی این موضوع تلاش دارند تا ما چنین تصوراتی داشته باشیم. آنها روی توسعه ناامیدی کار می کنند و توسعه ناامیدی بالاترین پارامتری است که رسانه های خارجی برای آن هزینه می کنند.\r\nبیادی اظهار کرد، رسانه ها باید مردم را هدایت کنند و به سمتی سوق دهند که در جهت خلاف حرکت های رسانه های بیگانه باشند و به نوعی بر آن رسانه ها پیروز شوند. برای مثال آتش سوزی در کالیفرنیا صورت گرفت اما در اخبار شاهد سانسور بسیاری از مطالب این رویداد بودیم. آنها تصاویری که رویدادهایشان انتخاب می کنند، درراستای اهداف و به نفع خودشان است.\r\nبیادی اظهار کرد، آنچیزی که سبب توسعه ناامیدی می شود، تبعیض در میان مردم، تجمل گرایی، اجرای غلط قوانین، بی برنامگی و عدم توجه به برنامه ها است.\r\nدر ادامه محسن مهدیان، معاون بخش رسانه های نوین خبرگزاری فارس با اشاره به تعریفی از سرمایه اجتماعی گفت: برای بیان این موضوع مثالی از تیم یک فوتبال را مطرح می کنم که برای تشکیل یک تیم فوتبال نیازمند سرمایه مادی\"زمین چمن و ساختمان\" و سرمایه انسانی\"فوتبالیست\" اشاره کرد اما در ادامه روند متوجه می شویم که این دو سرمایه به تنهایی کفایت نمی کند و باید به سرمایه دیگری همچون قوانین و اخلاق بین آن اشاره کنیم. اگر این سرمایه ها در کنار هم نباشد، نمی توان شاهد تشکیل تیم فوتبالی بود و حتی مثال دیگری را برای دو سارق می زنم مبنی بر اینکه دو سارق برای دزدی علاوه بر داشتن تجربیات و ابزار لازم، نیازمند قرارداد مابینی هستند که نامش اعتماد است.\r\nوی ادامه داد، اگر یک روز پرتقال فروشی به جای 5 تن، 10 تن پرتقال را روانه بازار کند، قیمت پرتقال تغییر خواهد کرد چراکه عرضه بیشتر ازتقاضاست. این امر در موضوع قیمت دلار هم رخ داد؛ بنابراین میزان اعتماد لازم وجود ندارد.\r\nمعاون بخش رسانه های نوین خبرگزاری فارس تصریح کرد،رسانه نقش چشم مخاطب را دارند. پیامی که آنها به ذهن شما منتقل می کند، همان پیامی است که رسانه در نظر می گیرد. رسانه ها روایتی را به مخاطب انتقال می دهد که براساس برداشت های خودشان است.\r\nوی ادامه داد، باید بپذیریم که رسانه بی طرفی وجود ندارد که البته در عالم هم فرد بی طرفی را شاهد نیستیم و عمدتا رسانه خنثی هم وجود ندارد. رسانه آنچیزی را که می بینید از منظر خودش به مخاطب منتقل می کند. بازی رسانه در همین نقطه است، روایتی است که به مخاطب انتقال می دهد. ما چه روایتی به مخاطب منتقل کنیم که در او اعتماد ایجاد شود.\r\n\r\nمهدیان اظهار کرد، رسانه ها جزئی از پازلی در سرمایه اجتماعی است. آنها تصویری از موضوعات را به مخاطبان ارائه می کنند؛ بنابراین نقش کلیدی دارند. پیش از انقلاب فضایی برای رسانه وجود نداشت تا جایی که هنوز هم یک فرد میان سال و قدیمی اگر بخواهد حرف سیاسی بزند، آرام تر صحبت می کند؛ چراکه این ترس و نگرانی را از همان سال های پیش از انقلاب در جودش نهادینه شده است.\r\nوی ادامه داد، رسانه پیش از انقلاب، نخبه برای نخبه بود و پس از انقلاب این امر تغییر کرد و نخبه برای حاکمیت شد. این وضعیت تا سال های حدود 77 ادامه داشت تا جایی که رشد کردیم و رسانه کاملا برای نخبه و مخاطبش مردم بود. امروز این حرکت ارتقا یافته است و امروز مردم برای مردم است یعنی در رسانه مردم حضور دارد و دیگر رسانه ها از منابع رسمی گذشته اند و رسانه ها در دست مردم است.\r\nمعاون بخش رسانه های نوین خبرگزاری فارس تصریح کرد، امروزه از مرحله شهروند خبرنگار به شهروند رسانه رسیده ایم یعنی هر فرد خودش یک رسانه است.\r\nمهدیان در پاسخ به این پرسش که رسانه های ما در 40 سال پس از انقلاب چه کردند گفت، ما در بحث محتوا رشد چشمگیری داشتیم. آزادی یکی از مواردی بود که پس از انقلاب شاهدش بودیم. پیش از انقلاب سانسورهایی انجام می شد.\r\nوی بیان کرد،پس از انقلاب رشدی را که شاهد بودیم در بستر آزادی و مطالبات ارزش های انقلاب بود. امروز کسی که بالاترین سطح نظام را نقد می کند، با ادبیات انقلابی و ادبیات حضرت امام راحل است. برای مثال آنها این موضوع را نقد می کنند که چرا حکومت عدالت خواه نیست؟ ممکن است در مصداق اشتباه هایی داشته باشند اما وجود این نقدها اشکالی ندارد. ما به لحاظ محتوایی به نقطه ای دست یافته ایم که نظام جمهوری را با ادبیات انقلابی نقد می شود.\r\nمعاون بخش رسانه های نوین خبرگزاری فارس تصریح کرد، امروز ادبیات مردم رشد کرده است اما  ادبیات بعضی ازمسئولان هم تراز با ادبیات مردم رشد نیافته است. بدسلیقگی در مواجهه با رسانه یکی از این مصادیق است.\r\nوی افزود، معتقدم بزرگترین چالش جمهوری اسلامی در شرایط کنونی، تصویر است. روایتی از واقعیتی می کند و مردم تصویری از حقیقت دارند. در این امر دچار تناقض هایی هستیم. برای مثال گفته می شود خبر خوب، خبر بد است، زیرا رسانه ها به دنبال جذابیت هستند و جذابیت در استثناست و استثنا عمدتا منفی است. متأسفانه ما ساده ترین شکل جذابیت را استخراج کرده ایم که روی مباحث تلخ تصویرسازی شده است.\r\nمهدیان اظهار کرد، ما گرفتار افول رسانه ها هستیم. در گذشته منبع خبر برای مان بسیار مهم بود اما امروزه تنها خبر برای مان مهم است و فرقی نمی کند که آن خبر را از کدام کانال و یا رسانه دریافت کرده ایم. امروز جنگ روایت را شاهد هستیم و کسی پیروز میدان است که روایت غالبی را تهیه کند و به بیشترین مخاطب برساند. اگر شما به هر دلیلی ذائقه مخاطب را بسازید و آن را دست به دست کنید، در این بازی موفق خواهید شد.\r\nوی بیان کرد، در یک نظرسنجی اخبار حوادث را در میان سه کشور مورد بررسی قرار دادند که ایران یکی از آن کشورها بود. نتایج این نظرسنجی بسیار جالب بود مبنی بر اینکه ایران بالاترین سطح خبر حوادث را در میان رسانه های حوادث آن کشور ها داست. درحالی که ایران کمترین حوادث را در کشور برخوردار بود.\r\nمهدیان ادامه داد، امروز به سطحی از بلوغ رسانه برسیم که جذابیت صرفا در اخبار منفی نیست و باید به نقطه دست یابیم که مهمترین خبرها را سلبریتی ها رقم نزنند.\r\nوی افزود، زاویه نگاه مان باید تغییر کند که خبر خوب صرف خوب گفتن نیست بلکه خبر خوب دیدن زیبایی  و زیاد دیدن است. ده روز پس از زلزله به کرمانشاه رفتم. گزارشی از آرایشگاه آن شهر گرفتم که با یک سوم قیمت کارش را ادامه داده و این یعنی امید به زندگی کرمانشاهی ها برگشته است. همچنین در بخش دیگری از گزارشم با میوه فروشی صحبت کردم که عنوان داشت فروشش بیشتر شده است و این حرف یعنی دورهمی های مردم کرمانشاه پس از زلزله بیشتر شده است. دیدن درست مصیبت و روایت مناسب از فضای تلخ، می تواند به ایجاد فضای امید در جامعه کمک بیشتری کند.\r\nدر ادامه حسین بصیریان، مدرس دانشگاه و پژوهشگر علوم ارتباطات و رسانه های اجتماعی با اشاره به ویژگی های سرمایه اجتماعی گفت، مالکیت فردی در سرمایه اجتماعی دخیل نیست و به عنوان یک سرمایه گذاری دائمی تلقی نمی شود. ما به عقبه سرمایه نیاز داریم.\r\nوی اعتماد را مهم ترین سرمایه اجتماعی دانست و گفت، وقتی اسم سرمایه به ذهن می آید، نگاه مردم به سمت اقتصاد پیش می رود؛ بنابراین باید راهی بیابیم تا به کنش ارتباطی چیزی بیفزاییم که در این صورت دارایی اجتماعی مان بیشتر، نظام مند ودر نهایت توسعه خواهد یافت.\r\n\r\nاین پژوهشگر علوم ارتباطات و رسانه های اجتماعی تصریح کرد، رسانه دستکاری می کند، فریب می دهد و یک روایتی از واقعیت را به مخاطب انتقال می دهد، روایتی که آن را به اصرار و خنثی عرضه می کند. امروز یک رسانه ممکن است منادی یک صدا باشد.\r\nوی بیان کرد، امام راحل در فرمایشات شان عنوان کردند که رسانه صداوسیما یک دانشگاه است؛ درواقع ما باید پیامی را به نحوی به مخاطب انتقال دهیم که ناراحتی و آسیبی ایجاد نکنیم که نتوانیم آن را حل کنیم.\r\nبصیریان اظهار کرد، نقش رسانه ها آموزش است و رسانه ها می توانند در حوزه های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی آموزش هایی را برای سرمایه اجتماعی داشته باشد.\r\nاین مدرس دانشگاه تصریح کرد، اگرچه ما امروزه به فرد رسانه و شهروند رسانه رسیده ایم اما کماکان یک سری از افراد به عنوان نخبه اقتصادی و سیاسی در حوزه های مختلف اعتماد داریم و به نوعی آنها نقش آفرین هستند.\r\nوی بیان کرد، در این 40 سال در عرصه تکنولوژی و فنی موفق بوده ایم اما درجایی موفق نبودیم که دلایل همه این ها باید مورد بحث و بررسی قرار بگیرد. صداوسیما در برخی از حوزه مطالبات مردم را دنبال کرده و در بخشی دیگر این نقش را انجام نداده است.\r\nاین مدرس دانشگاه تصریح کرد، در 40 سال رسانه های تخصصی به وجود آمده اند و امروزه شاهد تعداد زیادی از شبکه های تخصصی همچون سلامت، ورزش وقرآن هستیم.\r\nوی بیان کرد، معتقدم اگر سیاستگذاران آگاهی از شرایط محیط پیرامونی نداشته باشند، قطعا شکاف نسلی ایجاد خواهد شد و آنها وابسته رسانه هایی خواهند شد که محتوای نادرستی دارند.\r\n این پژوهشگر علوم ارتباطات و رسانه های اجتماعی تصریح کرد: امروز جنگ روایت ها وجود دارد. بیش از 150 رسانه به زبان فارسی تولید محتوا می شود. پرس تی وی و العالم روی سبک زندگی کار می کنند. ما باید یاد بگیریم که سرمایه اجتماعی را به چه میزان، به چه کسی، از چه کانالی و با چه تأثیرگذاری ارتقاء می دهیم.\r\nبصیریان اظهار کرد، معتقدم در حوزه معاونت سیاسی و حوزه خبر باید طرح نو ایجاد شود. همچنین ما به معماری نو برای بازمهندسی ساختار رسانه ای در نظام جامع رسانه ای باید توجه ویژه ای داشته باشیم.\r\n ...
به گزارش روابط عمومی فرهنگسرای رسانه و شبکه های اجتماعی، سومین نشست برنامه چهل سال با رسانه ها با موضوع \"رسانه ها و سرمایه اجتماعی\"برگزار می گردد.\r\nحسین بیادی\"  نایب رئیس دوره دوم و سوم شورای شهر تهران\" ، محسن مهدیان \" معاون بخش رسانه های نوین خبرگزاری فارس و فعال رسانه ای\"به عنوان میهمان ویژه، و حسین بصیریان \"مدرس و پژوهشگر علوم ارتباطات و رسانه های اجتماعی \"به عنوان کارشناس و فرید محمدی مجری  این نشست میباشد.\r\nسومین نشست برنامه چهل سال با رسانه ها سه شنبه 13 آذر ساعت 15:30 برگزار می گردد.\r\nعلاقه مندان جهت حضور در این نشست  میتوانند به فرهنگسرای رسانه و شبکه های اجتماعی واقع در پاسداران ،خیابان گل نبی،میدان قبا مراجعه و یاجهت کسب اطلاعات بیشتر با شماره تلفن 22888681 تماس حاصل نمایند.\r\nبا ما در پیام رسان سروش به نشانی   f_resaneh@ همراه باشید.\r\n \r\n...

باقر ساروخانی: انسان رسانه‌ای امروز، انسان فرامکان، فرا زمان و نامحدود است که فضای جهانی را تجربه می‌کند

باقر ساروخانی، چهره ماندگار عرصه رسانه ای کشور در پنجمین همایش مدیریت رسانه گفت: انسان جدید، فرآورده رسانه است و بنابراین نمی‌توانیم او را بدون رسانه تصور کنیم. باید در تعریف انسان رسانه‌ای بگویم که انسان رسانه‌ای، انسان فضای محدود نیست و فضای جهانی را تجربه می‌کند.

به گزارش روابط عمومی فرهنگسرای رسانه و شبکه های اجتماعی، پنجمین همایش بین‌المللی مدیریت رسانه با حضور دکتر علی محمد اسماعیلی، رئیس فرهنگسرای رسانه، محسن بنی‌هاشمی، پروفسور باقر ساروخانی، از چهره‌های ماندگار عرصه رسانه، حسن خجسته، محمود اسعدی، رئیس همایش بین‌المللی مدیریت رسانه، دکتر حمید ضیایی پرور، مدیر کل دفتر مطالعات و برنامه‌ریزی رسانه‌ها و حسین دانا و جمعی از علاقه‌مندان در فرهنگسرای رسانه برگزار شد.

در ابتدای این مراسم، یدالله علیزاده، از قضات کشور صحبت کرد. او در بخش اول سخنان خود ضمن اهمیت رسانه در جوامع مختلف گفت: اگر به جوامع مختلف نگاه بیندازیم، می‌بینیم که در جوامعی که به رسانه‌های خود، مدیران آن و نویسندگان رسانه بها داده‌اند، جامعه‌شان روز به روز پیشرفت کرده و سیر تکاملی داشته است. در مقابل، در جوامعی که در حوزه رسانه، اندیشه و قلم سخت‌گیری داشته‌اند، از رشد کافی برخوردار نشده‌اند.

وی به معرفی برخورد حقوقی با مدیران رسانه‌ها در کشورهای مختلف اشاره کرد و گفت: برخی کشورها، مسئولیت جمعی و تضامنی را برای مدیران رسانه و نویسندگان آن در سیستم حقوقی خود تدوین کرده‌اند. بدین معنا که همه دست اندرکاران یک رسانه اعم از صاحب امتیاز، مدیر مسئول، سردبیر، خبرنگار و … در شکل‌گیری و انتشار محتوای مطبوعات سهم دارند و در قبال این سهم، مسئولیت حقوقی نیز دارند. در چنین نظام حقوقی، وقتی یک مشکل به وجود می‌آید، همه مسئول هستند و هر کس به سهم خود، باید بار مسئولیت را بر دوش بکشد. این چنین سیستم باعث می‌شود که رسانه‌ها و کارکنان آن با ترس و لرز و ناامنی کار کنند چرا که اگر اتفاقی بیفتد، یقه همه گرفته می‌شود. در برخی کشورها نیز برای آزادی مطبوعات، از مسئولیت ترتیبی استفاده می‌شود بدین معنا که در نظام رسانه‌ای هر مسئولی که نقش اصلی را در به وجود آوردن آن خدشه داشته است، قبل از بقیه پاسخگو باید باشد و چنانچه او بتواند فردی را معرفی کند که مسئولیت را از نظر ترتیب متوجه او کند، مسئولیت از گردن خودش ساقط خواهد شد. به این سیستم نیز این ایراد وارد است که هر فرد به دنبال مقصر می‌گردد تا بار مسئولیت را بر دوش دیگری بگذارد. در کشورهای سوم نیز، برای کاهش این مسئولیت و آزادی بیش‌تر اصحاب رسانه، مسئولیت فردی را جایگزین دو مسئولیت قبلی کرده‌اند. بدین معنا که در هر رسانه، یک نفر مسئول است و مسئولیت بر دوش او است. این نظام، به دست اندرکاران رسانه، آزادی بیش‌تری می‌دهد و کمک می‌کند که خبرنگار خیالش از بابت مسئولیت راحت باشد.

علیزاده به نظام حقوقی ایران در قبال رسانه‌ها اشاره کرد و گفت: بعد از قانون سال ۱۳۶۴ و در سال ۱۳۷۹، نظام حقوقی حاکم بر مسئولیت‌های مدیران رسانه‌های ما به مسئولیت ترتیبی و جمعی گرایش پیدا کرد و از حالت مسئولیت فردی خارج شد. البته این بدین معنا نیست که مسئولیت فردی کنار گذاشته بشود بلکه به غیر از مدیر مسئول رسانه، نویسنده و سردبیر و … نیز مسئولیت دارند. دقت کنید که مدیران رسانه، به صورت عمده ۳ نوع مسئولیت دارند؛ کیفری، مدنی و اخلاقی. مسئولیت اخلاقی ضمانت اجرایی ندارد اما مسئولیت کیفری و مدنی برای مدیران رسانه ضمانت اجرایی قانونی دارد. بر این اساس، اگر محتوایی یا کاری حاوی ماهیت مجرمانه باشد، کیفری است و اگر ماهیت مسولیت مدنی باشد، مدنی است.

این استاد دانشگاه بیان داشت: البته موضوعات اختلافی در بین خبرنگاران، اساتید و قضات وجود دارد که قانون باید پاسخکوی آن باشد. ماده ۱ قوانین مطبوعات، تمام مطبوعات، نشریات الکترونیکی، خبرگزاری‌ها و موسسات خبری در دو بخش سنتی و دیجیتال تعریف کرده است. این ماده بیان دارد که اگر نشریه‌ای بدون اخذ پروانه از هیئت نظارت منتشر شود، از قانون مطبوعات خارج است و بر همین اساس، اگر دچار تخلف بشود، قوانین و امتیازات این قانون شامل حال او نمی‌شود. البته دقت داشته باشید که وقتی چنین رسانه‌ای تخلف می‌کند، برحسب قوانین عمومی با او برخورد خواهد شد اما فرجام‌خواهی او در دادگاه رسانه که با حضور چند قاضی و هیئت منصفه و … برگزار می‌شود، مورد قبول واقع نمی‌شود. همین موضوع باعث بروز ایراداتی می‌شود.

دقت کنید که نظام حقوقی حاکم ما بر محور مدیر مسئول است. مدیر مسئول به صراحت تبصره ۴ و ۷ ماده ۹، مسئول مطلق مطالباتی است که در یک نشریه و در یک رسانه دیجیتال منتشر می‌شود. ما در نظام حقوقی به این موضوع، فرض مسئولیت می‌گوییم. این که مدیر مسئول یک رسانه برای تخلفی بیاید و بگوید که این محتوا را نخواندم و آگاه نبودم، مورد قبول نیست. علاوه بر این، قانون ما در کنار مدیر مسئول، اشخاص دیگری را هم اضافه کرده است و مسئولیت داده است. برای مثال، نویسنده نیز در مورد محتوا مسئولیت دارد. دقت کنید که این موضوع مورد انتقاد بسیاری از نویسندگان، استادان دانشگاه و حقوقدانان قرار دارد چرا که آنان می‌گویند اگر نویسنده مرتکب تخلف شد، چه کسی اجازه داده است که آن محتوا چاپ بشود بنابراین همان مدیر مسئول مقصر است و باید مسئولیت را بپذیرد. ما با این کار آزادی عمل را از نویسنده و خبرنگار می‌گیریم. امیدواریم که این مساله در بازنگری‌های آینده با دقت بیش‌تری مورد توجه قرار بگیرد.

در ادامه این همایش و در بخش دوم، کارگاه مدیریت رسانه با حضور دکتر علی محمد اسماعیلی، رئیس فرهنگسرای رسانه، محسن بنی‌هاشمی، پروفسور باقر ساروخانی، از چهره‌های ماندگار عرصه رسانه، حسن خجسته، محمود اسعدی، رئیس همایش بین‌المللی مدیریت رسانه، دکتر حمید ضیایی پرور، مدیر کل دفتر مطالعات و برنامه‌ریزی رسانه‌ها و حسین دانا برگزار شد.

پروفسور باقر ساروخانی در ابتدای این کارگاه صحبت کرد و ضمن تعریف انسان رسانه‌ای گفت: انسان از آغاز زندگی تا پایان زندگی خود، با رسانه است و اکنون رسانه‌ها به صورت شبانه‌روزی در خدمت انسان‌ها قرار دارند. باید بگویم که ما از نظر کمی و کیفی مدیون جامعه رسانه‌ای هستیم. علاوه بر این،‌ باید دقت داشت که نگاه ما به دنیا، نگاه با واسطه است. در حقیقت ما با نگاه رسانه‌ها به دنیا نگاه می‌کنیم. از همین منظر باید گفت که انسان جدید، فرآورده رسانه است و بنابراین نمی‌توانیم او را بدون رسانه تصور کنیم. باید در تعریف انسان رسانه‌ای بگویم که انسان رسانه‌ای، انسان فضای محدود نیست و فضای جهانی را تجربه می‌کند. از همین دیدگاه، انسان رسانه‌ای یک انسان فرا زمان و فرا مکان است. اگر خاطرتان باشد، در گذشته، مدت‌ها طول می‌کشید که بتوانیم پیامی را به کسی در خارج از کشور بدهیم اما اکنون و با کمک رسانه‌ها، در کمتر از چند دقیقه، پیاخم و محتوا منتقل می‌شود. انسان رسانه‌ای، انسان همه جهان است و هویت چندگانه دارد.

سخنران بعدی این کارگاه، دکتر حسن خجسته بود. او گفت: اگر دقت کنید می‌بینید که دریافت من از یک حقیقت به عنوان یک خبر وارد رسانه می‌شود و سپس من مخاطب آن خبر را می‌خوانم و نسبت به آن حقیقت، درکی پیدا می‌کنم. در حقیقت دریافت من با حقیقت فاصله زیادی دارد. اگر بخواهیم رسانه را با چیزی مقایسه کنیم باید به بازی‌های کامپیوتری اشاره کنیم. وقتی یک بازی کامپیوتری انجام می‌دهیم، فکر می‌کنیم که آزاد هستیم و هر کاری که دلم بخواهد می‌توانیم انجام بدهیم در حالی که واقعا آزاد نیستیم و در پروتکل آن بازی قرار داریم. در فضای مجازی نیز این‌گونه است. احساس می‌کنیم که آزاد هستیم اما واقعا آزاد نیستیم. برای مثال، آیا شما می‌توانید پیامی را خارج از ایدئولوژی یک گروه به آن بفرستید؟ قطعا نمی‌توانید پس در فضای مجازی آزاد نیستید. باید بگویم که فضای مجازی یک رسانه خرد است. مثلا می‌گوییم که فلانی یک میلیون فالوئر دارد، خب صدا و سیما که ۳۰ میلیون بیننده دارد. باید بگویم که امروزه، مصرف رسانه‌ای ما بسیار بالا است اما استفاده از آن کم است. انسان در محیط واقعی یک نفر است و انسان در محیط مجازی یک حالت دیگری دارد که ممکن است با خود واقعی او کاملا متفاوت باشد. در فضای مجازی، ظرفیت ماسک‌سازی بسیار بالا است و هیچ کس هم نمی‌فهمد که شما که هستید؟ در قدیم می‌گفتند که فلانی لات است اما اکنون در فضای مجازی، هر کسی هر کاری که دلش بخواهد می‌تواند انجام بدهد و هیچ کس هم نمی‌فهمد که چه کار کرده است. این مشکل در تمام دنیا وجود دارد و همه درگیر آن هستند.

سپس، حسین دانا صحبت کرد و گفت: اگر بخواهیم با دید بهتری به رسانه نگاه کنیم، باید به مدیریت رسانه و کارکردهای آن نگاه کنیم. برای مثال، این روزها موضوع اقتصاد مقاومتی، مساله بسیار مهمی است که رسانه‌ها وظیفه دارند به آن بپردازند. جدای از نیازهای رسمی و تکلیفی، عرصه‌های دیگری نیز وجود دارد که رسانه وظیفه دارد در مورد آن آموزش بدهد و آن عرصه را روشن‌تر کند. در صحبت‌های قبلی به فضای مجازی اشاره شد؛ در مورد آن باید بگویم که یک بخش از فضای مجازی ارتباط است اما بخش عمده و اعظم آن، شئونات فرهنگی است که این روزها از طریق همین ابزارها منتقل می‌شود. باید به عرصه دفاع رسانه‌ای بپردازم. ما باید از داشته‌های خود دفاع کنیم و در جایی که توسط رسانه به آن تهاجم می‌شود، به وسیله رسانه پاسخ بدهیم و دفاع کنیم.

وی ادامه داد: اکنون بسیاری از پروژه‌های کشور دارای پیوست فرهنگی است اما جای پیوست رسانه‌ای کم است. سواد رسانه‌ای یکی از موضوعات مهمی است که باید در تمام کارها و پروژه‌ها مورد توجه قرار بگیرد. برای مثال، ما اکنون موضوع تکلیف شب را داریم. قانونی که از مهر ماه سال ۱۳۹۷ لازم الاجرا است و در تمام مدارس باید اجرا شود. قانون این‌گونه است که گفته می‌شود بچه‌ها به جای انجام تکلیف شب باید به انجام فعالیت‌های مهارتی در منزل بپردازند. خب نکته اصلی این‌جا است که وقتی قرار شد این طرح اجرا شود، نه خانواده‌ها می دانستند که چه باید بکنند و نه مدیران مدارس تطبیق درستی داشتند. معلم‌ها نیز نگران این هستند که بچه‌ها بعد از کنار گذاشتن درس در یک روز، در روز بعدی با مشکل مواجه شوند.

محمود اسعدی در بخش بعدی این مراسم صحبت کرد و گفت: ما امروز اغلب حقایق را با یک واسطه که رسانه است درک می‌کنیم. بنابراین رسانه مهم است علاوه بر این، ما مخاطب ثابت نداریم و مخاطب متغیر داریم بنابراین کاری که رسانه می‌خواهد با آن مخاطب انجام بدهد، بسیار سخت است. دقت کنید که این روزها، عادات رسانه‌ای بسیار مهم است. اگر انسان امروز بتواند درک درستی از رسانه داشته باشد، می‌تواند با آن تعامل کند و در غیر این صورت منفعل خواهد شد. رسانه باید انسان را تربیت کند و فردسازی کند نه این که او را استثمار کند و از او خواسته یا ناخواسته استفاده یا سو استفاده کند.

در ادامه مراسم، علی محمد اسماعیلی، رئیس فرهنگسرای رسانه صحبت کرد و گفت: باید بگویم که ما هنوز انسان رسانه‌ای را تحویل نگرفته‌ایم و چنین انسانی در دست تولید است و به زودی به بازار خواهد آمد. یک نمونه از این انسان را یکی ازدوستان جامعه‌شناس ما معرفی کرد. آن یک دختر دبستانی بود که در نوشته‌های خود بیان کرده بود که نگران پدر و مادرم هستم که اگر این‌ها را در فضای مجازی ببینند،‌فاسد می‌شوند. می‌بینید که آن دختر به ته خط رسیده است و اکنون نگران من و شما است. باید دقت داشت که سرانگشتان انسان رسانه‌ای برای استفاده از رسانه‌های جدید آماده است، او می‌آید و همه را شگفت‌زده می‌کند چرا که ما اصلا خود را آماده نکرده‌ایم. وقتی شما وارد یک مغازه خیاطی می‌شوید، توقع دارید که آن خیاط برایتان لباس بدوزد. بر همین اساس، در حوزه رسانه نیز باید مدیر رسانه‌ای بلدکار داشته باشیم. چرا وقتی که یک مدیر رسانه‌ای می‌رود، همه عزا می‌گیرند که او رفت و یا چرا زمانی که مدیر یک شبکه می‌رود، همه به دنبال یک جایگزین می‌روند. این موضوعات به این دلیل است که مدیر رسانه‌ای تربیت نکرده‌ایم. تا چه اندازه برای رسانه و مدیریت رسانه ارزش قائل هستیم و این آرزش چه تناسبی با شرایط موجود دارد؟ چرا فقط سالی یک روز باید به رسانه، اهمیت آن و مدیریت رسانه بپردازیم؟ به نظرم بار ما در رسانه روی زمین مانده است و به همین دلیل با مشکل جدی مواجه خواهیم شد. باید بگویم که هنوز هیچ کدام از خبرگزاری‌ها و رسانه‌های ما این جسارت را ندارند که در انتهای خبر خود، برای مخاطب جا باز کنند تا او یک خط بنویسد.

در ادامه، محسن بنی‌هاشمی صحبت کرد و گفت: من می‌خواهم انسان رسانه‌ای را از دو زاویه متفاوت نگاه کنم. یک زاویه انسان‌هایی هستند که در رسانه گیر افتاده‌اند. انسان رسانه ای یک موجود گرفتار در رسانه است. وقتی این روزها، محتوای انباشته شده در رسانه‌ها را نگاه می‌کنیم می‌بیینم که این اطلاعات به سمت پوسته‌ای شدن و سطحی شدن رفته است. همه ما قسمتی از زندگی خود را در دوره‌ای داشتیم که رسانه به اندازه امروز نبود اما این روزها، بچه‌هایی به دنیا می‌آیند که از همان بچگی با رسانه روبه‌رو بودند. ما باید کمک کنیم که این بچه‌ها چیزهایی را که در تمدن انسانی بوده است را بچشند. ما امروز از هوش رسانه‌ای حرف می‌زنیم که مساله بسیار مهمی است. دقت کنید که شما اصلا نمی‌توانید به مدت طولانی از رسانه دور بشوید و نهایتا ۲۰ دقیقه می‌توانید از گوشی خود دور بمانید. انسان از خود فاصله گرفته است و خودمان را گم می‌کنیم.

وی ادامه داد: هم‌چنین می‌توان جور دیگری به رسانه نگاه کرد و آن هم آدم رسانه‌ای است. دقت کنید که ما دو جور آدم رسانه‌ای داریم؛ یا تسلیم رسانه‌ها می‌شویم و یا آنان را در اختیار می‌گیریم و تربیتش می‌کنیم. آدم رسانه‌ای از نظر من کسی است که بر رسانه مسلط شده است.

حمید ضیایی پرور، آخرین سخنران این جلسه بود. او تحقیق خود را با موضوع محتوا در رسانه‌ها ارائه داد و ضمن تعریف محتوا در رسانه‌ها گفت: در فضای مجازی، اطلاعات و تجربه‌ها هستند که محتوا را می‌سازند و بر همین اساس، می‌توان تعریف اصلی محتوا در فضای مجازی را اطلاعات و تجربه‌ها دانست.

وی به دسته‌بندی عصرهای ارتباطی از گذشته تا به امروز پرداخت و گفت: از گذشته تا به امروز، عصرهای مختلفی را تجربه کرده‌ایم. باید گفت که اکنون عصر محتوا است و کشورهایی حرف برای گفتن دارند که در این حوزه بتوانند کار کنند. در حقیقت می‌توان گفت که پادشاه کسی است که بتواند محتوای خوب و متناسب تولید کند. اگر دقت کنید می‌بینید که در حوزه فرهنگ مجازی، فرهنگ ملی ما نسبت به غرب بسیار برتر است و اگر بر گنجینه‌های مذهبی و فرهنگی خود تکیه کنیم می‌توانیم انواع محتواها را تولید کنیم. قرآن، نهج‌البلاغه و بسیاری از آثار فرهنگی این حوزه، از جمله موارد خوبی است که می‌تواند برای ما تامین محتوا کند.

او بیان داشت: آمارها نشان می‌دهد که اکثر مخاطبان فضای مجازی، مصرف‌کننده شده‌اند و هیچ تولیدی ندارند. بر همین اساس، متاسفانه ۸۰ درصد مطالب در فضای مجازی کپی می‌شوند و تنها ۲۰ درصد از آن تولیدی است.

انتهای پیام/

نظر بدهید

Be the First to Comment!

avatar
wpDiscuz