\r\n\r\n\r\n\r\n\r\n\r\n\r\n\r\n\r\n\r\n\r\n\r\n\r\n\r\n\r\n\r\n\r\n\r\n\r\n\r\n...
به گزارش روابط عمومی فرهنگسرای رسانه، به مناسبت روز خبرنگار و به همت فرهنگ‌سرای رسانه، ویژه برنامه «کتاب خبرنگار» با نقد و بررسی «جنگ کی تمام می‌شود» نوشته صادق وفایی از خبرنگاران خبرگزاری مهر با مشارکت امور کتابخانه‌های سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران و با حضور مهدی محمدی رییس فرهنگ‌سرای رسانه، صادق وفایی نویسنده اثر، محسن باقری‌اصل منتقد و میثم رشیدی مهرآبادی کارشناس - مجری برگزار و به دلیل رعایت موازین بهداشتی بدون حضور مخاطب و به صورت زنده از طریق صفحه رسمی اینستاگرام فرهنگ‌سرای رسانه پوشش داده شد. \r\n\r\n\r\n\r\nدر ابتدای این جلسه، میثم رشیدی، مجری برنامه با معرفی صادق وفایی که از خبرنگاران باسابقه است، از او خواست تا توضیحاتی درباره نگارش کتاب «جنگ کی تمام می‌شود» بدهد. او گفت: از سالیان دور علاقه زیادی به مقطع تاریخی جنگ جهانی دوم داشتم و مطالعات زیادی در این زمینه داشتم. تئاترهایی هم که تاکنون در آن کار کرده‌ام یا در مورد جنگ جهانی دوم بوده است و یا با موضوع استیلا غرب در قرن بیستم بوده است. در حقیقت فجایع بشری که در قرن بیستم در غرب رخ داده است را از نظر ادبی به تصویر کشیدم. \r\n\r\nمحسن باقری‌اصل که به عنوان منتقد در این جلسه حضور داشت، با اشاره به کتاب «جنگ کی تمام می‌شود» گفت: می‌خواهم صحبت‌هایم را با این سوال آغاز کنم که یک خبرنگار چگونه می‌تواند رمان‌نویس باشد؟ در این زمینه چند نکته مهم وجود دارد؛ به نظرم هر کس مدیوم خاصی دارد که نباید از آن خارج شود. مدیوم به هر کس یاد می‌دهد که چه فرمی از کار را باید انجام دهد. این موضوع بسیار مهم است. جالب است بدانید وقتی به نویسندگان شاخص دنیا نظیر همینگوی هم نگاه می‌کنیم می‌بینیم که آنان هم آثاری دارند که در فضای خبرنگاری و گزارش بوده است. در حقیقت شاید بتوان گفت همینگوی یک خبرنگار بوده است و در کتاب «پیرمرد و دریا» او نمونه‌هایی از گزارش‌هایش را می‌بینیم. \r\n\r\nرمانی قابل قبول است که مبتنی بر زیست نویسنده باشد/ موقعیت‌های ممتازی که خبرنگاران درکش کردند\r\nوی اضافه کرد: به نظرم موضوع مهمی که وجود دارد این است که کتاب مبتنی بر زیست نویسنده باشد، حتی فارغ از مطالعات او، کتاب بر پایه زیست نویسنده نوشته شده باشد. خبرنگارها از این جهت موقعیت‌های بسیار ممتازی را درک کرده‌اند؛ در حقیقت آنان می‌توانند وقایع خوبی را از نزدیک ببینند و همین موضوع کمک به زیست آن نویسنده در کتابش می‌کند. در نقطه مقابل به یک نویسنده روشن‌فکر نگاه کنید که بسیاری از موقعیت‌های یک خبرنگار را درک نکرده است. ماحصل کار او یک رمان آپارتمانی است. احتمالا برای مخاطب بسیار جذاب است که یک خبرنگار تجربیات خود را تبدیل به درام کند. \r\n\r\nکتاب جنگ کی تمام می‌شود، از دل یک نمایش‌نامه بیرون آمده است\r\nوفایی با اشاره به سابقه نگارش کتاب جنگ کی تمام می‌شود گفت: کتاب دیگری به تازگی از من چاپ شده که درباره تاریخ شفاهی دوبله است؛ در آن کتاب گفت‌وگوهایی با بسیاری از دوبلورهای کشور داشتم و ذات آن کاملا خبری است. به عنوان یک خبرنگار و مستندنویس، زندگی تعدادی از هنرمندان دوبله را در قالب‌ فشرده مصاحبه ثبت می‌کنم. البته در مورد کتاب «جنگ کی تمام می‌شود» باید بگویم که خبرنگاری را خودآگاهانه در آن دخیل نکردم. سال 93 نمایش‌نامه «جنگ کی تمام می‌شود» را درباره جنگ جهانی دوم نوشتم و در سال 97 می‌خواستم اجرایش کنم. این کار را به 3 سالن دولتی ارائه کردم و هر سه آن را رد کردند. کارمان دانشجویی و خوب بود اما چون چهره نداشتیم آن را رد کردند. از این اتفاق خیلی ناراحت شدم و چون می‌خواستم حرفم درباره جنگ جهانی دوم را به گوش مخاطب برسانم سراغ نوشتن این کتاب رفتم. در حقیقت هسته مرکزی این کتاب همان نمایش‌نامه است. وقتی این کتاب را می‌نوشتم، ندای درونی‌ام این بود که من یک کارگردان و نمایش‌نامه‌نویس تئاتر هستم و چون اجازه ندادند که در آن قالب کار کنم آن را در قاب دیگری آوردم تا به سمع و نظر مخاطب برسد. \r\n\r\nوی خاطرنشان کرد: من معتقدم که کتاب‌نوشتن جوششی است نه کوششی و در حقیقت نمی‌توانم ادای نوشتن کتاب را دربیاورم. اکنون مشغول نوشتن کتاب دیگری هستم که آن هم در فضای جنگ جهانی دوم است. بسیاری از کسانی که این کتاب را خواندند به من می‌گویند که این کتاب تصویری است؛ احتمالا به این دلیل است که از دل یک نمایش‌نامه بیرون آمده است. حس می‌کنم خبرنگاری من با تاثیر بر ناخودآگاهم در نثر کتاب تاثیرگذار بوده است. \r\n\r\n\r\n\r\nنویسنده ایرانی باید داستان ایرانی بنویسد\r\nباقری‌اصل در بخش دوم صحبت‌های خود با اشاره به تصویری‌بودن کتاب گفت: دوست داشتم تئاتر این کار را می‌دیدم اما باید بگویم که از خواندن این رمان خیلی لذت نبردم. در چند وقت اخیر خیلی‌ها می‌آیند و می‌گویند داستان ایرانی بخوانیم. به نظرم این موضوع مانی‌فست نویسنده‌های شکست‌خورده ایران است، کتاب‌هایشان را نمی‌خوانند و از مخاطب توقع دارد که همینگوی، کافگا و ... را نخواند و کتاب‌های او را بخواند. حال در نقطه مقابل این که نویسنده ایرانی داستان خارجی می‌نویسد کمی برایم عجیب است. اولا ترجیح می‌دهم که داستان خارجی را از نویسنده خارجی بخوانم که زیستش را دارد. علاوه بر این، به نظرم لحن‌های سه شخصیت اصلی کتاب که از کشورهای متفاوتی هستند، هیچ فرقی با هم ندارد. معتقدم نویسنده ایرانی باید داستان ایرانی بنویسد چرا که زیستش را دارد و مفاهیم برایش پرمعناتر است. \r\n\r\nمی‌خواستم نشان بدهم که غرب به جز خسارت چیزی برای دنیا نداشته است\r\nوفایی در پاسخ به این نقد که «نویسنده ایرانی باید داستان ایرانی بنویسد»، گفت: نویسنده‌های زیادی وجود دارند که از کشورهای دیگر به جز کشور مادری‌شان می‌نویسند. بنابراین با نقد شما در این زمینه مخالفم. جنگ جهانی دوم علاقه‌مندی من است و به همین دلیل دوست دارم آن را به تصویر بکشم. البته قصدم این است که جنگ جهانی دوم که فاجعه‌ جهانی از سوی کشورهای غربی است را در برابر چشمان مردم بیاورم. به نظرم ما دو تمدن غربی و شرقی داریم؛ غربی‌ها از ابتدای تاریخ تا به امروز کشت و کشتار داشتند و جنگ‌های جهانی اول و دوم فاجعه‌های آنان است. از همین منظر، مطالعات تاریخی خود را در خدمت ایدئولوژی‌ام آوردم و بگویم غرب به جز خسارت برای دنیا چیز دیگری نداشته است. البته مطالعاتی هم در زمینه جنگ خودمان داشتم. برای مثال در کتاب‌های آقای گلعلی بابایی نکاتی وجود دارد که می‌تواند ما را به خود مشغول کند و زمینه نوشتن کتابی دیگر را فراهم کند. \r\n\r\nمحسن باقری‌اصل در بخش دوم صحبت‌های خود تاکید کرد: جمله‌بندی‌های کتاب بسیار خوب است در حالی که بعضی از نویسند‌ه‌ها را داریم که حتی فیزیک جملاتشان غلط است. ویرایش فنی کتاب هم بسیار خوب بود. نویسنده اشاره کرد که این کتاب از یک نمایشنامه گرفته شده است اما باید بگویم که ادبیات و رمان بسیار بزرگتر از سینما و تئاتر است. ما با کتابی مواجهیم که فیزیکش درست است اما شیمی آن درست نیست. در حقیقت فعل و انفعالات به خوبی انجام نشده است. به نظرم کتاب نتوانسته حتی به پوسته جنگ نزدیک شود. نام آن ضدجنگ است اما به نظرم ضدجنگ نیست. به نظرم تصاویر زیادی از خیلی از اتفاقاتی که در جنگ رخ می‌دهد داده نشده است. خیلی به جوششی بودن که نویسنده اشاره کرد اعتقادی ندارم،‌ نوشتن کار نویسنده است. همانطور که خبرنگار برای نوشتن یک گزارش کوشش می‌کند در نویسندگی نیز همین است. \r\n\r\nوفایی در بخش پایانی صحبت‌های خود گفت: برایم قصه و اتفاق مهمترین چیز بود. دوست داشتم درمورد غربی بنویسم که روزگاری مهد آتش‌افروزی بود و اکنون هم همان‌ها در جای‌جای جهان آتش‌افروزی می‌کنند. این کتاب از ما می‌پرسد که چه زمانی قرار است آنان دست از بشریت بردارند و این جنگ‌ها تمام شود. همچنین به جنگ درونی شخصیت اصلی کتاب که آلمانی است نیز پرداختم. \r\n\r\n\r\n\r\n ۵ کشور دنیا ۲۴ ساعته علیه ایران فعالیت خبری می‌کنند\r\nدر بخش دیگر این برنامه، مهدی محمدی، رئیس فرهنگسرای رسانه صحبت کرد. میثم رشیدی مهرآبادی که اجرای این برنامه را برعهده داشت، با دعوت از مهدی محمدی به روی صحنه از او خواست تا درباره روز خبرنگار صحبت کرده و درباره برنامه‌های فرهنگسرای رسانه به این مناسبت توضیحاتی بدهد. \r\n\r\nمحمدی با اشاره به روز خبرنگار گفت:‌ همه ساله در روز خبرنگار سعی می‌کنیم علاوه بر برنامه‌هایی که طرح‌ریزی می‌شود، پیوستی به حوزه کتاب داشته باشیم و از خبرنگارانی که در این حوزه فعالیت دارند تقدیر کنیم. در حوزه خبری باید بگویم که وضعیت عجیبی داریم و شاید هیچ کشوری به جز ایران نباشد که 5 کشور دیگر در دنیا اتاق خبر 24 ساعته برای پوشش اخبار و رویدادهایش داشته باشند. شاید این حرف در جلسه‌های عمومی این‌گونه تفسیر شود که بگویند شما همه را دشمن می‌دانید و به دنبال توطئه‌اید اما در چنین جمع‌های تخصصی و از زاویه مخاطب تخصصی می‌توان گفت که 5 کشور دنیا شبانه‌روزی علیه ما فعالیت می‌کنند و در این فعالیت تابع هیچ قانون و ضابطه‌ای نیستند. \r\n\r\nبا استعداد و انرژی بچه‌های رسانه قابلیت تقابل با رسانه‌های دنیا را داریم\r\nوی اضافه کرد: مجموعه خبرنگاران ایرانی که سالی یکبار به مناسبت روز خبرنگار بهشان توجه می‌شود، نقطه مقابل تلاش‌های همان 5 کشورند که 24 ساعته علیه ما فعالیت می‌کنند و شبکه‌های متعددی هم دارند. جامعه‌ای که یکه و تنها در برابر این حجم از خبرهای سوء قرار دارد جامعه خبرنگاری است و باید از این زاویه این روز را بهشان خسته نباشید و تبریک بگوییم. معتقدم که خلاها ناشی از اشکال ابزاری نیست. شاید از نظر امکانات و تجهیزات و تعداد رسانه خیلی مشکلی نداشته باشیم اما فضای داخلی رسانه‌ای ما و آن چیزی که بین رسانه‌های ما در جریان است، اگر ناظر بر تمام ظرفیت‌های بچه‌های خبرنگار و روزنامه‌نگار باشد، اوضاع‌مان خیلی بهتر می‌شود. به نظرم با همین استعداد و انرژی که داریم قابلیت تقابل با رسانه‌های دنیا را داریم و خیلی وقت‌ها این موضوع را نشان دادیم و ثابت کردیم. امروز می‌بینیم که ظرفیت یک خبرنگار در شبکه‌های مجازی می‌تواند اندازه یک رسانه کمک‌کننده باشد. باید اعتماد و حمایت کرد. مهمترین ضعفی که جامعه رسانه‌ای ما با آن دست به گریبان است، نبود حمایت است در حالی که باید به ظرفیت‌های خودمان بیشتر عنایت داشته باشیم. نمونه این ظرفیت‌ها همین جلسه‌ و نگارش یک کتاب توسط یک خبرنگار است. ورود به کتاب نوشتن از سوی آقای وفایی، ورودی خاص و ویژه است. \r\n\r\n\r\n\r\nتلاش فرهنگسرای رسانه برای جلب توجهات به رسانه‌های مکتوب\r\nرئیس فرهنگسرای رسانه با اشاره به تلاش این مرکز برای نمایش ظرفیت‌های رسانه‌های مکتوب گفت: همیشه تلاش ما در فرهنگسرای رسانه این است که اینجا محملی برای دیده شدن این جور اتفاقات باشد. به نظرم نکته مهم در این زمینه نشان دادن قابلیت‌ها و توانمندی‌های بچه‌های رسانه است که شاید تاکنون کمتر بدان توجه شده باشد. جهت‌گیری ما توجه به رسانه‌های مکتوب است که البته معتقدم این بخش از رسانه، مادر رسانه‌های جدید است. تلاش می‌کنیم با یکسری از اقدامات این‌چنینی آن بی‌توجهی‌ها را جبران کنیم و توجهات را به سمت رسانه‌های مکتوب ببریم. روزنامه‌های ما اکنون از نظر موضوعات اقتصادی در سخت‌ترین شرایط عمر خود به سر می‌برند. از همه دوستان هم درخواست دارم که کمک کنند تا این مسیری که انتخاب کرده‌ایم به نتیجه برسد. \r\n\r\nدر پایان این برنامه رییس فرهنگ‌سرای رسانه به اهدای لوح تقدیر از خبرنگاران حاضر در نشست تجلیل کرد.\r\nانتهای پیام/ \r\n...
به گزارش روابط عمومی فرهنگسرای رسانه، مدرسه تخصصی رسانه با رویکرد برگزاری دوره‌های تخصصی هنر و رسانه، دوره آنلاین «داستان‌نویسی ویژه کودکان و نوجوانان» را با حضور «حامد حاجیان» برگزار می‌کند.\r\n\r\nحامد حاجیان، کارشناسی ارشد ادبیات نمایشی و مدرس داستان نویسی و نمایشنامه‌نویسی و نمایش به نوجوانان است. \r\n\r\nمدرس پروژه بینا فرهنگی نوجوانان ایران و لهستان با نام فراتر از مرزها، نویسنده نمایش کافه پولونیا تاتر گدوتوفسکی‌، وروستلاو‌، لهستان، نویسنده، مدرس و مشاور نمایش «اصفهان شهر بچه‌های لهستان» به سرپرستی رکسانا مهرافروزن‌. اجرا شده در موزه هنرهای معاصر اصفهان، نویسنده و کارگردان نمایش «مدرسه، مدرسه است»، نویسنده و کارگردان نمایشنامه‌«فاگین»، نویسنده و کارگردان نمایش «کابوس‌ها»، نویسنده و کارگردان نمایش «لرز»، رتبه اول کارگردانی‌ و نمایشنامه نویسی جشنواره دانش‌آموزی منطقه ۵ برای نمایش لرز، رتبه دوم کارگردانی و نمایشنامه‌نویسی جشنواره دانش‌آموزی مناطق تهران برای نمایش لرز بخشی از فعالیت‌های ادبی حامد حاجیان است.\r\n\r\nهنرجویان بعد از اتمام موفق دوره، گواهینامه معتبری از سوی سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران دریافت می‌کنند.\r\n\r\nبرای ثبت‌نام می‌توانید با شماره تلفن‌های ٣-٢٢٨٨٨٧٨٢(واحد آموزش) تماس بگیرید و یا به سامانه یکپارچه آموزش سازمان فرهنگی هنری به نشانی ‏Edu.farhangihonari.ir مراجعه کنید....
\r\n\r\n\r\n\r\n\r\n\r\n\r\n\r\n\r\n\r\n\r\n\r\n\r\n\r\n\r\n\r\n\r\n\r\n\r\n\r\n\r\n\r\n\r\n\r\n\r\n...
به گزارش روابط عمومی فرهنگ‌سرای رسانه، «ولایت عشق» دومین نمایشگاه گالری مجازی رسانگار فرهنگ‌سرای رسانه با نمایش آثار خوشنویسی و نقاشی‌خط مرضیه و معصومه حیدرپور به مناسبت عید سعید غدیر خم ۱۸ تا ۲۸ مرداد ماه در سایت و اینستاگرام فرهنگ‌سرای رسانه به تماشاست.\r\n\r\nمرضیه حیدرپور عضو موسسه توسعه هنرهای تجسمی معاصر با بیش از ۱۸ سال سابقه در هنر تذهیب و برگزاری بیش از ۲۰ نمایشگاه فردی و گروهی و معصومه حیدرپور با سابقه تدریس در خانه خوشنویسی، بیش از ۱۸ سال سابقه در هنر تذهیب و برگزاری بیش از ۲۰ نمایشگاه فردی و گروهی منتخبی از آثار خوشنویسی و نقاشی‌خط خود را به نمایش گذاشته‌اند.\r\n\r\nبرای بازدید از این نمایشگاه یه سایت رسمی فرهنگ‌سرای رسانه resaneh.farhangsara.ir و صفحه رسمی این مرکز در اینستاگرام @farhangsararesaneh مراجعه کنید.\r\n\r\nلازم به ذکر است گالری مجازی رسانگار با هدف حمایت از هنرمندان فراخوانی را ویژه هنرمندان حوزه تجسمی منتشر کرده است. برای نمایش آثار خود در این گالری مجازی رزومه و نمونه آثار خود را به نشانی resanegarartgallery@gmail.com ایمیل کنید یا از طریق نرم‌افزار واتس‌اپ به شماره تلفن 09223676801 ارسال کنید.\r\n\r\n...
به گزارش روابط عمومی فرهنگ‌سرای رسانه، ویژه برنامه «عید غدیر همراه با اهل قلم»، به همت فرهنگ‌سرای رسانه با مشارکت گروه هنری خانواده کوچک پنجشنبه ۱۶ مرداد ساعت ۱۸ در فرهنگ‌سرای رسانه برگزار می‌شود.\r\n\r\nاین برنامه که در آستانه عید سعید غدیر خم و روز خبرنگار اجرا می‌شود از بخش‌هایی چون: اجرای برنامه شاد و مفرح ویژه کودکان و نوجوانان، اجرای نمایش «آقا به پابوس آمدم» و تجلیل از اهالی قلم به مناسبت روز خبرنگار در فرهنگ‌سرای رسانه برگزار می‌شود.\r\n\r\nبه دلیل رعایت پرتکل‌های بهداشتی پیشگیری از بیمار کرونا، این ویژه برنامه به صورت زنده از صفحه رسمی فرهنگ‌سرای رسانه پوشش داده می‌شود. برای حضور مجازی در این برنامه به نشانی @farhangsararesaneh در اینستاگرام مراجعه کنید.\r\n\r\n...
به گزارش روابط عمومی فرهنگ‌سرای رسانه، به مناسبت عید سعید غدیرخم، ویژه برنامه «غدیرشناسی» به همت فرهنگ‌سرای رسانه و با مشارکت کانون آفتاب زندگانی برگزار خواهد شد.\r\n\r\nاین ویژه برنامه که روز شنبه ۱۸ مردادماه ساعت ۱۸ ساعت به مناسبت عید خم به صورت زنده برگزار می‌شود، از بخش‌هایی چون سخنرانی استاد حسن کلانتریان، دکلمه‌خوانی و اجرای احسان مقدس و امین محمدی، جلسه پرسش و پاسخ و مسابقه غدیر شناسی با اهدا جوایز تشکیل شده است.\r\n\r\nبه دلیل رعایت پرتکل‌های بهداشتی پیشگیری از بیمار کرونا، این ویژه برنامه به صورت زنده از صفحه رسمی فرهنگ‌سرای رسانه پوشش داده می‌شود. برای حضور مجازی در این برنامه به نشانی @farhangsararesaneh در اینستاگرام مراجعه کنید.\r\n\r\n...
به گزارش روابط عمومی فرهنگ‌سرای رسانه، ویژه برنامه «کتاب خبرنگار» با نقد و بررسی کتاب «جنگ کی تمام می‌شود» نوشته صادق وفایی در فرهنگ‌سرای رسانه برگزار می‌شود. \r\n\r\nصادق وفایی نویسنده خبرنگار باسابقه خبرگزاری مهر از خبرنگاران باسابقه حوزه ادبیات و نشر است.\r\n\r\nرمان «جنگ کی تمام می‌شود» که توسط انتشارات هیلا به چاپ رسیده است، دربرگیرنده اتفاقات آخرین روز جنگ جهانی دوم در خانه‌ای مخروبه در برلین است، اتفاقاتی که به سبب مواجهه یک‌ افسر آلمانی، یک افسر روس و یک امدادگر آمریکایی شکل می‌گیرند. خانه مخروبه در منطقه‌ای از شهر قرار دارد که هنوز نیروهای متفقین آن‌ را اشغال نکرده‌اند و افسر آلمانی‌ که وارد خانه می‌شود هم هنوز از پایان جنگ و خودکشی هیتلر اطلاع ندارد. \r\n\r\nاین رمان علاوه بر ساختار داستانی‌ جذاب خود، مروری بر تاریخ انقلاب اکتبر روسیه، جنگ جهانی دوم در اروپا، زندگی مردم آمریکا در آن ‌برهه و دیگر مسائل تاریخی قرن بیستم در جوامع غربی دارد. \r\n\r\nویژه برنامه کتاب خبرنگار روز یکشنبه ۱۹ مردادماه از ساعت ۱۸ تا ۲۰ با حضور صادق وفایی نویسنده، محسن باقری منتقد و میثم رشیدی مهرآبادی مجری در سالن آمفی تئاتر دکتر یونس شکرخواه فرهنگ‌سرای رسانه برگزار می‌شود. \r\n\r\nاین برنامه به همت فرهنگ‌سرای رسانه و با مشارکت امور کتابخانه‌های سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران و خبرگزاری مهر برگزار می‌شود. \r\n\r\n‌به دلیل لزوم رعایت پرتکل‌های بهداشتی، این برنامه را صورت زنده از صفحات رسمی فرهنگ‌سرای رسانه و دیگر رسانه‌های مشارکت کننده در اجرای این برنامه، پوشش داده می‌شود.\r\n...
در یکصد و هفتمین نشست تخصصی زرین قلم مطرح شد

احمد دهقان: کتاب‌نویسی بسیار ساده‌تر از نویسندگی است

نویسنده برجسته کشور در نشست رونمایی از کتاب «هیچ کس این زن را نمی‌شناسد»‌ گفت: در جامعه امروز، خیلی‌ها حتی برای مد هم که شده یک داستان می‌نویسند و از این جهت، کتاب نوشتن بسیار ساده است اما این که کسی بتواند نویسنده باشد و ذهن نویسندگی داشته باشد، بسیار مهم است.

به گزارش روابط عمومی فرهنگسرای رسانه و شبکه های اجتماعی،آیین رونمایی از رمان «هیچ کس این زن را نمی‌شناسد» با حضور نویسنده کتاب، ندا رسولی و اساتید ادبیات، احمد دهقان، مجید قیصری، زهیر یاری، ولی‌الله نوروزی و جمع زیادی از علاقه‌مندان در فرهنگسرای رسانه و شبکه‌های اجتماعی برگزار شد.

در ابتدای این مراسم و پس از خوشامدگویی مجری برنامه، اسماعیل باستانی، هنرمندان برجسته کشور به روی صحنه آمدند و با اجرای یک قطعه زنده و خوانش بخش‌هایی از کتاب «هیچ کس این زن را نمی‌شناسد»، حال و هوای خاصی به مجلس دادند. در همین بخش، ولی‌الله نوروزی، یک قطعه زنده را نواخت و پس از او، زهیر یاری، بازیگر سینما و تلویزیون، قسمتی از این کتاب را برای حاضران در جلسه خواند.

در ادامه اسماعیل باستانی، مجری برنامه از مهمانان جلسه درخواست کرد تا به روی صحنه بیایند و ندا رسولی و مجید قیصری برای معرفی این کتاب به روی صحنه آمدند.

روایت‌های واقعی از ورود نیرو‌های متفقین به ایران، زمینه‌ساز نوشتن رمان

ندا رسولی، اولین سخنران برنامه بود. او راجع به جدیدترین کتاب خود گفت: ایده اولیه این داستان، از این‌جا شروع شد که یکی دو روایت واقعی از این تاریخ شنیدم که بسیار تاثیرگذار بود. این دو روایت مربوط به ورود متفقین به ایران، اشغال ایران و قحطی بود. همین موضوع باعث شد تا این مقطع از تاریخ را مطالعه کنم و متوجه شوم که چه اتفاقات جالبی در آن برهه رخ داده است و می‌توان روی آن کار کرد. باید بگویم که آن روایت‌ها را از مادرم شنیدم و ایشان نیز آن را از پدربزرگ و مادربزرگم شنیده است که در آن مقطع زندگی می‌کردند. در حقیقت، این چند داستان، دستمایه‌ای برای نوشتن این کتاب شد.

او در پاسخ به سوال مجری برنامه مبنی بر واقعی بودن یا خیالی بودن روایات در این کتاب گفت: وقتی این مقطع تاریخی را مطالعه می‌کردم، تلاش کردم تا چارچوب اصلی تاریخ را در نوشتن کتاب رعایت کنم و از این جهت، لطمه‌ای به آن وارد نشود. علاوه بر این، تلاش کردم تا با استفاده از تخیل، این موضوع را غنی‌تر کنم تا بتوانم جهان داستانی خود را بنویسم. به صورت کلی باید بگویم که نوشتن یک داستان برمبنای تاریخ، کار بسیار سختی است؛ به این دلیل که شما باید قصه‌سازی کنید و در عین حال حواستان باشد که به آن چارچوب، لطمه‌ای وارد نشود و دچار تغییر نگردد.

مجید قیصری دیگر سخنران این جلسه رونمایی کتاب بود. او در مقدمه صحبت‌های خود گفت: وقتی شما چیزی را از دست می‌دهید، اگر برایتان عزیز باشد، به سختی می‌توانید آن را فراموش کنید. از همین منظر، وقتی شما عزیزترین نزدیکانتان را در جنگ از دست می‌دهید، جنگ معنا و مفهوم دیگری برای شما پیدا می‌کند. مطمئنا وقتی شما چیزی را از دست می‌دهید، دیگر جای هیچ شیرینی برایتان باقی نمی‌ماند و همه چیز تلخ می‌شود.

او در ادامه صحبت‌های خود، به کتاب «هیچ کس این زن را نمی‌شناسد» اشاره کرد و گفت: به نظرم، بحث دوری و نزدیکی وقایع در این داستان مطرح نیست بلکه بحث جذابیت است. نویسنده از یک سوژه خوشش می‌آید و دیگر فرقی نمی‌کند که آن سوژه مربوط به سال ۱۳۲۰ باشد یا مربوط به دهه ۶۰ هجری و حضرت سیدالشهدا باشد. به نظرم، نکته مهم در یک کتاب این است که نویسنده توانسته باشد که از پس زمان و مکان بربیاید. به نظرم، نویسنده در جایی قرار گرفته است که ما نمی‌دانیم کجاست. او در متن خود اصلاحات ترکی را آورده است که برای ما مانوس نیست. این کتاب، یک اثر درخور و قابل اعتنایی است. به نظرم برگزاری جلسات رونمایی کتاب، قواعد و قوانینی دارد که باید رعایت شود. همان طور که برای فیلم‌ها مراسم فرش قرمز گرفته می‌شود، باید چنین فضایی را برای کتاب نیز فراهم کنیم.

ندا رسولی در پاسخ به سوال مجری برنامه، ‌مبنی بر سفر کردن نویسنده در تاریخ به واسطه این کتاب گفت: وقتی تاریخ این مقطع را مطالعه می‌کردم، متوجه شدم که نیروهای متفقین از شمال و جنوب وارد ایران شده بودند. تقریبا آشنایی زیادی با جنوب کشور نداشتم اما به واسطه ارتباطاتی که با شمال کشور و به ویژه آذربایجان داشتم، روایت کتاب را بر اساس این منطقه آغاز کردم.

 

قیصری در بخش دوم صحبت‌های خود ضمن اشاره به شخصیت‌پردازی در این کتاب گفت: در ابتدا می‌خواهم که یک شمای کلی از این داستان به مخاطبان ارائه بدهم تا بدانند که با چه فضایی روبه‌رو هستند. این داستان، دو روایت را به موازات هم جلو می‌برد؛ یکی از این داستان‌ها، روایت من راوی دارد که به واسطه یک جوان روایت می‌شود. این داستان فضای شهری دارد و در اردبیل دنبال می‌شود. همزمان با این داستان، یک داستان دیگر نیز داریم که به صورت دانای کل روایت شده و در آن، ماجراهای سال ۱۳۲۰ روایت می‌شود. در ابتدا فکر می‌کردم که این دو روایت موازی با همدیگر جلو می‌رود اما با پیش رفتن در داستان متوجه شدم که این دو روایت از جایی به بعد، از هم جدا شده و جداگانه روایت می‌شوند. به نظرم، در این‌جا نویسنده باید اطلاعاتی می‌داد تا ما بفهمیم که این دو روایت اختلافی نزدیک به ۲۰ سال با یکدیگر دارند و جدا هستند. چیزی که برای من در متن داستان مهم بود و دوست داشتم که به آن پرداخته شود، این است که ما از یک روایت خرد که فقط چند روستا را دربر می‌گیرد، می‌خواهیم یک تصویر کلی از ایران را نمایش بدهیم. در حقیقت، با استفاده از روایات خرد می‌خواهیم تصویر کلی از جنگ را به نمایش دربیاوریم. با این حال باید بگویم که آن چیزی که دوست داشتم، به من ارائه نشد. انتظار من این بود که بدانم در سال ۱۳۲۰، چه کسی پادشاه مملکت است؟ چه اتفاقاتی در آن زمان رخ می‌دهد و … اما از آن‌جا که آدم‌ها بسیار درگیر روزمرگی شده‌اند، کمتر کسی به این مساله توجه می‌کند. در حقیقت، در این کتاب، هیچ حرفی از کسانی که به نوعی دست‌اندرکار این اتفاقات شوم هستند، به میان نمی‌آید و هیچ اطلاعات تاریخی از این جغرافیا به من داده نمی‌شود. این‌ها از جمله حلقه‌های مفقوده این داستان است. علاوه بر این، باید بگویم که وقتی این کتاب را می‌خوانید، بدون آنکه بدانید نویسنده کتاب چه کسی است، حس زنانه او را حس می‌کنید.

تصویر روی جلد، برگ برنده رمان «هیچ کس این زن را نمی‌شناسد» است

اسماعیل باستانی در ادامه صحبت‌های مجید قیصری راجع به این کتاب گفت: یکی از برگ برنده‌های این کتاب، تصویر روی جلد آن است. باید بگویم که جلد این کتاب بسیار جذاب بوده و برای جذب مخاطب خیلی مهم است. باید بگویم که اصولا مخاطبان ما نویسنده‌ها را نمی‌شناسند و به همین دلیل وقتی به کتاب‌فروشی مراجعه می‌کنند، تنها به قفسه کتاب نگاه کرده و هر کدام که جذاب‌تر باشد و او را جلب کند، می‌خرد. از همین‌منظر، طرح جلد این کتاب بسیار خلاقانه و هنرمندانه است. طراح این جلد، فرزاد ادیبی است که به نظرم بسیار خوش‌ذوق عمل کرده است.

قیصری راجع به تاثیر جغرافیا در این کتاب گفت: اگر شما متنی داشته باشید که جغرافیا در آن نقش تعیین‌کننده‌ای نداشته باشد، خیلی ایراد ندارد اگر جغرافیا را به صورت سطحی بیان کنید. به نظرم، این کتاب، تاریخ را روایت می‌کند و در زیر پوست آن، از سنتی صحبت می‌کند که وابسته جغرافیا بوده و بر آن تاثیرگذار است. به نظرم، روی این مسائل می‌شد تمرکز ویژه‌ای داشت و استفاده از این تکنیک‌ها بسیار به رنگ و بوی آن کمک می‌کرد و آن را به سمت بومی‌شدن می‌برد. برای مثال، یکی از چیزهایی که بسیار دوست داشتم در این کتاب بخوانم، مربوط به ریزه‌کاری‌های سنتی در آن مناطق بود اما عملا چیزی دستم را نگرفت. مثلا تا انتهای داستان، هیچ تصویری از سربازان روس ندارم با این که بسیار دلم می‌خواست تا راجع به جزئیات آن باخبر شوم.

تمام شخصیت‌های داستانی به خوبی توسط نویسنده مدیریت شده است

او اضافه کرد: البته باید بگویم که ایشان انصافا نمره خوبی از این نوشته می‌گیرد چرا که آن را مدیریت کرده است. منظورم از مدیریت این است که او توانسته است، شخصیت‌ها را مدیریت کرده و از دستش خارج نشود. البته ایشان نویسنده جوانی است و با نوشتن بیش‌تر می‌تواند پیشرفت قابل ملاحظه‌ای کند. اگر چه جاهایی از داستان از دستشان خارج شده بود. مثلا در مواردی از کتاب، تعلیق‌هایی ایجاد شده بود که خیلی مناسب نبود. این موضوع به مدیریت داستان توسط نویسنده برمی‌گردد. ایشان می‌تواند با تکرار و تمرین بیش‌تر این موارد را نیز مدیریت کند. به نظرم اگر یک سرویراستار قوی در نشر وجود داشته باشد، متن را بخواند و همه این جزئیات را دربیاورد، متن از آب و گل درمی‌آید و خلاهای آن جبران می‌شود. ما چنین چیزی را در سینما و تئاتر داریم و بر همین اساس، متن نمایش‌نامه یا فیلم‌نامه چندین بار بازنویسی می‌شود اما در حوزه ادبیات، از این موضوع فقیر هستیم. امیدوارم روزی برسد که انتشارات‌های ما به این‌جا برسند که با استفاده از سرویراستاران جدی و قدرتمند، کارها را بخوانند. در این‌جا است که تحولی جدی در ادبیات ما رخ خواهد داد.

ندا رسولی در بخش دیگری از صحبت‌های خود، دلیل انتخاب دو راوی را توضیح داد و گفت: وقتی طرح این رمان را نوشتم، ۴-۵ فصل اول را با من راوی نوشتم اما بعدا دیدم که این راوی به تنهایی جوابگو نیست و بنابراین باید این اتفاق صورت بگیرد و بر همین اساس عمل کردم. از آن‌جا که زمان دو داستان و نوع روایت متفاوت بود، یک راوی جوابگو نبود و نمی‌شد که از یک راوی استفاده کنم. باید بگویم که در ابتدای نوشتن این کتاب، بسیاری از شخصیت‌ها حضور نداشته و تعریف نشده بودند. با این حال، وقتی کار جلوتر می‌رفت، کم‌کم آنان را اضافه کردم. شخصیت‌های این کتاب تلفیقی از واقعیت و تخیل هستند. بدین معنی که اگر یکی دو ویژگی در جهان بیرون می‌بینم، سعی می‌کنم که آن را با استفاده از تخیل غنی کنم و شخصیت جدیدی بسازم.

قیصری در پاسخ به سوال دیگر مجری مبنی براین که آیا می‌توان این کتاب را یک داستان قهرمان‌محور و ضد جنگ دانست یا خیر؟ گفت: به این موضوع فکر نکردم اما بعید است که بتوان چنین معنایی را برای آن تعریف کرد چرا که قهرمان ندارد و البته شخصیت اصلی آن در پایان، ضد قهرمان می‌شود. در مقابل، باید بگویم که این داستان، یک داستان بومی است و نویسنده تلاش کرده است تا یک روایت بومی را به ما بدهد. دلیل این موضوع این است که کتاب، جغرافیای اردیبل در دهه ۲۰ را روایت می‌کند. یکی از چیزهایی که نه در این کار بلکه در تمام رمان‌های بومی باید مدنظر قرار بگیرد، جزئی‌پردازی است. برای مثال،‌ یکی از اتفاقات مهمی که در اردبیل رخ می‌دهد، در مقبره شیخ صفی است که در کتاب فقط به نام او اشاره شده است. این‌ها دقیقا همان ریزه‌کاری‌های داستان است که دوست داشتم در متن کتاب بیاید و خواننده را در خود غرق کند. نوشتن یک جور نقاشی‌کردن است که نویسنده در آن، به جای استفاده از رنگ، از قلم استفاده می‌کند. در این کتاب، به دنبال این بودم که درخت‌ها، پرنده‌ها، حصار و … روایت شود اما در مواردی از این موضوع صحبت نشده بود.

نویسنده کتاب «هیچ کس این زن را نمی‌شناسد» راجع به شخصیت‌های این کتاب صحبت کرد و گفت: یکی از شخصیت‌های فرعی این کتاب، بیش از همه توجه من را به خود جلب کرد و او را بسیار دوست داشتم. تقریبا سعی کردم تا با تمام شخصیت‌های داستان خود زندگی کنم. این موضوع را از استاد دهقان یاد گرفتیم که وقتی می‌خواهیم یک رمان بنویسیم باید تمام تمرکز خود را بر روی رمان بگذاریم تا به سرانجام برسد.

در ادامه جلسه، زهیر یاری بخش دیگری از این کتاب را که متعلق به فصل پانزدهم بود را خواند و با استقبال خوب حاضران در جلسه همراه شد.

در جامعه امروز، کتاب‌نویسی ساده‌تر از نویسندگی است/ ندا رسولی آثار زیادی خواهد نوشت

در بخش بعدی این جلسه، احمد دهقان صحبت کرد و درباره کتاب ندا رسولی گفت: بعضی‌ها نویسنده هستند اما بعضی‌ها فقط یک کتاب می‌نویسند. خانم رسولی از کسانی است که کتاب‌ها خواهد نوشت. در جامعه امروز ما که کتاب‌نوشتن خیلی ساده است، خیلی‌ها یک کتاب می‌نویسند. حتی برای مد هم که شده یک داستان می‌نویسند و از این جهت، کتاب نوشتن بسیار ساده است اما این که کسی بتواند نویسنده باشد و ذهن نویسندگی داشته باشد، بسیار مهم است. مهم‌ترین ویژگی خانم رسولی این است که او نویسنده است و یک کتاب‌نویس نیست. این اثر ایشان، یک شروعی برای کارهای بسیاری است که فکر می‌کنم خواهند نوشت و بعدها اسم ایشان را بیش‌تر خواهیم شنید. باید بگویم که به نظر من، کسی که باید نویسنده بشود، نویسنده خواهد شد و شما فقط باید به او کمک کنید و نیازی نیست چیزی یاد او بدهید. در حقیقت، با این موضوع مخالفم که یک استاد بیاید و شخصیت‌پردازی و … را تعریف کند. به نظرم، این کار به هیچ وجه، کار یک کارگاه نیست و نباید اتفاق بیفتد اما آن استاد باید راهنمایی کند و فوت و فن نوشتن را یاد بدهد. این موضوع است که مهم است. کسانی که می‌خواهند یک نویسنده شوند، موقعیت، راوی و … را بلد هستند و نباید آنان را جداگانه به آنان یاد داد. نکته مهم آموزش این است که این مواد، چگونه به هم وصل شوند و چه‌طور نوشته شوند. مشورت کردن از این جهت درست است که بیایم و بگویم که چرا این کار را کردی و باید داستان را از ابتدا بنویسی. برای خانم رسولی این اتفاق افتاد که باعث شد به او بگویم داستان را از ابتدا بنویسد اگر چه او پایان‌ها را بسیار خوب می‌نوشت. به همین دلیل است که می‌گویم تمام این نوشته‌ها کار خودش است و من یک کلمه هم به آن اضافه نکردم. مطمئنا هر کس دنیای خود را دارد و دوست دارد راجع به یک موضوع بنویسد. به نظرم، نویسنده‌ای که می‌خواهد نویسنده بشود را باید کمک کرد تا بتواند این کار را انجام دهد اما اینکه بخواهید او را بسازید، امکان‌پذیر نیست. وقتی ایشان طرح‌شان را آغاز کردند و چند فصلی از کتاب را نوشتند، به ناگاه آن‌چنان جوششی درشان رخ داد که بقیه را با سرعت نوشتند و تا انتها با یک نثر روان جلو رفتند.

ندا رسولی در مورد کتاب بعدی خود صحبت کرد و گفت: داستان بعدی من، یک داستان بومی مربوط به زلزله بم است.

او هم‌چنین در مورد مواردی که به کتاب وارد شد صحبت کرد و گفت: باید بگویم که من نمی‌خواستم تاریخ بنویسم بلکه می‌خواستم رمان بنویسم. از همین منظر، این موضوع برایم کافی بود که رمان در بستر تاریخی شکل بگیرد. در حقیقت می‌خواستم تاریخ را بستری قرار بدهم که به انسان‌ها برسم؛ به آدم‌هایی که در یک مقطعی گیر افتاده‌اند و قربانی روزگار آن موقع شده‌اند.

مجید قیصری در پاسخ به این صحبت نویسنده کتاب گفت: ما یک رمانی به نام «بازمانده روس» را داریم. داستان آن در یک کاخ انگلیسی‌ می‌گذرد و مربوط به یک داستان عاشقانه سر پیش‌خدمت با یک خانم است و نمی‌تواند این عشق را به او ابراز کند. با این‌حال، در بستر این داستان، تاریخ جنگ را می‌بینید. در حقیقت، یکی از کلیدی‌ترین قسمت‌های داستان در همان‌جا رخ می‌دهد. دقت داشته باشید که در رمان‌نویسی باید فضا بسازیم و تا زمانی که این فضا ساخته نشود، چیزی به من منتقل نمی‌شود. بنابراین، وقتی شما به من، فکت‌های مستقیم تاریخی را می‌دهید، باید حال و اوضاع آن را نیز بیان کنید. این‌ها مطالبی است که شما به عنوان یک مخاطب، مدام از خود می‌پرسید و باید توسط نویسنده جواب داده شود.

 

وی ادامه داد: اگر دقت کنید می‌بینید که داستان مطرح شده در این کتاب، یک جنگ است چرا که ایران در جنگ جهانی دوم اعلام بی‌طرفی می‌کند اما به صورت ناخواسته یک قحطی بسیار عظیمی بر ما تحمیل می‌شود. حرف من این است که شخصیت‌های این داستان، هیچ واکنشی نسبت به این قحطی نشان نمی‌دهند و هیچ اعتراضی نسبت به این موضوع بیان نمی‌کنند. هوش داستانی به من می‌گوید چه‌طور می‌شود که یک نفر از خود نپرسد که چه کسی روس‌ها را به ایران راه داده است.

ندا رسولی در پاسخ به مجری برنامه، پیرامون انتخاب روح انسانی در این داستان گفت: اگر بخواهم بگویم که چرا تاریخ را انتخاب کردم باید بگویم که در مواجهه با تاریخ به صورت خواسته یا ناخواسته، با موضوعات ویژه انسانی روبه‌رو می‌شوید و فکر می‌کنم که ادبیات خیلی می‌تواند به این موضوعات بپردازد و از جهت بسیار ارزشمند است. من برای نوشتن این کتاب، منابع بسیار زیادی را مطالعه کردم. برای مثال، کتاب «اردبیل در گذرگاه تاریخ قحطی بزرگ» و … را خواندم. این موضوعی که توسط آقای قیصری مطرح شد را در مردم ندیدم. مردم ترسان، قحطی‌زده و گرفتار در جنگ را دیدم که کاری نمی‌توانستند بکنند. در حقیقت، در منابعی که می‌خواندم، مساله ای ندیدم که بخواهم به سمت آن بروم و اشاره کنم. حتی اگر در تاریخ شفاهی‌هایی که می‌شنیدم، تلنگری مبنی بر قد علم کردن مردم در برابر روس‌ها را می‌دیدم، مطمئنا به سمت پاسخ دادن به آن می‌رفتم اما چیزی ندیدم.

نویسنده کتاب، شخصیت و فضا را مدیریت کرده است/ نمره قابل قبول برای یک نویسنده کار اولی

مجید قیصری در بخش پایانی صحبت‌های خود به نکات مثبت این کتاب اشاره کرد و گفت: آن بخشی که مربوط به داستان آن نانوا بود، برایم بسیار جذاب بود و با آن ارتباط خوبی برقرار کردم. علاوه بر این، شخصیت داشی‌خان،‌ بسیار مناسب نوشته شده بود. او کسی است که مواد غذایی احتکار می‌کرد و طمع داشت و به نظرم خانم رسولی به خوبی ایشان را روایت کرده بودند. البته همه این شخصیت‌های جای بیش‌تری برای پرداخت نیز داشتند. به نظرم، در مواردی جا داشت که مطالب به صورت کامل‌تری پرداخت شود و داستان با جزئیات بیش‌تر روایت شود. به نظرم، این کتاب به عنوان یک کار اولی، نمره قابل قبولی می‌گیرد. ایشان توانسته است شخصیت‌ها و فضا را مدیریت کند و دو داستان را در یک نقطه به همدیگر برساند. در کل باید بگویم که این کتاب دارای متن جذاب و پرکششی است. علاوه بر این، از راوی‌های زن استفاده شده است که بسیار ارزشمند است. به نظرم، خواننده از خواندن این کتاب، حوصله‌اش سر نمی‌رود و پر کشش تا آخر آن می‌رود.

ندا رسولی در بخش پایانی صحبت‌های خود گفت: در نوشتن این کتاب تلاش کردم با وجود این که کتاب برای سال۱۳۲۰ است، داستان بیان شده امروزی باشد. دوست داشتم که دغدغه‌هایم، دغدغه شخصیت‌های امروز باشد. امیدوارم که موفق بوده باشم.

در پایان این جلسه، کتاب «هیچ کس آن زن را نمی‌شناسد» با حضور احمد دهقان، محید قیصری، زهیر یاری، ولی‌الله نوروزی و جمع زیادی از علاقه‌مندان رونمایی شد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *